۱۰ پاسخ

خب عزیزم چرا بچه اوردی
اون بچه چه گناهی داره شما حوصله نداری

کمال گرا نباش. بذار پاره کنه، ببره، بریزه و بپاشه، اینا همه جزئی از روند رشده.
باعث رشد خلاقیت و هوش بچه ها میشه‌.
من از اول تابستون چهار بسته کاغذ رنگی خریدم. هر بسته ده تا بود. یکمم از قبل داشتیم.
همه رو امیر با قیچی پاره کرد. بعد نشستیم با همون پاره ها چیز میز ساختیم.
گاهی از همین خرابکاری و کارهای نصفه و نیمه بچه ای خلاق و توانا خودشو نشون میده.

اعصابت هم خوبه. مادر خیلی خوبی هستی. اینو منی که میشناسمت میگم. فقط حساس نباش😘

منم خیلی بی حوصلم تنها نیستی
اونی که میگه بچه نمیاوردی اگه حوصله نداشتی واقعا حرفش بی اساسه چون دلمون پره یه جاهایی توزندگی واقعا کم میاریم میبریم یسریا ظرفیتمونو پر کردن هرچقدرم سعی می‌کنیم آروم باشیم باز یجا منفجر میشیم

معصومه جانم
اقتضا سن بچه ها همین کارهاست منم بیشتر اوقات از خواسته هاش خسته میشم ولی باور کن وسط ظرف شستن یا آشپزی رفتم نشستم باهاش کاردستی رو درست کردم
بیشتر نگرانی من برای عمل و دوران نقاهت همین خواسته های سوگل ه که کسی نیست مثل خودم براش وقت بذار و بچه م اذیت میشه
بیشتر عصبانیت ما بخاطر آدم های بزرگ خردساله که اعصاب ما رو پیاده رو فرض کردن نه این طفل های معصوم

تصویر

منم اونقدر حوصله ندارم برا همین گذاشتمش مهد .بعضی وقتا رنگ امیزی میکنیم نقاشی میکشیم ولی اون فرار میکنه من میمونم و نقاشی نیمه تموم که تا تموم نکنم ولش نمیکنم 😑 اعصابم خورد میشه ولی وقتی تموم شد میاد میگه وای چه قشنگه مامان نقاشی کشیدی

متاسفانه منم همینطورم و تقریباً نود درصد کاردستی های ماهان روخودم انجام دادم ماهان الان کلاس پنجمه اصلا مغزم یاری تکرار تمرین بچه رونمیداد پس خودم انجام میدادم الان ک کلاس پنجمه چون خودم بچه کوچیک دارم اکثر کاردستیاشو میره باهمکلاسیاش درست کنه راحت شدم دیگه 🫠

چقدر مامان امیر و آئین خوب توصیح داد

منم بی حوصله ام معصومه.میدونی ماها اعصابامونو جاهای دیگه خرج کردیم دیگه ظرفیت نداریم.من خودم نقاشی دوست دارم ولی کاردستی و اینارو حوصله ام نمیگیره منم مثل خودت خونسردیمو سعی میکنم حفظ کنم 😂 قزص منیزیم بخور آرومترت میکنه

منم خیلی بی حوصله ام برا درس کار کردن و این چیزا،ولی الان بچه ام کلاس دومه دیگه عادت کردم😂

آفرین بهت مامان نمونه

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۵ سالگی
من دیگه رد دادم
دیشب اینقدر گریه کردم اینقدر گریه کردم که حد نداره
نمیدونم به کدامین گناه پسرم اینقدر اذیتم میکنه
میگن برای بچه وقت بذار والا من روزی یک تا چهارساعت براش وقت میذارم روز به روز بدتر میشه
جونمو به لب رسونده
کاش خودکشی گناه نبود خودمو از دستش خلاص میکردم
انگار روانی بچه
میگه تشنمه آب بده آب بش میدم نمیخوره جلو روم خالیش میکنه تو سینک
میگه سیب میخوام براش درست میکنم تو بشقاب میذارم نمیخوره نگام میکنه میریزه تو سطل بعد میگه ببین خوردم .گوشی دستم میگیرم میگه ببین گوشی بذار کنار تا برم وگرنه اذیتت میکنم واقعا هم اذیت میکنه
رد دادم رد دیگه از دستش عصبی شدم واقعا این بچه بیماره مشکل داره
یا من مشکل دارم باید برم بستری بشم
خونه به این بزرگی میاد رو کمر من ماشین بازی اگر تی وی نگاه کنم میپره روم میگه نگاه نکن
براش هر شب کتاب داستان میخونم هر روز باش بازی میکنم قایم موشک سایه بازی بازی فکری نقاشی بدو بدو رقصیدن دوچرخه سواری گاهی پارک بی نتیجه اس بگید چه خاکی از دستش تو سر بریزم دیگه خیلی پرخاشگر شدم از دستش عصبی شدم
مامان ئالان مامان ئالان ۵ سالگی