۲۴ پاسخ

من عاشق دقلوام انشاالله ب سلامتی

ای جان بارداری😍😍😍
ینی چی کیسه رو برمیداریم؟ چجوری؟

عزیزم🥰مبارکت باشه انشاءالله قدمشون پر از برکت شادی باشه واستون

انشالااااا بسلامتی

عزیزم خوبه یکم سنت بالاتر از منه من که پیر شدم 😔😔

الهی شکر که حالش خوبه ان شاالله که هر چی خیره برات بشه عزیزم برا منم دعا کن

عزیزم به نظرم دیگ شیردهی رو قط کن
به خدا بدنت نابود میشه نازه رایمان کردی بار باردار شدی حالا شیرم میدی ببین چه بشه بدنت دلت برای خودت بسوزه به خدا

عاشق دوقلوم 🥹🥹

خب عزیزم زود رفتی برا سنو باید ۸ هفته میرفتی
انشالله دوقلو باشه

مبارکههه عزیزم
دوقلو دارین تو خانواده؟

عزیزم ایشالا هر چی ب صلاحته پیش بیاد و نی نی تو شکمت حالش خوب باشه

انشاءالله بسلامتی بیاد بشه همدمت

خدا واست نگه داره

عزیزم شما خیلی قوی هستی، مطمئنم از پسش برمیایی❤

خداروشکر عزیزم انشاالله هر چی خبره پیش بیاد براتون😍
منم نمیدونم برم سونو یا نه هنوز که نرفتم

مبارک باشه ...
همسرت راضیه ؟ یعنی بچه دوم میخواست از اول؟

دکتر گفت میتونی بچتو بغل کنی بارداری؟

عزیز رو حساب بتا تشخیص دوقلویی داد؟

عزیزم 🥹 خودت چی دوست داری ؟

تاچندوقت میشه شیرداد بهش؟
ایشاالله که بتونی ازپسشون بربیای
هیچ کار خدابی حکمت نیست
درسته سخته
ولی وقتی بزرگ بشن وپشت وپناه هم بشن ورفیق هم باشن برای بهترین ولذت بخش ترین بخش زندگیت میشه❤
بدن زن ها باتوجه به مقاومتشون ساخته شده
پس ببین ک چقدر قوی بود که خدا هدیه هاشو درون بدن تو نهاده
موفق باشه
سخته ولی از پسش برمیای💚

عسیسم چون کیسه هست ب احتمال زیاد هفتت زوده و دیده نشده نی نی چون خیلی کوچولوعه الان
انشالله سلامت بیاد بغلت و مبارکهههه♥️

مبارکه عزیزم به سلامتی
الان چن هفته ای؟

بسلامتی باشه ان شاالله ، بچه دوم؟؟؟

بچه یک ساله هم دارین؟؟

سوال های مرتبط

مامان جانا🩷 مامان جانا🩷 ۱۲ ماهگی
اومدم خونه مادرشوهرم.
با شوهرم و جانا و مادرشوهرم رفتیم بیمارستان و الانم اومدیم خونه مادرشوهرم حالم خوبه🫠
بهم گفتن کیسه ای که بچه تشکیل نشده رو باید تخلیه کنیم چون دیواره رحمت یه کم خون ریزی کرده اول برای خودت خطرناکه بعد برای جنین خطر داره
چند بار سونو کردن گفتن اصلا هیچ جنینی تشکیل نشده کیسه خالیه اگر جنینی قرار بود تشکیل شه باید تا الان تشکیل شده باشه کم کم ۵ هفتس قلب جنین داره تشکیل میشه ولی تو اون کیسه جنینی تشکیل نشده
گفتن با دارو ممکنه اون یکی جنین یهو آسیب میبینه نمیشه ریسک کرد
اومدن رضایت گرفتن و کارارو کردن بردنم ساکشن کردن و کیسه خالی رو تخلیه کردن یه سرم هم وصل کردن باز برای درد و تقویت الان آرومم
میخواستن نگهم دارن تا فردا گفتم بچه دار نه و اینا دیگه گفتن اگر کوچکترین دردی حس کردی حتما بیا بیمارستان.
و من الان یه نینی تو دلم دارم🫠
قربون دخملم بشم که اذیتم نکرد🥺اومدم تو ماشین نشستم اومد بغلم بوسم میکرد میخندید لوس و شیرین میکرد خودشو برام🥹باباش براش آبمیوه و بیسکوییت گرفته بود یه کمشو بیشتر نخورده بود به مامانیشم داد🫠🥹من نمیرم براش؟
شب خونه مادرشوهرم دعوت بودیم ولی دیگه اینجور شد که بیایم دیگه مجبورم کردن یه دوش هم گرفتم الانم همه چیز اوکیه خداروشکر🫠

(عکس چشمم برای چند شب پیشه که عروسی بودیم بی ربط گذاشتم)

تاپیکمو گهواره حذف کرد باز گذاشتم
مامان امیرکیان مامان امیرکیان ۱ سالگی
پارت اول
سلام به همه امیدوارم حال دلتون خوب باشه
به مناسبت تولد یکسالگی پسرم اومدم که #تجربه_زایمانم رو بطور خلاصه براتون بگم
صبح (۲۵ ام بهمن ۴۰۳) پنجشنبه رفتم بهداشت برای مراقبت [اون موقع من ۳۶ هفته و ۴ روزم بود] ماما بهداشت فشارم رو گرفت فشارم ۱۴ رو ۹ بود و نسبت به هفته پیشش یکم وزنم بیشتر از حد نرمال رفته بود بالا اما ضربان قلب جنین رو چک کرد خوب بود ولی بهم گفت فشارت بالاست باید همین الان خودتو به دکترت یا دکتر زنان دیگه ای برسونی تا بررسی کنن علت فشار بالاتو چون خطرناکه، اینم بگم که هفته های قبل یکی دو نوبت فشارم رفت بالا و دکترم برام ازمایش مسمومیت بارداری رو نوشت انجام دادم ولی چیزی نبود،خلاصه اون روز مستقیما رفتم بیمارستان امام حسین مشهد ولی پذیرش گفت دکتر تازه رفته منم خیلی این موضوع رو جدی نگرفتم گفت حتما مثل سری های قبل چیز مهم نیست و رفتم خونه ولی تو خونه فشارم رو چک میکردم
فشارم بین ۱۳ رو ۹ و ۱۴ رو ۹ بود گذاشتم اخرهفته بگذره تا شنبه برم مطب دکتر، زنگ زدم نوبت بگیرم منشی گفت که خانوم دکتر نیستن این هفته کلا،منم چون حال عمومی خوب بود و فقط فشارم یکم بالا بود بیخیال شدم کلا، گفتم باشه هفته بعد که اومد میرم چیزی نیست
مامان مهدیار
مهزیار مامان مهدیار مهزیار هفته بیست‌وهفتم بارداری
خب منم رفتم بخش اورژانس تا دیدنم گفتن بابا ول کن زایشگاه گفتم شما ما رو ول کنید بابا ومیخندیدن واذیت میکردن بهشون گفتم جیشم بند نمیاد .پد گذاشتم خیسه حالا همه میدونستن کیسه آب پاره شده و.مدام دارن زنگ خواهرم میزنن وخواهرم خاموشه یه عالمه پیامک فحش فرستاده بودن برای خواهرم مامان بدبخت منم پاها خراب کمر نابود رفته بود پرونده تشکیل بده سواد هم نداشت نمیدونست چیکار کنه تا یکی از دوستای خواهرم مامانمو دیده بود گفت جی شده گفت دخترمو آوردم فکر کنم کیسه آبش پاره شده توروخدا کمکش کنید بچش خفه نشه نمیره این بچه نور امیدشونه خیلی روش سختی کشیدن خلاصه دوست خواهرم رفته بود پرونده تشکیل داده بودو منم گفتن باید معاینه بشم
تا اون موقع اصلا معاینه نشده بودم خلاصه سفارشی معاینه شدم گفتن سه سانت بازم و کیسه آب پاره شده .فوری لباس دادن و همه همکارای زایشگاه اومدن دورم وکمک.کردن ازشانس اون شب تنها من بودم توزایشگاه زایمانی نداشتن. ماما ها زنگ زده بودن دکترم که بیا که مریضت کیسه آبش پاره شده وسه سانت هستش چیکار کنیم دستور داد نوار قلب بکیرن