مامان lea مامان lea ۲ سالگی
مامان فندوق🌰 مامان فندوق🌰 روزهای ابتدایی تولد
من ٨روزبچم بعدزایمان بستری شدبیمارستان عفونت گرفت تواین مدت خودم بالاسرش بودم چقدر گریه کردم حتی بعدزایمانم یه روز خونه نرفتم حتی براحمام اونجاکه بودم جاریم پیام دادبراتولدبچش دعوت کرد بااینکه میدونست من بیمارستانم حال بچم بده بعداینکه اومدیم به خاله همسرم گفتم بزاره توگروه خانوادگی ک فعلانیان تابعدبچم یکم بزرگتربشه بعدبیان چندوقت پیشم جاریم پیام دادک من بخاطربچت ک دنیااومدبامامانم نرفتم شهرمون شمانمیخواستین مابیایم خونتون ک پیام گذاشتین ناراحت شدن ک چراماتوگروه گفتیم حتی پیامم داد ک توبایدبه من پیام میدادی دعوتم میکردی بعدم به خاله شوهرم رفته گفته گفت چرابه توگفتن توگروه بزاری ونمیخواستن مابریم خونشون حتی گفته چراوقتی ازبیمارستان اومدن زنگ نزدن ک ماداریم میایم ماهم بریم لب درخونه درحالی ک روزی ک خودش ازبیمارستان اومدبه مانگفت حتی دعوتم نکرد ک بریم خونش ماخودمون رفتیم دیدن بچه یعنی حرصم گرفته شدیددددداینم گذاشته پروفش
مامان دختری💜پسری💙 مامان دختری💜پسری💙 ۲ سالگی