۱۰ پاسخ

پسر منم وای خدا دهنمو صاف کرد یک امروز خوابوندمش ظهر تا الان رسما روانیم کرده قابلیت اینو داره خونه رو تو ۱ دقیقه از این رو به اونرو کنه
من نمدونم بقیه چطور با وجود بچه انقدری بچه دیگه میارن

ادامه داره فعلا

دقیقاً همشون همینطور شدن..دیشب رفته بودیم کلاه بخرم واسش کلاه ورو خریدم تموم شد خانوم یکساعت بیخودی لابه لای رگالا واسه خودش می‌چرخید لباسا رو نگاه میکرد تا میگفتم بیا بریم بابا منتظره جیغ مزد که نههههه ماااااماااان اومدممممم خررررریییددددد یعنی اون لحظه همه ی فروشنده ها که اکثرا هم خانوم بودم نگاهش می‌کردن وبخاطر نوع حرف زدنش حسابی خوششون اومده بود ولی خودم کم مونده بود موهای سرمو بکشم از دستش...یه جایی که دیگه کلا نمیدونستم بخندم یا راضیش کنم بیاد بریم بیچاره باباش توی پیاده رو علف سبزشد زیر پاهاش..تهشم با بهونه ی اینکه بریم قنادی واسه مامان خریدکنیم و باقلوا بخریم واسه ماهلین خانومم بادکنک درآوردیمش😂😂😂😂😩😩😩😩😩

بچه ای مریض باشه مهد راهش نمیدن اینجا که من میبرم قانون‌شونه
بچه تو خونه هم مریض میشه من یعنی از وقتی رفت مهد تازه فهمیدم زندگی یعنی چی خیلی لجباز و شیطونه خیلیییی اونجا هم سرگرم میشه هم با بچه ها بازی میکنه انرژی خالی میشه میان خونه زودمیخابن

بزار مهد کودک راحت من گذاشتم مغزم آروم شد منو دیوانه کرده بود

وای برای منم همینه پسرم

ببین بعضی وقتا چون نمیتونن درست حرف بزنن و منظورشونو برسونن عصبی میشن ؟
حرف زدنش چجوریه ؟

خدارو شکر پسره منم از وقتی سه ساله شده انگاری ادم دیگه شده اینقدر خوب شده که نگوووو عوضش سه سال بود پدرمو در اورده بود

پسر منم همینه😬

تنها نیستی عزیزم

سوال های مرتبط