مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
مامان آیلا🩷وتودلی🩷 مامان آیلا🩷وتودلی🩷 ۶ ماهگی
مامان ✯𝓛𝓮𝓷𝓪✯ مامان ✯𝓛𝓮𝓷𝓪✯ ۱۸ ماهگی
هعی انقد حالم خرابه ک نگم
با مادرشوهرم بحثم شده الکی پا مامانمو میکشه وسط
خیلی باهم خوب بودیم چون عممه بعد 4سال این اولیه بحثمونه
ولی فهمیدم مادرشوهر ک شد مادرشوهره
سر ی چیز مسخره ک لوبیا اوردن یکی لز عمهام ینی خواهرش 25کیلو گف خودتون تقسیم کنین
اول میخاستم 10کیلو بردارم بعد گفتم کخ میزنه جاش گرم بشه گف7نیم تو بردار باقیش مال من بعد سر مسایلی قضیه کلا کنسل شد ک من لوبیا برندارم بعد گفتم منکه نمیخام بفروشم تازه قیمت بالاتر ب مامانم 10کیلو میخاست گف یا خودم برمیدارم یا میفروشم 200تومن الکی میرسید ب من سر همین لوبیاها بعدرفتم میگ بده ک برم وزن کنم 10کیلو میگ ن 7نیم کیلو بیشتر نمیدم خودم بخدا مخام مصرف کنن فلان گفتم من قول دادم زشته برا دوسه کیلو گف ن گفتم باشه همون بعد شوهرمم لجش گرف گف واویلا بخاطر چارتا لوبیا نگا چ قیافه ای میگیره بعد اون نمیدونم چی گفت کلا لجش گرف بخاطر من یا مامانم بچش اینجوری رفتار کرده کلا از اول هم شوهرم همینجوری ب همه تیکه میندازه کلا تو ذاتشه همه میشناسنش میدونن ب شوخیه هیچی نمیگن باز الان براما پسر دوس شدن باز شب بعدش دید شوهرم قیافه گرفتس من اومدم طبقه بالا خونم شوهرم پایین موند گفته اره بخاطر مادرزنته بخاطر چار تا لوبیا تو زنت از صب باد کردین قیافه گرفتین اینم گفتم من میرینم تو جارتا لوبیا ک با قیافه بخای بدی مگ مال تو بود فلان