رفتم روانپزشک دارو مصرف میکنم صدو هشتاد درجه تغییر کرد حالم
البته دارو عوارضی مثل چاقی داره
منم اوایل احساس ترس میکردم خیلی یه روزغذانخوردیم من ازنفس هاشم میترسیدم الان نه ولی بازم نمیتونم کارای خونه وغذای شوهرمو بدم سروقت خیلی سختمه
سلام عزیزم
اصلا نگران نباش تو تنها مادری نیستی که حس ترس رو تجربه میکنه
من از خودم میگم با اینکه بعد از چند سال نازایی مادر شدم حس تنهایی حس ترس حس بی دست و پا بودن رو داشتم که آیا من توانایی رسیدگی به نوزاد تو این شرایط رو دارم
وقتی بچه گریه میکرد واقعا آروم کردنش برام خیلی سخت بود حتی من خواب کافی نداشتم حس عجز و ترس دیوونم میکرد
ولی الان پسرم وارد شش ماهگی شده الان راحت میخوابونمش با یه نگا میفهمم گشنشه یا نیاز ب تعویض پوشک داره
اوضاع رو راحت بدست گرفتم خونسردی خودمو حفظ میکنم سعی میکنم خودمو آروم نگه دارم تا جایی ک امکان داره از اخبار دورمو و انرژیمو برا خانوادم میزارم
سعی کن با خدا حرف بزنی بسپری به اون منم همین حسارو بعضی مواقع دارم جملات تاکیدی میگم میسپرم به خدا سوره یاسین میخونم آروم میشم
بچه اولته ؟ ادم چون بی تجربه ست طبیعیه اما فقط ب خودت سخت نگیر کمال گرا نباش تو بدون کارخاصی کردن هم مادر بی نظیری هستی❤️ ب روزهایی ک دیگه تکرار نمیشه فکر کن ب روزهایی ک بزرگ میشه و قراره کنارت راه بره ، انقد خودتو درگیر سختی ها و تلخی هاش نکن ، قول میدم هیچ کدومش موندگار نیس
بسپر دست زمان عزیزم گاهی مسائل با صبر حل میشن گاهی بهترین کار هیچکار نکردنه💕
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.