۶ پاسخ

پسرمنم از کمد دیواری و پرده اتاق میترسید میگفت چشم داره یا یهو باهاش حرف میزد وبای بای میکرد ومیخندید .باهاش حرف زدم گفتم کیه کجاست نشون مامان بده تا بیرونش کنم دستم میگرفت میگفت کمد بردمش کنارکمد درهاش باز کردم رختخوابها نشونش دادم چندباراین کار کردم داخل اون اتاق تنها نمیرفت همیشه چراغش روشن میزاشتم که تاریک نباشه بترسه الان خداروشکر خوب شده
بزار چندروز باهاش که حرف زدی باترسهاش رودر روش کن بگو ببرم تاببینمش کم کم خوب میشه طبیعی تو این سن

فیلمی کارتونی چیزی ندیده از تلویزیون یا گوشی
یا ممکن بچه ای یا کسی ترسوندش

سوال منم ببین پسرمنکه خواب دید ولی خیلی اینم میترسه امشب بغض کرده بود از ترس میگفت بگو بابا بیاد. دلم کبابه براش

وارد دنیاش شو، بگو کی دیدیش،کجا دیدیش!! هر وقت شد بهش بگو سری بعد دیدی بیا باهم بریم سراغش ،بابا قوی مامان قوی تو قوی باهم میریم سراغش فرار کنه دیگه نیاد!! داستان من درآوردی براش بگو داستان درمانی خیلی تاثیر داره
مثلا درمورد همین موضوع که بچه مثلا شیر میخورد و قوی شد رفت سراغ هیولا و شکستش داد هیولا فرار کرد و دیگه نیومد یا مثلا دوست شدن با هیولا
مثلا الان ممد قولی که خیلی از بچه ها ازش میترسن دوست پسر من شده حتی با اون قیافش!!

عزیزم اون ساعت‌هایی مه صداها میاد براش موسیقی آرامبخش بذار گناه داره بچه 🥺

نمیدونم والا تجربه ای ندارم
ولی میتونی وقتی میدونی از چه ساعتی صداها شروع میشه براش اهنگ بزار

سوال های مرتبط