۵ پاسخ

من با یه بچه میتونستم هم سرکار میرفتم هم دانشجو بودم هم سفر ... ولی وقتی دومی اومده دیگه نمیتونم خیلی قفل شدم یه جورایی افسرده شدم 🥺 امیدوارم بعدا خوب شه

منم دقیقا همین روال و در پیش گرفتم
ولی عرشیا خیلی خسته میشه با وجود اینکه من هرچیزی ک برا آسایشش نیاز بوده خریدم

وای واقعااا.
منم کلی طراحی میکردم عاشق نقاشی کردن و طراحی کردنم آخرین طرحم رو ۸ماهگی که دلارام تو شکمم بود کشیدم .
هنوز که هنوزه دستم به قلم نمیره .همینطوری میترسم.
کلی هم دلم تنگ شده .
شروع دوبارش سخته

وقتی ترسها رو میذاری کنار و میری سراغ تجربه‌های جدید میبینی که خودت رو از چه لذت‌هایی محروم کرده بودی.

راستشو بخوای عزیزم هم باهات موافقم هم موافق نیستم نمی‌دونم چه جوری توضیح بدم ، ولی واااقعا نی نی خیلی وقت و انرژی میگیره و به خاطر همین آدم فرصت نمیکنه کارای مورد علاقشو انجام بده یا هرکار دوست داشت بکنه هرجا دوست داشت بره 😅🥴

سوال های مرتبط

مامان panah🧿❤ مامان panah🧿❤ ۷ ماهگی
من با ۱۴ سالگی وارد زندگی مشترک شدم… سنی که خیلی‌ها هنوز بچگی می‌کردن، من یاد گرفتم همسر باشم و مسئولیت‌های بزرگ زندگی رو قبول کنم.

هنوز ۱۸ سالم کامل نشده بود که پناه به دنیا اومد… با اینکه خودم هنوز خیلی چیزها برای یاد گرفتن داشتم، مادر شدم و بزرگ‌ترین مسئولیت زندگیم رو پذیرفتم.

روزهایی بود که تا شب چیزی نمی‌خوردم، فقط گریه می‌کردم و منتظر بودم یکی بیاد بگه: «برات غذا درست کردم، من پناه رو نگه می‌دارم، تو برو غذا بخور و کمی استراحت کن…»
اما خیلی وقت‌ها کسی نبود. شاید اگر مامانم می‌فهمید من این‌قدر تنها و خسته‌ام، دلش می‌شکست… ولی چون ازش دورم و نمی‌تونست کنارم باشه، هیچ‌وقت از سختی‌هام براش نگفتم که غصه منو نخوره.

گاهی خسته شدم، گاهی ناامید، اما ادامه دادم. با همه سختی‌ها، از زندگی الانم راضیم و پناه تمام دنیامه. 🤍

از همسرم ممنونم که با سن کمم، بچگی‌هام و اخلاق‌هایی که شاید همیشه دست خودم نبود، ساخت و همیشه حواسش بهم بود.

فقط اگر برمی‌گشتم عقب، به اون دختر ۱۴ ساله می‌گفتم: کمی بیشتر برای خودت وقت بذار، درس بخون، خودت رو بساز… برای ازدواج هنوز وقت هست.

این حسرت، پشیمونی از زندگی امروز نیست؛ فقط دلتنگی برای کودکی‌ایه که زود تموم شد




رفلاکس آروغ گرفتن کریر مو ختنه بخیه ترشح عکاسی تناسب اندام شیر خشک کولیک سکسکه
مامان دایار مامان دایار ۶ ماهگی
انگار همین دیروز بود…
همین‌قدر کوچیک، همین‌قدر ظریف، روی سینه‌م خوابیده بودی و من فقط نگاهت می‌کردم و باورم نمی‌شد که بالاخره شدی تمامِ زندگی من. 🤍

اون روزها فکر می‌کردم روزها خیلی کند می‌گذرن…
شب‌های بی‌خوابی، خستگی، نگرانی لحظه‌هایی که خودم هم خسته و بی‌رمق بودم، اما با یه لبخند کوچیکت دوباره جون می‌گرفتم.

حالا پنج ماه گذشته…
پنج ماه از روزهایی که برای اولین بار مامان شدنت رو زندگی کردم؛ پنج ماه پر از عشق، ترس، خستگی، یاد گرفتن، قوی‌تر شدن و هزار حسِ تازه‌ای که قبل از تو حتی نمی‌شناختم.

چه زود بزرگ شدی کوچولوی من…
دلم برای اون نوزاد کوچولویی که روی سینه‌م جا می‌شد تنگ شده، اما از طرفی هر روز دیدنِ بزرگ شدنت قشنگ‌ترین اتفاق دنیاست.

تو اومدی و من هم همراه تو، یه جور دیگه متولد شدم.
شاید این مسیر همیشه آسون نبود، اما تک‌تک سختی‌هاش ارزش داشت؛ چون آخرش رسیدم به تو.
به پسر کوچولویی که حالا پنج ماهه تمامِ قلب منه. 🤍
.
دایارم🤍
مامان JANA🎀✨️ مامان JANA🎀✨️ ۱ سالگی
شیر مادر و شیرخشک کمکی
#پارت_اول
مامان هایی که از قبل من رو دارن میدونن که از ۱و نیم الی ۲ ماهگی بچه م یکی از دغدغه های اصلی‌م این بود که در کنار شیر خودم یک وعده یا دو وعده شیر خشک بدم اما فکر کنم یکی از بد قلق ترین فرشته ها فرشته کوچولوی من بود و به هیچ روشی شیر خشک رو قبول نمی‌کرد.

اول اینکه چرا از اول شیرخشک کمکی ندادم:

اگر بخواید شیرخشک کمکی بدید باید تا ۳ هفته اول تولد بچه بهش بدید واگرنه احتمال اینکه بعدش بگیره خیلی کمه چون به شیر مادر وابسته میشه و ممکنه بافت پلاستیک توی دهنش رو دوست نداشته باشه و یا اینکه از حالتی که یهو شیر زیاد وارد دهنش بشه بدش بیاد و بترسه و نتونه درست قورتش بده، حالا چرا من از اول ندادم، چون که تو زمان بارداری تصمیم گرفته بود فقط شیر خودم رو بچه بدم و با شیرخشک کاملا مخالف بودم گفتم تا خودم شیر دارم چرا شیرخشک بدم! بماند که بعدتر نظرم عوض شد، و اطرافیان!!! امان از اطرافیان !!! میگفتن چرا میخوای در حق این بچه ظلم کنی؟ میخوای شیرخشکیش کنی؟ هر چی میگفتم نه بابا فقط میخوام شبی ۳۰ سی سی بدم که هم راحت تر بخوابه هم بهتر وزن بگیره، میگفتن نه اگه شیرخشک بره تو دهنش دیگه شیر خودت رو نمیخوره! خلاصه عذاب وجدانی به جون من انداخته بودن که حتی وقتی به شیرخشک فکر میکردم با خودم میگفتم من چقدر مادر بدی هستم که میخوام با بچه م اینکارو بکنم!
مامان ناردونه 🩷✨ مامان ناردونه 🩷✨ ۶ ماهگی
مادر نسل امروز بیشتر از مادر نسل قبل در معرض افسردگیه!
شاید بگی رنج فرزند پروری امروز و دیروز نداره!
اما یه فرق بزرگ هست ...
ماداری امروزی طعم زندگی مستقل رو چشیدن
طعم زندگی عاشقانه رو چشیدن
شخصیت اجتماعی خاص خودشون رو داشتن
و دنبال اهداف‌شون رفتن
اون ها فقط برای مادر شدن تربیت نشدن
بلکه برای درخشیدن تو جامعه بار اومدن!
و حالا به یکباره همه داشته هاشون با مادر شدن به خطر افتاده...
ولی در قدیم فرزند آوری یک انتخاب نبود
بلکه جزوی از روتین زندگی یک زن به حساب میومد و زنان حتی نمیتونستند زندگی خودشون رو بدون فرزند تصور کنن!
اما مادر امروزی آگاهانه این مسئولیت رو انتخاب کرده و بهای این انتخاب سنگین رو داره نقدا با روانش پرداخت می‌کنه!
بچه دار شدن انتخاب زن قدیم نبود بلکه بهش تحمیل میشد. به همین خاطره که زن جدید سر کوچکترین لغزشی خودشو مقصر می‌دونه چون می‌دونه پا گذاشتن کودکش در این دنیا انتخاب اون بوده نه انتخاب جبر روزگار!
جدا از اینکه مادر امروز آگاه تر از مادر دیروزه و می‌دونه هر رفتار اشتباه می‌تونه منجر به ترومایی بشه که رد پاش تا همیشه در روان فرزندش بمونه !
اصلا مادری کردن از روزی سخت شد که مادر امروز تو جلسات تراپیش فهمید همه چیز از کودکی شروع میشه!

کلیپ بود نیم ساعت وقت گذاشتم تایپش کردم براتونا 😜
حرفایی بود که این مدت همش تو ذهنم می‌چرخه و نمی‌تونستم جمع و جورشون کنم گفتم شاید برای شما هم جالب باشه
مامان ریحان و دوقلوها مامان ریحان و دوقلوها ۲ سالگی
سلام مامانا
من خیلی پیام‌های دوستان رو میبینم که میگن بچمون سینه خیز نمیکنه حرف نمیزنه و.....
میخواستم تجربه خودم رو واستون بگم؛
من یه دختر ۶ ساله دارم که دو ماه از دختر خواهرشوهرم کوچکتره و ما موقع تولد این کوچولو ها داخل یه آپارتمان زندگی می‌کردیم و همراه جاری و مادر شوهر دخترای هردومون موقع تولد نزدیک ۴ بودند اما دختر من تا موقعی که شیر خودم رو می‌خورد یعنی ۲ سالگی خیلییییی خوب بود و اون کلا کوچولوتر بود و رشدش کم بود اما الان هردو مثل هم هستند
و برعکس دختر من سینه خیز و چهار دست و پا و راه رفتن رو خیلی دیر انجام می‌داد و اون با اینکه دو ماه کوچکتر بود همه این کارها رو زودتر انجام داد و چقدر من حرف شنیدم و مقایسه کردند و کردم و واقعا خودم و دخترم رو عذاب دادم و الان بینهایت عذاب وجدان دارم که چرا به حرف دیگران لحظاتی که میتونست واسه بچم شیرین ترین لحظات باشه رو با مقایسه ها و اعصاب داغونی که از حرف های مردم بهم منتقل میشد اذیت کردم خواهشا خواهشا کوچولوهاتون رو با دیگران مقایسه نکنید الان دوقلو دارم اگه اینها بچه های اولم بودند شاید خیلی چیزهاشون نگرانم می‌کرد اما الان نیستم قرار نیست اگه بچه تا ۲ سالگی لاغر بود تا آخر عمر لاغر بمونه یا برعکس،کی گفته بچه ای که دیر حرکت کنه باهوش نیست و اونی که همش درحال جنب و جوشه نخبه است؟
مامانها بیاین بچه هامون رو و خودمون رو عذاب ندیم مردم همیشه درحال حرف زدن هستند و دوست دارن به یه چیز گیر بدن از زمان حال استفاده کنیم بچه هامون خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنیم بزرگ میشن و یه حسرت از لحظه های از دست رفته فقط واسه ما باقی میزارن.
همه چیز به وقتش اتفاق میفته مطمئن باشید!😉🥰
مامان فسقلی دوم مامان فسقلی دوم هفته سیزدهم بارداری
شیر افزا تضمینی پارت 1
اگر می خواهید شیرتون زیاد بشه تضمینی حتما این هایی که میگم رو بخورین.جوری میشه که این قدر زیاده شیر هی از سینتون میره
من شب ها که می خوابم حواسم نباشه صبح پاشم میبینم هم لباسم هم پتو و تشک از شیر من خیسه در این حد زیاد می کنه


اول از همه شیر خشک رو قطع کنید
من تا دو ماهگی به بچه ام شیر خشک میدادم با شیر خودم .همش سینه ام خالی بود رو به قطع شدن بودم دیگه.چون شیر خشک میدادم یهو ۳ الی ۴ ساعت بچه سینمو مک نمیزد این باعث میشد شیر مادر یواش یواش خشک بشه .(الان ساعتی یکبار یا دو ساعت یکبار فقط در حد ۱ الی ۲ دو دقیقه می خوره )سیر که میشه هیچ .اضافه وزن هم نی نی من داره .شیرت رو که تقویت کنی خوابش هم تنظیم میشه و شب ها اروم می خوابه.رفلاکسش خیلی کمتر میشه .گریه های بی دلیلش قطع میشه کلا.همه از شیر خشکه که سنگینه بچه اذیت هست بخاطرهمین میگن شیر مادر خیلی بهتره
(گاهی اوقات شیر شیر مادر ۳۰ سی سی هست ولی همون بچه رو سیر می کنه و چاقش می کنه اما گاهی شیر خشک بچه ۱۲۰ سی سی هم می خوره سیر نمیشه)اصلا نگین من که شیرم اندازه شیر خشک نیست
دکتر می گفت کالری شیر مهم هست که سیرش می کنه بچه رو نگران نباشین اشتباه منم همین بود می گفتم نکنه بچه ام گشنه است شیر خشک درست می کردم می خورد دلدرد می گرفت بالا می اورد .بعدش هی می گفتم بچه ام چرا این جور می کنه؟؟؟
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۸ ماهگی
تجربه استفاده از پوشک
دیدم یکی از مامان ها گفته بود دوست دارم نظرتون رو راجع به پوشک های مختلف بگید گفتم منم اونهایی که تست کردم رو بگم.
من اوایل از برند pampers برای پسرم گرفته بودم کیفیتش خیلی عالی بود اما خب هر بسته ۵ میلیون بود و چون من زود به زود پوشک رو عوض میکنم احساس کردم نمیصرفه.
از برند های ایرانی مای بیبی و مولفیکس رو امتحان کردم. مولفیکس که بسیار کیفیت پایینی داشت و از بسته ای که خریدم فقط یکیش رو استفاده کردم و بقیه اس همینجوری موند. از مای بی بی به نسبت راضی تر بودم و چند ماه استفاده کردم. اما به نظرم جذبش خوب نبود، پس نمیداد اما توی پوشک خیلی خیس می موند و بچه اذیت میشد. به خاطر همین رفتم دوباره سراغ برند های خارجی و کانفی رو امتحان کردم که خدا رو شکر تا اینجا به نسبت مولفیکس و مای بیبی خیلییی بهتر بوده. جذبش بیشتره و بوی نامطبوع هم نمیگیره. نشانگر پر شدن پوشک هم داره که این هم خیلی خوبه.
بخوام رتبه بندی کنم اگر قیمت براتون مهم نباشه
اول->پمپرز
دوم-> کانفی
سوم-> مای بی بی

#پوشک