سلام بچه هاااا ی سوال
شما مادرشوهراتون تو تربیت بچه دخالت میکنن؟ من از الان نگرانم وقتی بچم بیاد قراره خیلی مادرشوهرم دخالت کنه هرچند همین الان چند باری ک مامانمو مادرشوهرم باهم بودیم گفتم من دوس دارم بچمو خودم بزرگ کنم ب روش تربیتی خودم ولی میدونم مادر شوهرم تو لباس پوشیدن قنداق کردن غذا خوردن شیر دادن و هزارتا چیز دیگ بچه دخالت میکنه شما چ راهکاری دارین؟ 🫤❤️ همین الان حتی ب من میگه بچت تکون میخوره میگم گاهی خیلی کم میگه من اول ۴ ماهگی بچم لگد میزد تو باید الان حس کنی هرچی میگم هرکسی متفاوته میگه ن من ۳ تا بچم اینطوری بودن و هزارتا داستان دیگه 😐 و آدمی هم هست ک منو همسرمو دعوت نمیکنه خونشون ولی دلش ک تنگ میشه میاد خونه من چند روز میمونه ...مامان خودم هفته ای دو بار دعوتمون میکنه تازه خیلی وقتاهم خودمون میریم خونشون خیلی دوس داره خودشم هرچی اصرار کنم ۲ ۳ ماه ی بارم ب زور میاد میگه مهم اینه ک ببینمت و اصلا اصلا اصلا اهل دخالت نیستن خانواده من واسه همین واسم سخته وقتی اونا ی چیز میگن

۱۹ پاسخ

فک کردن دیگ همه چی خودشون نرمال بوده

راهکار من اینه که گوش میدم، میگم باشه ولی کار خودمو میکنم. حتی جلوشون هم شده که در لحظه که گفتم باشه، روش خودم‌رو انجام دادم. فقط به حرفاش فکر نکن. کاری که خودت فکر میکنی درسته انجام بده

من با اینکه خیلی اروم تکون میخوره میگم ارههه همچین زد زیر معدم که فلان و بیسار
خوشبختانه من دورم از خانواده ها نهایت یکماه اول اگه بیاد بتونه کار بگیره
اونروز برگشته میگه وااای حمومتون تنگه چطور بچه رو حموم میخوای کنی
گفتم وسط خونه 🫪😂
میگه نهههه بچم سرما میخوره گفتم خا میدم مامانم ببرش
برگشته میگه مامانت فک نکنم بتونه دستوپا باز کنه بچه ببره حموم 🫡حالا مامان منم سه تا بچه بزرگ کرده بنده ی خدا
گفتم خا خودت میای تا یکماه چهل روزم وامیستی خوب از ابوگل در اومد بعد میری
میگه به هرحال دختر با مادر خودش راحت تره برای اینکه پیشش بمونه
خب من چکار کنم زن به کدوم سازت برقصم 😑

سلام خانوم های گل یک سوال خوردن خرما خشک با چای ضرر داره در ماه چهارم

مادرشوهر و پدرشوهر من از همون اول که فهمیدن باردارم هر روز زنگ میزدن به شوهرم که بگو همه چی بخوره اگر بدش اومد میره بالا میاره🤦‍♂️ خب مگه جنون دارم بدنم و اذیت کنم وقتی ویار شدید دارم ؟ من خودم هیچی نمیگفتم ولی به شوهرمم میگفتم بگو نگران نباشین واسه نوه اتون اتفاقی نمیوفته اون داره از بدنم تغذیه میکنه و خودم ضعیف میشم و بدنم داغون میشه... دیگه هیچی نگفتن😐 خیالشون راحت شد انگار...

بگو اشکال نداره مادر جان بیا خونه ام اصلا تو بزرگش کن ... راحت بگیر بخواب شام و ناهارم پای خودش تو فقط به خودت برس همون اول و کیف کن .. خودش از یه جا به بعد خسته میشه میره ببینه همه کارا رو دوششه.. اگر هم احیانا خودش یا شوهرت حرفی زدن بگو من فکر کردم میاین اینجا وامیستین حتما دوست دارین کمک کنین ..

خانواده شوهرن دیگ هرچی بگی ازشون بر میاد
البته مادربزرگ پدربزرگا همه همینن😂

اصلا بعضیا خیلی نفهمن نمیدونن نباید به زن باردار این چیرزا بگن

الن شما هفته ۲۰ هستی ؟؟؟
هیچی خس نمیکنی مثل من از بچه ؟؟

من نگرانم بچم اصلا حس نمیکنم
خودم دیدم میکن بعضیا دیر تر حرکت میکنن و میغهمی ولی خب هی ازم سوال میکنه منم بهم میریزم فک میکنه واقعا مشکلی هس

با اینکه شکم دارم بهم میگ تو شکمت کوچیکه من حامله بودم دو ماهه یا ی ماهه بودم انقدر بود شکمم

ولی خب ابجی مامانم نگفتن ضعیفه بهم ولی مادرشوهرم گفت

دقیقاااا مادرشوهر منم پرسید تکون میخوره گفتم نه میگ ضعیفه بچه وگرنه باید تکون بخوره
البته ابجی و مامانمم میگن 🤦🏼‍♀️

خب بدون استثنا همشون اینجورین مادرشوهر منم از اول بارداری بهم میگه کم برو سونو من نرفتم چیشده مگه میگم خب قرار نیس شما هرکاری کردین منم اونو انجام بدم ولی اصلا متوجه نمیشه همش میگه اونو بکن اینو بکن

من وقتی میرفتم خونه مادر شوهرم بچه رو قنداق میکرد چیزی نمیکفتم ولی خونه اصلا قنداقش نمیکردم و دخالت هم نمیکرد تو هم بگو اره همچین لگد میزنه ک پرت میشم اونور

یچیزی میگم هر چی میگه از این گوش . گوش کن از اون گوش پرت کن بیرون فکر کن ی آدمی حرف میزنه انگار نه انگار وجود داره دخالت هم کرد برای بچت فقط گوش بده عمل نکن

ببین دخالت تا ی حدی
من خودم مامایی خودم و قبل اونم رشته روانشناسی کودک خوندم
و کامل برای تربیت بچه و نگهداری امادم اما می‌دونم بعضی چیزا درس نیست تجربه نیازه اگه بخواد از لباس پوشیدن . یا غذا خوردن بچه . یا خواب بچه دخالت کنه من برخورد شدیدی میکنم باهاش از الان هم گفتم بعضی چیزا مثلا بچه کولیک میگیره اونو بهتر بلد ک چجوری آروم کنن از تجربه های استفاده میکنم اما نمی‌زارم دخالت کنه

تا بوده مادرشوهر همین بوده .بدبخت جاریم بچش نمیتونه شیر خودشو بخور بالا میاره مجبور شد از اول شیر خشک بده یعنیی مغز بدبختو خوردن ۲ ماهشه الان هنووووز هی میگن چرا شیر خودتو نمیدی دکتر چرت میگه دیوانه شد دیگه

من از اول یجوری رفتار کردم انگار خودم خیلی میفهمم و حالیمه
برای همین خیلی کم پیش میاد دخالتی بکنه
چون بلافاصله ی سیل اطلاعات میدم و میگم از دکتر پیگیر شدم اینطوریه
کلا احساس عجز جلوشون نشون ندادم

سوال های مرتبط