۱۱ پاسخ

کوچیکه تو هرچقد محبت کنی اون فکر میکنه آبجیش جاش تنگ کرده باید صبور باشی دختر من ۶ سالشع نمیسازه یا پسرم

خیلی کوچولوعه آخه 🥲
یکم بزرگتر بشه بیشتر بفهمه کمتر اذیتش می‌کنه

بچها. منم همین جور بودن ولی وقتی میزنه مراقبت کن ولی بزرگه رو دعوا نکن تا کم کم باهاش خوب بشه

خواهر برادرم اینجوری بودن الان 14ساله 12سالن اوضاع همچنان خرابه

وای عزیزم
منم بچم شیر ب شیری
اما اخرا دی ب دنیا میاد
ترسوندیم اینحوری🤣

کلا بچه های پشت هم همینطورن
حتی بزرگم بشن همینن‌.من بچه های جاریام و دیدم ک پشت همن
با مشاور صحبت کن بهتر راهکار میده

پسر من ۶ سالشه گاهی باهاش خوبه گاهی اصلا اجازه نمیده باهاش بازی کنه حالا کوچیکه هم عاشق اینه باهاش بازی کنه
منم مثل تو دنبال یه راهم واقعا

پسر من یکسال و نیمه بود که دخترم دنیا اومد اوایل نمیساخت و دعوا میکرد و اذیت میکرد اما دخترم که افتاد به راه اینقدر باهم خوبن و باهم بازی میکنن خوراکی با هم شریک میشن
خرابکاریاشون هم باهمه
خیلی خوبن خداروشکر
البته دیدم که پسرا که بزرگتر باشد بهتر میشن اما دخترا بیشتر اذیت میکنن

من دختر عموم بچه هاش اینحور بودن یکم گذشت حالا کوچیکه بزرگرو میزنه چون زدنو یاد گرفته بنظرم با یه مشاوره صبحت کن اختلاف سنی کم باعث حسادت میشه و من شنیدم بعد ۳/۵ حس سادت دارن مثلا گندم و شاهان اختلاف سنیشون ۲سالو۳ ماهه اصلا همو نمیزنن و اختلاف ندارن باهم. بازی میکنن هر وسیله ای که دارن حالا میگن وقتی میزنه باید واکنش نشون ندی اما خوب بچه کوچیکت گناه داره از دکتر بپرس

خدا بهت صبر بده خیلی سخته واقعا من که تو یکیش موندم ولی خیلی قشنگه بزرگ بشن دوتا خواهر ....🥹

مشکل تورو منم دارم
تازه گاهی حواسم نبودنی پسرم میره کمرم دخترم با پا

سوال های مرتبط

مامان ماندانا مامان ماندانا ۲ سالگی
سلام عصرتون بخیر باشه یه موضوعی که واقعا منو اذیت میکنه در مورد دخترم می خواستم با شما در میون بذارم ببینم بچه های شماهم اینجورین یا فقط دختر من اینجوریه امروز بعد مدتی رفته بودیم مهمونی بعد اونجا یه پسری بود از دختر من پنج شش ماه کوچیکتر بود دختر من داشت بازی می کرد مثلا اون پسره اومد با دختر من بازی کنه دختر من هیچیشو به اون نداد وسایلاشو وقتی که به وسایلش دست می زد دختر من جیغ می زد می گفت دست نزن بعد پسره رفت با وسایلای خودش بازی کنه دختر من رفت سریع ازش گرفت نمیذاشت به چیزی دست بزنه حتی مثلا وسایل خود پسره نهمیذاشت به بالش دست بزنه به هیچی نمیذاشت دست بزنه وقتی که دست می زد گریه می کرد دخترم یا می رفت ازش می گرفت اون پسره گریه می کرد گفتم بگم ببینم شما در مورد این میتونین راهنمایی کنین یا مثلا چیکار کنم که عادتشو ترک کنه

مثلا وقتی بچه های جاری من میان خونمون یه وسیله ای دستشونه گریه میکنه میگه باید اونو به من بدین نمیدن بیشتر گریه میکنه خودشو میزنه زمین بیشتر جیغ میزنه بیشتر گریه میکنه میگه باید حتما اون وسیله رو بدین به من تو وقتی که اون وسیله رو ندی بهش آروم نمیشه هر چقدر آرومش کنم به زبون بیارمش یا یه چیز دیگه بد اطلن قبول نمیکنه میگه باید حتما همون وسایل باشه بعد اونام نمیدن بهش اینم همش گریه میکنه اعصاب من خرد میشه