۱۸ پاسخ

وای کن از اینجا ترسیدم تو چی کشیدی این صحنه رو دیدی🥺

وای خدا 🥺آروم باش عزیزم درست میشه خداروشکر رسوندی بیمارستان .از حالش با خبر کن مارو.دعا میکنم براش 😓

وای من شدیداً از این میترسم برا همین تا بچم تب می‌کنه سعی بر کنترلش دارم تب وحشتناکه خدا بچه هارو از سر این مریضی ها حفظ کنه 🥲

عزیزم بلاش دور باشه خیلی مواظبش باش

بگردم🥺🥺الان خوبه؟🥺تشنج بوده؟

بچه منم همین شد تب داشت ولی تب سنج من خراب بود کم نشون میداد یه دفعه چشماش رفت بالا از دهنش کف اومد تشنج کرد اینقدر جیغ زدم گریه کردم رسیدم بیمارستان تبش ۳۸ونیم بود تا صبح نگهش داشتن سرم وصل بود بهش بعد مرخص کردن دیگه فرستادنم نوار مغز و ...

ای خدای من چقدر استرس گرفتم متنتو خوندم خودت چی کشیدی😔
ان شا ء الله خدا شفا بده
همیشه تب سکم رو چک کن گاهی پیشونیشون و دستا داغ نیست اما شکمش داغه و تب داره
برا پسر خودم پیش اومد همین قضیه

یا خداااا الان چطوره؟؟

خداروشکر بخیر گذشته

وای یا خدا سعی کن همیشه یه مسکن تو خونه داشته باشی

خدا رحم کرد وافعا چه صحنه وحشتناکیه

تبش چند بود؟؟سرما داشت ک تب کرد؟
دکتر چی گفت چی تشخیص دادن

ان شاءالله بلا دور باشه

عزیزم حالش چطوره نگران شدم

عزیزم ایشالله بلاش به دوره
🤲

خدا بهش سلامتی بده انشاالله

تشنج ب دنبال تب بوده.

الهی عزیزممم😭😭😭 چی شد تشنج کرده بود؟ یا چیزی تو گلوش پریده بود؟

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
عجب شبی شد...💔
فسقلِ خونه هیچیش نبود. هیچیش نبوداااا... در کمال آرامش و اتفاقا با خنده خوابید. رفتم شیر براش آماده کنم و برگردم‌ دیدم چناااان خیس کرده که انگار پارچ آب ریختن روش😕 یعنی مونده بودم چجوری واقعا... باخودم گفتم حتما پوشکش باز شده!!!! دیدم نه هنگ بودم و بازش کردم تا عوضش کنم دیدم پی پی کرده! رفتم دستمال مرطوب اوردم که تمیزش کنم و عوضش کنم. شلوار که پوشوندم دیدم چناااان میلرزه و عملا نفس نمیکشه😭 اصلا اون صحنه از جلو چشمم کنار نمیره فقط جیغ زدم و شوهرمو بیدار کردم😭 اومد و چنتا زد پشتش و بچم کل تشکش شد پر از استفراغ😭😭 از اون موقع ساعت ۱۲ تا حالا تو تب داره میسوزه و استفراغ میکنه.
حتی آبم نخورد. پیاز گذاشتم کف پاهاش و خواستم ببرمش دکتر که دیدم تبش بهتر شد ترجیح دادم چون تب و عرق داشت نبرمش بیرون. باباشو فرستادم استا خرید و الان دادم بهش...
اصلا نمیدونم چه اتفاقی افتاد! هیچیش نبود و یهو اینجوری شد😭
برای فردا صبحش حریره درست کنم خوبه؟ نمیخوام نون بدم چون سنگینه!!
مامان پسری دخملی🌺 مامان پسری دخملی🌺 ۲ ماهگی
امروز خدا جوری بمن رحم کرد که هر چی شکر کنم کمه خدا به بچم رحم کرد بمن خاکبرسر که اینقد بیش از حد رو بچم حساسم رحم کرد خودش یهتر میدونه خار تو پای بچم بره من میمیرم و زنده میشم 😭 امروز از خونه مامانم اومدم پسرم گفت بمونیم حیاط من یکم باهاش موندم اون اومد سوییچ ماشین رو از باباش گرفت رفت در ماشین رو باز کنه این کار همیشگیش هست حیاط ما بزرگه این همیشه خدا خودش بازی میکنه ماشین داره نو حیاط توپ داره با اونا بازی میکنه من هم دیدم نمیاد گفتم چه کاریه بیام تو خونه استراحت کنم خیلی حالت تهوع داشتم نشسته بودم یهو بچم یه فریاد وحشتناک زد بخدا سکته کردم گفتم لابد گربه ایی چیزی بهش حمله کرده درحالیکه اصن حیاطمون گربه نداریم دویدم رفتم حیاط دیدم افتاده بلند شد شروع کرد گریع نزدیکش شدم فهمیدم این بچه من سوییچ ماشین رو تو پریز زده برق اینو گرفته کلا پرتاب شده بود اینور پاش زخم شده وایییییی نمیدونم چجوری اینو بدو بدو آوردم خونه فقط دادم دست همسرم بیین سالمه اینقد خودمو کتک زدم اینقد گریع کردم سردرد شدم کلا خدایا هزاران بار شکر بچمو سالم نگه داشتی😭😭😭😭😭