۶ پاسخ

هیچ انرژی ندارم.حال و حوصلشو ندارم به خودم برسم.البته منم از صبح تا شب تو خونه ام خونواده هامون شهرستانن عملا کسی نیس باهاش رفت و آمد کنم

دقیقا من

دقیقاً منم همینطورم.شوهرم میگه چت شده انقد نسبت به زندگی بی ذوقی تو

همه همینیم . برو کارایی که حالتو خوب میکنن انجام بده لباس بخر لوازم آرایشی بگیر

منم با ۱۸ سال سن وضعیتم همینه
همش هم کابوس میبینم

منم دقیقا اینجوری شدم گفتم از بچه دوم لذت ببرم ک اونم نمیشه هم خیلی خسته میشم تو این چندوقت دوبار سرماخوردم هیچ جا نمیرم

سوال های مرتبط

مامان 🎀 آوین 🎀 مامان 🎀 آوین 🎀 ۳ ماهگی
سلام دوستای گلم
میخوام ی چی بگم توروخدا بهم نخندید 🤭🤭
یا فکر نکنید دروغ میگم ...
من پارسال دقیقا ۱۰ ابان رفتم ازمایش دادم و فهمیدم باردارم 🥰
الان من چند روزه دقیقا از دهم تا الان کلا ی حالی دارم
به خدا قسم انگار باز باردارم 🙈
همش حالت تهوع دارم .همش حالت های پارسال دارم .
ی شیشه پاک کن داشتم تو بارداری استفاده میکردم بالا میوردم گذاشته بودم کنار ،دیروز اوردم استفاده کنم همین که دوتا پیس زدم ...معذرت میخوام ،،،ببخشید سریع بالا آوردم و رفتم دستشویی 🙈🙈
یعنی دقیقا این چند روز تمام حالت های پارسال که باردار بودم دارم .....
شاید باور نکنید ولی حتی میل به غذام ندارم
از صبح بیدار شدم همش احساس میکنم الان میخوام بالا بیارم .
دهنم بی مزه ای ،بی اشتهام ،میل به هیچی ندارم ،خوابم میاد
نمیدونم شایدم سرما خوردم ..😊
ولی حتی خونه ام که حال و هوای پارسال داره من نمیتونم تحمل کنم .حس بد گرفتم ....
واقعا براتون عجیب بود یا ن 🤪🤪🤪
خدایی مسخره ام نکنید ....
گفتم بزار بگم ببینم کسی مثل من هس یا من از عجایب خلقتم😂
مامان تیام تپلی مامان تیام تپلی ۱۳ ماهگی
من خیلی خیلی دلم گرفته چند مدته.راستش من پسرم می‌خنده یا بازی می‌کنه همراهیش میکنم ذوقش میکنم ولی نه مث اطرافیان که تا یه لبخند میزنم وای فذاتشما وذوق مرگ و... ذوق میکنم ولی نه مثل اطرافیان اونقدرا از بچه داری لذت نمیبرم بچمو خیلی دوستدارما خدارو هزارم تبع بخاطر وجودش بخاطر سلامتیش شکر میکنم ولی اونقدرا که باباش پیش همکارانش با ذوق میگه پسرم سایز پوشک فلان میپوشه یا برم فلان چی براش بگیرم من نه .خدا شاهده اصلا کم نمیذارم روزانه بازی میکنم بهش میرسم شیر میدم و.... ولی خیلی مث بقیه ذوق ندارم انگار خیلی بدنم خسته است فکر میکنم از خستگیه که این حسو دارم وقتی خوابه دلم تنگ میشه براش بیداره تمام وقت باهاش حرف میزنم حتی اگه آشپزخونه باشم خیلی دوستش دارم ولی ذوق ندارم خیلی عذاب وجدان دارم که از بچگی بچم لذت نمیبرم.ناگفته نماند پسرم پسر آرومی نیست همش گریه میکنه از نوزادی اینجوریه.ومن خیلی هم درگیر کارهای خانه میشم یا شوهر داری می‌خوام همه. چی صد باشه فکر میکنم به خاطر خستگی ذوقم کور شده روزای که پسرم بیشتر می‌خوابه خیلی پر انرژی ترم