۹ پاسخ

ساعت خوابشو تغییر بده
دختر منم همین بود دیگه صبحا ۶ونیم الی ۷ بیدارش میکنم ظهرا هم ۴۰ دیقه بیشتر نمیزارم بخوابه شبا ۱۱ نشده غش میکنه از خواب

عزیزم دکتر بردی؟ خوابش خیلی کمه نیم ساعت در روز شب هم یک دو شب تازه میخوابه صبح ساعت چند بیدار میشه ؟. دکتر ببر هم برسی بشه هم دارو میده برا خوابش

منم امروز میگفتم ساواش منو تا مرز خودکشی میبری 😁
روانی میکنه
شوهرم یکساعت نگه میداره
صد هزار بار میگه خسته ام کردی

وااای داغون میشی که🤦‍♀️ازبچه منم بدتره پس☹️

پسر منم همینه کاش بهم بریزه همجا رو ولی نق نق نکنه

و اینکه خداقوت واقعا

بعضی بچه ها انرژیشون خیلی بیشتره
سعی کن روزا پارک و بیرون ببری انرژیش تخلیه بشه شبا دوساعت رودتر نور و صدارو کم کنین هیجانش کمتر بشه

عیب ندارع عزیزم دخترمنم همینه بزاربچگی کنه. بچس دیگه انرژیش پایان ناپذیرع. والاما مستاجریم. دیوارب دیوازصاحبخونمونم هستیم دخترتا1/30 الی2 فقط جیغ ودادو شیطونی میکنه کاریشم نداریم اتفاقا خوشمون میاد

خواب روزش به موقع هست؟چقدر میخوابه و چندساعت قبل خواب شبش؟
بچه اگر کم خوابیده باشه آخرشب هایپر میشه اگرم دیر خوابیده باشه باز خوابش نمیاد شب دیرمیخوابه

سوال های مرتبط

مامان Karen 👶🏻🩵 مامان Karen 👶🏻🩵 ۱ سالگی
مامانا بیاین بگین من حساس شدم یا نه
ما یه بچه همسایه داریم ۲ سال از پسر من بزرگتره بعد این طفلی قبلا مریض میشه و فکر میکنم سر همین مریضیشه که نسبت به سنش عقبتره چه تو گفتار و چه رفتار
حالا مشکل اینجاست که پسر منو خیلی اذیت میکنه یه سره هولش میده یه وسیله برمیداره پرت میکنه سمتش حمله میکنه سمتش بزنتش چیزی دستش باشه میاد بزنه تو سرش تا پسرم یه چیزی ورمیداره سریع میدوعه سمتش ازش به زور میگیره و پرت میکنه یه جایی نه خودش بازی میکنه نه میذاره پسرم با چیزی بازی کنه هر کارم پسرم میکنه اونم به شدیدترین حالت ممکن تکرار میکنه مثلا پسرم آروم یت بار در کابینتو باز کنه اون میره محکم در کابینتو هی باز و بسته میکنه جوریکه میگی الان میشکنه و.... هر چی هم بهش میگیم نکن انگار نه انگار خلاصه خیلی کارای هیجانی اینجوری انجام میده اینم درحالتیه که وقتاییکه پسرم نباشه از تو بغل مامانش تکون نمیخوره اما همین که پسرمو میبینه شروا میکنه این کارا رو کردن
من از وقتی دیدم اذیت میکنه پسرمو رابطه مو خیلی کم کردم با همسایه اما گاهی خیلی اصرار میکنه یا کاری پیش میاد که میاد خونمون دیگه چاره ای ندارم
خلاصه بااینکه اون اینقد یه سره درحال اذیت کردنه پسرمه من به مامانش چیزی نمیگم بعد امروز هی میومد به کارن نزدیک میشد کارن هم با ماشینی که دو دستش بود آروم زد بهش که نزدیکش نشه

پوشک فرزند پروری شیرخشک
مامان مهدیار مامان مهدیار ۱ سالگی
بحدی دخترمو زدم
چون سر هیچ پوچ سر چیرایه الکی سر هرچیزی گریه میکنه و گریه ای که انگار زلزله ۸ ریشتری اومده این صداشو چنان میبره بالا و فشار میاره به حنجره ش و تا یه ساعت کشدار وطولانیه خسته هم نمیشه
اخه مگه من چقد اعصاب دارم روح روانمو بهم ریخته دیگه هرچی بهش میگم بس کن دیگه سرم درد میکنه فایده نداره
اون کوچیکه هم باهاش شروع کرد به گریه دوتاشون تا نیم ساعت پشت در اتاق چنان گریه میکردن میزدن به در هرچی تحمل کردم کفتم بزار خودشون اروم میشن فایده نداشت در باز کردم رفتم از موهاش گرفتم بلندش کردم بس زدمش کوچیکه با گریه خوابش برد
الان دوتاشون تمرگیدن خونه اروم شده
دوس دارم تا یه هفته بخوابن که دیگه صدایی نشنونم
خودم مریضم عصبیم افسردگی دارم از نظر روحی روانی بهم ریخته بی حال حوصله
کاشکی می رفتم دکار یه قرصی بهم می داد دیگه نه خودمو نه اینارو اینطور اذیت نمی کردم

ولی بخدای محمد قسم پسرم از صبح که بلند میشه تا بخواد بخوابه یه بند فقط نق میزته گریه میکنه و به من چسپیده و دنبال من گریه میکنه اصلا یه تانیه احساس راحتی وازادی نمیکنم نمی تونم تفس بکشم دراز بکشم اگه نشستم میاد روم و گریه میکنه اگه بلند شم باز گریه اگه کار کنم باز بهم می ریزه وگریه میکنه اخه چرا نمیره یه وری من نیم ساعت نبینمش
مامان آوین مامان آوین ۱ سالگی