۱۶ پاسخ

چه دختر ناز و بامزه ای.ماشاالله 🤩

چقد خوشگله دخترت اسپند دود کن

بچه منم اینه البته دوسال هفت ماهشه....هرچی روز اتفاق بیفته شب خوابشو میبینن.باید خیلی باهاشان راه بری کنار بیاد تاشب خوب بخوابه.من امتحان کردم

اتفاقای طول و روز و خاب میبینن و اینکه خب بچه هستن هنوز متوجه نمیشن ک خابه

خواب زیاد میبینه از خستگی زیاد ناشی از بازی های هیجانیه بنظرم
نزدیکهای شب نذار خیلی دنبال بازی کنه

دقیقااادخترمنم دوشب خوبه ده شب داستان دارم

دختر منم اینجور میشد ۱ساعت می خوابید بعد بلند میشد گریه و خودشا میزد ب قول قدیما زحمت برداشته منم بردمش دکتر ی شربت داد نامه مشواره ولی بازم اینجور میکرد تا ک براش سر کتاب برداشتم خوب بودشد

وای پسر منم با گریه و ترس بیدار میشه اصلا خواب ندارم تا چشمام گرم میشه با گریه های وحشتناک بیدار میشع یهو بعد میترسه یا میگه مار هست یا میگی نمی‌دونم ممد قلب هست

یا یکی اینو ترسوند از چیزی میترسه

ببر پیش مشاور بگو ببین چی میگه شاید راهی باشه

پسر منم گاهی اینطوری میشه و میگه قند میخوام

دختر بزرگتر منم وقتی مهمونی میرفتیم و بازی های هیجانی میکرد شبا اینطور میشد

خیلی باحاله پسره منم جیغ میکشه ولم کن😂🥴🥴

خیلی باحاله پسره منم جیغ میکشه ولم کن😂🥴🥴

بچه منم هر از گاهی اینجوری میشه یهو بیدارمیشه مثلا میگه بریم سرسره‌.یا میگه مامان بده.یا چیزهای دیگه که حضور ذهن ندارم

منم الان یک هفته دخترم همینه روانی شدم یعنی دوساعت بیشتر نمیخابم

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی
مامانا تورو خدا بیایین راهنمایی کنین،بچه من هر جا میریم یه چیزی از بقیه رو میبینه و میگه مال منه و قشقرقی به پا میکنه که حتما باید اونو بیاریم خونه براش، تا ماه پیش مثلا اسباب بازیا بچه اجیارو میگفت و میاوردیم یه روز دو روز دستش بود بعد خودش میگفت ببر بده ،خداشاهده اتاقشو عکس بدم هزارتا اسباب بازی داره بعد مثلا میره سر مدادی بچه اجیمو برمیداره زور میشه بیاره خونه ، حالا تازگی دیگه رفته سر چیزا بزرگتر ،اگه نیاریم چندین ساعت جورررری گریه زاری میکنه که میخاد از حال بره بابد بریم بیاریم براش ،پریشب خونه مامانم اجیم اماده شد برن خونشون یه دفعه کیف اجیمو گفت مال منه هر چی باهاش حرف زدم اصلا تو کتش نمیره فقط میگفت این مال منه ،کیف اجبمو قایم کرد اجیم یواشکی برداشت و رفت خونشون ،وقتی خواستیم بریم سریع رفت برشداره دید نیست اینقدر گریه کرد رفتیم خونه از ۹شب تا ۱۱گریه کرد گریه نه ها گررررریع بدجور ، دیگه رفتیم خونه اجیم کیفشو گرفتیم اوردیم یکم بازی کرد و امروز میگه برین بهش بدین، دیشب دسته کلید خالمو دید از نگاهش فهمیدم میخاد چیکار کنه سریع سرشو گرم کردم کلید خالمو دادم رفت و بچه ها بازی کردن یادش رفت الان با گریه بیدار شده میگه کلید خاله میخام کو بریم خونه مامانجون کلید میخام ،حس چیکارش کنم طبیعی نیست رفتاراش😭 داره بد تربیت میشه ، جوری هم پیش میبره نمیشه بی تفاوت باشیم به گریه هاش یا جور دبگه سرگرمش کنیم یادش بره