۱۰ پاسخ

دور افتادن از خود قبلیم...

همه چی نه برا خودم وقت دارم ن هیچی ی بیر‌ون رفتن ساده شده حسرت رسما خودمو فراموش کردم فقط باید با سرعت کارامو انجام بدم ریخت و پاشاشون جمع کنم بشورم بپزم 🥺گریه و نق زدناشون گوش کنم

بی خوابی. شبا چند بار بیدار میشه. واقعا اذیتم میشم

بیخوابییی
الانم که چهار دستو پا میشه دهنم سرویس شده همش دنبالشم😂

بهم ریختگی خونه و اینکه نمیذاره غذا بپزم از پیشش تکون بخورم ی جوری گریه میکنه انگار چیزیش شده بهم ریختگی خونه کلافم میکنه و گاهی اونقد باهاش وقت میگذرونم ک مغزم قفل میکنه خودمم دست تنهام از دوتا خانواده ها دوریم جایی نمیتونم بزارمش

اینکه بهم وابسته شده هر کجای خونه میرم دنبالم میاد میخواد بغلش کنم یا میاد به پام میچسبه

شیر نخوردن بچم

شبا بیدار موندن دندون در اوردن

همینکه سرعت و نظم و دقتی ک قبلا تو کارام و خونه داشتم ندارم و یه بیرون رفتنم شده پروووژه

من بی خوابی واقعا و اینکه خیلی بیدار میشه شبا خسته شدم

سوال های مرتبط