بیاین یکم حرف بزنیم
منم ی اتفاقی ک دیروز افتاد رو براتون تعریف کنم ببینید تا چ حد حق داشتم

دیروزی پسرمو بردم شهره بازی اراد با ی ماشین بازی می‌کرد حسابی مشغول بود ی بچه کوچیک تر اومد سوارش شه اراد اجازه نداد منم گفتم عزیزم نوبتیه تازه نشسته خلاصه اون بچه دو سالش بود با ی داداش شش ساله دیدم وایسادن رو سر اراد دارن بهش حرف میزنن ک پاشو و فلان خیلی بهم برخورد بعد دیدم داداش بزرگه داره اراد رو نیشگول میگیره و مادره اصلا دخالتی نمیکرد منم ب اراد گفتم بازی کن چون خیلی اعصبی شده بود اونا اومدن ک وسیله رو از اراد گرفتن آراد کلی گریه کرد منم ب مربی گفتم سریع اراد رو سوار کن تا دنیارو بهم نریختم اون اراد رو سوار کرد منم هرچیییییییی از دهنم اومد ب مادر و پسر گفتم گفتم شما بی خود میکنید سر بچه من داد میزنین شما کی هستین من بچه بزرگ کردم هر کی از اینو میاد هرجوز دلش میخاد رفتار کنه ی جیغ محکمممممم کشید سر پسر بزرگ‌تره و بعد چند دیقه بازی کردو از اون محیط دورش کردم و بردمش رستوران و کافه
‌و این دعواها کلا س چهار دیقه بود همش منم

۵ پاسخ

به نظرم برخورد فیزیکی اون پسر شش ساله بد بوده ولی دیگه رفتار شمام یکم افراطه، شما وقتی دیدی اونا وایسادن خودتم میرفتی کنارشون براشون تایم میذاشتی میگفتی مثلا هرکس تا ۱۰ تا شماره سوار شه بعد نفر بعدی تا هرکدوم به نوبت استفاده کنن، دیگه این مسائلم پیش نمی اومد، چون شهربازی و خانه بازی جای عمومیه و بجای دعوا، بچه ها بهتره اموزش نوبتی استفاده کردن رو یاد بگیرن و بدونن وسایل برای همه هست و در نهایتم به هر حال بچه ها با ناکامی مواجه میشن و بهتره بچه هم کم کم با این موضوع مواجه بشه

من تو این موردا زیاد دخالت نمیکنم چون اونا هم بچه هستن..باید سروسنگین باشیم..

خوب کردی دختر منم آرومه کسیو اذیت نمیکنه اوایل به گفته روانشناسا حل کردن مسئله بهش آموزش میدادم بعد دیدم نخیر دنیا نامرد شده لچم اذیت میشه دیگه دارم یادش میدم هرکس زدبرن درگوشش!!

خوب کردی

عی بابا این بحثا همه جا هست عادیه برا منم پیش امده بعضیا بیشعورن از بچه کوچیک بشکون گرفتن متاسفم برای این جور ادما طفلی بچه دردش امده حتما

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...
مامان پرهام مامان پرهام ۴ سالگی
مامان فرفری..✨🍓 مامان فرفری..✨🍓 ۳ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#نوزاد#کودک#پوشک#کولیک#نوزاد#فرزند#


ادامه تاپیک قبل___خلاصه من رفتم قدم بزنم همسرم دید ناراحتم اومد پیشم گفت چیشد براش تعریف کردم گفت راااست میگییی من فکرکردم اول از تو شروع کرد بعد برای همین باز دیگ تعارف نزد بهت گفتم ن بابا اصلا هیچ تعارفی نکرد از اولش همسرم خیلی ناراحت شد گفت پس بیا جمع رو ترک کنیم ب بهانه غذا خریدن برای تو و بچه دیگ رفتیم پیششون همسرم بهشون گفت ما میریم غذا بگیریم خدانگهدار باهم دیگ رفتیم از اونجا چند دقیقه بعد هم برگشتیم ک وسایل همه رو جمع کنیم بریم شهر خودمون (اخه ۴ ساعت فاصله بود ازاونجا تا شهرمون)بعده اینکه برگشتیم وسیله هامونو جمع کنیم همه فهمیده بودن ناراحت شدیم ما از چیزی شوهر منم از فرصت استفاده کرده بود اینو برد ی گوشه بهش گفت قضیه رو ک چه کار بیخودی کرد بعدش ک من اومدم سوار ماشین شم سریع اومد داشت کمکم می‌کرد همون آقا انگار ی حس عذاب وجدان گرفت مهربون شد یهو باهام توی مسیر هم همش میگفت هرجا فکر میکنی خوبه بگو وایمیستیم فلان…….به نظرتون این یعنی چی؟؟نه به اون رفتار ک بی احترامی کرد بهم نه ب این رفتارش!!شما این دوتا رفتار رو کنارهم بزارید و قضاوت کنید من ک قفله مغزم
مامان یکی یدونه مامان یکی یدونه ۳ سالگی
من دیگه روانی شدم از دست بچم. چیکار کردید که بچه هاتون حداقل یه تایم کوچیک با خودشون بازی میکنن. پسر من عادت تلوزیون کرده از صبح بیدار میشع پای تلوزیونه تا شب. چند روز شده دیگه تلوزیون میخام کمتر روشن کنم. همش نشسته رو مبل قمبرک زده عین افسرده ها اصلا هم با اسباب بازیاش بازی نمیکنه منم خب نمیتونم که مداوم بازی کنم پس کی اشپزی کنه کی خونه رو تمیز کنه کی حداقل یه حموم برم . با بچه دیگه هم بازی نمیکنه دوتا بچه بازی کنن میره خراب میکنخ بازی شونو اشکشونو در میارع. با یه بچه قلدی میکنه و عصبی حرف میزنه. ‌اصلا وضعی دارم. میبرمش پارک از دو قدمی من اون ور تر نمیره. خدایی شما چطور بچه تربیت میکنید پسر من بشدت بی ادب و پررو هم هست😭 نگید چطور دلت میاد بگی خب هست دیگه😭😭 نه سلام میکنه نه ادب داره همش حرف زشت کار بد جلو همه مثلااا درارو محکم میبنده هرچی به ارامش صحبت میکنیم باهاش کلا انگار به دیوار میگیم . باباش دیگه بهم ریخته از هر دو حرفش یکی شده که نکن میزنمت😭😭😭