۸ پاسخ

اینایی که میگم در مورد بچه های من هستن و لزوما برا همه اینطوری نیست: پسر اولم ۶ سال و نیمه و پسر دومم ده ماهه

مزایا: پسر اولم بسیار مستقل تر شده چون دیگه نمی تونم همه وقتم براش بذارم پس مجبور شده مستقل بشه. دو تا برادر همدیگه رو خیلی دوست دارن و با دیدن روابطشون کلی عشق می کنم. با اومدن بچه دوم تازه لذت مادر شدن چشیدم چون تو بچه اول بسیار آدم حساسی بودم و از طرفی پسرم خیلی خیلی بی قرار بود و اونطور که باید لدت نبردم از بچه داری ولی الان با اومدم پسر دومم واقعا لذت میبرم. احتمالا آروم تر بودن پسر دوم تو این قضیه بسیار دخیل بوده.

معایب: هزینه ها بسیییییار بالاس. هفته گذشته برای هردو بچه ها چند تیکه لباس خریدم ۱۶ میلیون شد. هزینه پوشک و شیر خشک کوچیکه هست، مدرسه غیر انتفاعی بزرگه و... . بسیییار مسئولیت سنگین میشه و دیگه عملا وقت استراحت ندارم. همیشه در حال بدو بدو هستم و حتی گاهی مجبورم بگم کمکی بیاد بخشی از کارای خونه ام بکنه. البته من شاغلم و اون هم باعث میشه نرسم کارام بکنم.
خلاصه بخوام بگم اگه واقعا ته دلت دوست داری بچه بیاری، بیار وگرنه به خاطر تنهایی بچه اول و حرف بقیه این کار نکن. من با اینهمه سختی، لحظه ای نبوده پشیمون بشم چون واقعا دلم می خواست دومی رو بیارم و الان سختی هاش هم با عشق پذیرفتم. از طرفی همکاری آقا خیلی خیلی مهمه. اگه همسرم اهل کمک نبود من به هییییچ وجه دومی رو نمیاوردم. چون اگه همسرم کمک نکنه علاوه بر خستگی جسمی، ازنظر روحی هم داغون میشم.

حضور بچه ی دوم باعث بیشتر شدن استقلال بچه ی اول میشه..تنهانبودن توخونه
شکسته شدن سکوت خونه..
داشتن یه خواهر یا برادر واس خیلی از بچه های تک فرزند یه ارزو یا حسرته..
من معایبی واسش پیدا نمیکنم شاید بعضبا الان بگن شرایط کشور جنگیه یا اقتصاد خرابه
ولی ماداریم زندگی میکنیم نمیشه زندگی رو نگهداشت

شیرخشک و پوشک گرونه

معایبش بیشتره پیری زودرس گرفتم اقتصادی که دیگه جای خود
اگه مالی اکی هستی بیار چون نهایت کمک میگیری برای کار خونه و غیره .
اینقدر معایب زیاده خیلی مزایا به چشمم نمیاد واقعیتش

اگه پول و اعصاب داری مزایاش بیشتر معایبشه

سلام عزیزم
من یه پسر هفت ساله و یه پسر چهارونیم سال دارم
اوایل کوچیک بودن خیلی اذیت میشدم دوتاشون گریه میکردن و خونمون نزدیک مادرشوهرم بود و بارها میومد کمک و بهم سر میزد الان که بزرگ شدن باهم بازی میکنن میدون میخندن کُشتی میگیرن مستقل شدن دیگه بغل نمیخوان جایی میریم همراهم قدم میزنن من لذت میبرم میشینم نگاشون میکنم و لذت میبرم
از نظر اقتصادی سخت هست ولی شیرینی بچها رو دوست دارم الان همش فکر میکنم یه آبجی بیارم دوباره منصرف میشم

معایبش
همون شرایط اقتصادی و جنگی،کمکی نداشتنه
فایده اش ،
بچه اول از تنهایی درمیاد مستقل میشه وقتشون باهم پر میشه
جو خونه عوض میشه،بچه اول مسوولیت پذیر تر میشه

با توجه به شرایطت باید بسنجی اگه همه چیزتون اوکی هست به نظر من خیلی خوبه بچه تو بزرگ سالی حداقل یه خواهر یا برادر داره خیلیا میگن بزرگ بشن دوست پیدا میکنن بچه تک خوبه ولی از نظر من بچه ها هرچه قدرم دوست پیدا کنن اخرش به یکی نیاز دارن که از خون خودشون باشه

سوال های مرتبط

مامان سبحان مامان سبحان ۶ سالگی
سلام مامانا یه مشاوره به من میدین
من ده ساله با مادرشوهرم تو یه ساختمون دوطبقه بالا پایین زندگی می‌کنیم مادرشوهرم بد نیست ولی جوریه که میخاد همه خبرا رو بدونه بچه ها رو میکشه سمت خودش و هر خبری بشه به همه میگه و ....
شوهرمم هر اتفاقی میفته تو زندگیمون بهش میگه یا وقتی از سرکار میاد میره اول اونجا به حرف خودم تخلیه میشه بعد میاد بالا دیگه هیچ حرفی نداره اعصابم خورد میشه از این رفتاراش یا میاد از سرکار بچه ها هی ذوق میکنن که بابا اومده ولی اون اول میره پایین اینا دیگه ذوقشون میخابه تا بیان الانم من سرزمین مسائل با شوهرم قهرم یا بعضی وقتا دوس ندارم بچه ها برن پایین ولی خوب دیگه نمیشه میرن یا باباشون میبرشون اعصابم داغون شده آرزوی مرگ میکنم به نظرتون من حساسم یا واقعا عصبانیتم به جاست مثلا امروز اومد از سرکار دخترم برداشت با مامانش رفتن فروشگاه اصلا به من نگفت بیا بریم یا میخام برم میای یا نه
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان آرین و آریا مامان آرین و آریا ۷ سالگی
سلام.من دوتا پسر ۷ ساله و ۲ ساله دارم و الان یکسال و نیمه با شوهرم اختلاف داریم،پارسال درخواست طلاق داد بخاطر حرف یکی که براشون بد نشه درخواستو پس گرفت،دوباره امسال درخواست دادیم در جریانه جلسه اولش بعد از عیده...الان حدود ۹ ماهه پاشو خونه بابام و فامیلای من نزاشته،همه جا تنها رفتم،حتی کسی اجازه نداره بیاد خونمون،ولی بااینحال منو بزور خونه باباش و فامیلاش میبره،بگم نمیام هم تهدید میکنه بچه هارو میبرم، خیلی به خانواده من فحاشی میکنه،همشهری نیستیم همش میگه شما کلاهبردارین،حسودین،تقصیر شماس من خونه نخریدم ماشینمو فروختم، همش پیش بچه ها به من توهین میکنه گاهی هم منو زده،به پسر بزرگم میگه شبیه مامانتی شبیه داییتی،یبارم گفت بدم میاد ازش شبیه شما شده،حالا من میگم چنین پدری نباشه بهتر از اینه که باشهو شخصیت بچه رو خورد کنه از بچگی و اعتماد بنفسشو بگیره،روزی نیس که بهش گیر نده از کارش ایراد نگیره،از یه طرفم میگم نکنه پسرا بزرگ بشن بگن چرا نزاشتی بابا بالای سرمون باشه،اینم بگم که ما اصن باهم خوب نیستیم و اگه بخوام باهاش زندگی کنم باید فقط تحمل کنم،رفت و آمدی هم با خانوادم نداره