۵ پاسخ

وای خدا چقدر مادر شوهر ها شبیه هم هستند
دقیقاً همین
من فعلا چیزی بهش نگفتم می ترسم ناراحت بشه اما خیلی میگه و انگار از من دلسوز تر
آخر بهش می گم

نزدیک که نیستی به مادرشوهرت؟

ماهم تو ی ساختیمونیم ی ماهه چس کنش رو زده تو برق چرا من گفتم بچه رو نبوس مریض میشه .
نمیاد منم نمیرم خیلی هم اوضاع خوبه

گفت فلانی به مادرشوهرش گفته دخالت نکنین اونم گفته این اول از همه بچه ی ماست از خونه ی بابات که نیوردی😐😐😐
انقدر حرصم گرفت
خیلی دخالت میکنه تو همه چی رو مغزمه

منم با مادرشوهرم همین درگیری هارو دارم

سوال های مرتبط

مامان قلبم🩷🐣 مامان قلبم🩷🐣 ۱۰ ماهگی
مامانم اومده خونمون بعد صبحونه من داشتم ظرف میشستم دخترم گریه کرد خوابش میومد مامانم گفت تو بیا بخوابون من می‌شورم خلاصه شیر درست کردم آوردم دخترم داشت میخورد مامانم برگشته میگه شیر خشک میدی نمیدونی که کی بچه گشنس گشنه نیس منم گفتم مگ سینه دادنی آدم می‌فهمه گفت اره دیگ سریع در میاری می‌ندازی دهنش میخوره گفتم چه ربطی داره آخه همش همینو میگین مگه فلانی به بچش شیر نداد بزرگ نشد گفت ن من چیزی نمیگم که گفتم تو داری به یه مادر اینجوری میگی حرفت اصلا درست نیست گفت مگه چی گفتم منم گفتم داری حس عذاب وجدان میدی به من که شیر خودمو نمیخوره بچه مگه شما شیرخودتو دادی چیشد من اصلا دوست دارم شیرخشک بدم گفتم اصلا جایزه واسه شما که شیرخودتو دادی من نمی‌خوام به هیچکس هم ربطی ندارد دوست دارم شیرخشک بدم بعدشم بدون هیچ حرفی بلند شد رفت واقعا خسته شدم من خودم مادرم میفهمم از خدامه بچم شیر خودمو بخوره ولی نخورد چون شیری نداشتم که بخوره این حرف یعنی چی اون همه تلاش کردم هیچکس ندید اون روزا و یادشون رفته با گریه به بچم سینمو میخواستم بدم زرتی میرفتن شیرخشک درست میکردن که گریه بچرو در نیار الآنم از من طلب کارن فکر میکنن واسه من مهم نیست مگه میشه
مامان آرکان مامان آرکان ۲ سالگی
خانمااا لطفا با دقت بخونین
با مردی که هرچی بهش بگین بخر بگه پول ندارم ولی با خواست و اراده خودش خرید کنه چه رفتاری نشون میدین؟!
برای خونه خرید می‌کنه ها نمی‌گم خریدهاش شخصیه ولی هرچی دلش میخواد میخره!
اصلا بزارین موردی بگم:
دیروز گفتم گوشت تموم شده گفت فعلا پول ندارم هیچی نگفتم، از دیروز تا امروز نزدیک یه تومن پول خوراکی داده که همشون هم واقعا غیرضروری بودن حتی بینشون چند قلم که برا پسرم خواسته بودمو هم نخریده!!!
شام سوپ گذاشته بودم که اصلا غذا حساب نمیکنه خودمم جدیدا چون شیر میدم غیر برنج واقعا سیر نمیشم!
قبلش بلال خورده بودیم و چون میدونستم دیگه سوپ نمیخوره بساط شام رو نچیدم اومد آشپزخونه دید دارم سوپ میخورم گفتتت آهااا تو گشنته پس بخاطر همون بداخلاق شدی الان میرم برات ساندویج میخرم( روبه روم ساندویچی هست) گفتم نمیخوام من نمی‌خورم گفت مجبوری بخورم گفتم خلاصه من نمیخوام برا خودت بگیر، رفته کباب گرفته آورده!!!
منم حرصم گرفت نگرفتم از دستش گفتم نمیخوام گفت تو گفتی ساندویج نمی‌خورم نگفتی که کباب نمی‌خورم!!! گفتم من داشتم سوپ می‌خوردم گفتم چیز دیگه نخواهم خورد
بعد گفت هرجور راحتی
من اومدم اتاق و در شرایطی که بوی کباب تو خونه پخش شده
در رو باز کرد کباب رو گذاشت بیرون!!!😢😢😢 الان اینکه این چرا این حرف منو نمی‌فهمه و چیکار کنم بفهمه؟
واقعا من تقصیری دارم
بخدا اولین بارش نبود که بگم اشکال نداره همیشه و همیشه همینه
مامان آرکان مامان آرکان ۲ سالگی
امروز ناهار خونه مادرشوهرم بودیم، مادر بزرگ و خاله های همسرمم اومدن ( خاله هاش مجردن و معلم ان)
هرچی می‌خوردیم یه خاله اش به زور می‌گفت به آرکان هم بدین میدید ما نمیدیم خودش میداد، فک کنین شربت خوردنی می‌گفت بزار یذره بدم گناه داره! سر سفره می‌گفت ماست رو نگاه می‌کنه انگشتشو میزد به ماست بده بهش!!! از چایی خودش میخواست بده بهش!!! اصلا یه کارای خاصی میکرد حالا خوبه خدارحم کرده مادرشوهرم اصلا اینجوری نیست بخواد هم چیزی بده میپرسم بدم؟ یا میگه اگه صلاح بود بده
نمی‌فهمم این چرا این جوری میکرد اصلا عجیب اعصابم خورد شد حالا من که مادرشم اصلا تو لیوان خودم یا قاشق خودم بهش چیزی نمیدم
حالا اینش عجیبه بستنی سنتی آوردن میدونستم باز داستان شروع میشه گفتم من نمی‌خورم بخورین میام میخورم رفتم اتاق بچه رو بخوابونم اونم که نخوابید گریه کرد مجبور شدم بیام بیرون!!!
انگشتشو کرده تو بستنی میده به آرکان من جوری عصبانی شدم رفتم بچه رو از بغل شوهرم کشیدم بعد به شوهرم با عصبانیت گفتم تو چرا اینجا اینجوری شدی خب مگه خونه خودمون می‌دیم گفت نه گفتم پس چرا اینجا پایه رفتارهای اینا شدی زود جبهشو تغییر داد ولی با این حال من خیلی کفری بودم بعد که رفتن هرچی از دهنم دراومد پشتش به مادرشوهرم گفتم اونم گفت دلش میسوزه میگه گناه داره منم گفتم دایه مهربان تر از مادر شده پس!!
اینم بگم بچم حساسیت به پروتئین گاوی داره بستنی و ماست هم که سنتی بود دیگه فک کنین چه نورعلی نوری بود