۵ پاسخ

اما خیلی بد هرچی داد بزنی بچرو بزنی بدتر میشه و کار خودمون سخت تر میشه یه بار هرمان و زدم دو هفتست دیگه اون بچه سابق نیست واقعا ناراحتم و پشیمون

نمیدونم واقعا چطوری ولی جدیدا خیلی خودمو به بیراهه میزنم

اصلا وجود نداره خارج از توان انسان هست همه بالاخره یه درجاتی از عصبانیت دارن

منم کنترلمو از دست میدم زود

هیچی بی خیال باش
من فقط وایمیسم نگاش می‌کنم اونم سرشو میندازه پایین و بعد براش توضیح میدم کارت اشتباه بوده
و البته باز هم ممکنه اون کار رو تکرار کنه🤣
به هرحال بچه ان، طول می‌کشه تا یاد بگیرن

سوال های مرتبط

مامان دخترم مامان دخترم ۳ سالگی
مامانا بیاید مشورت بدید بهم
ما خونمون آپارتمانیه ما مستعجریم طبقه بالا صاحبخونمونه و پسر و عروسش هم تو ساختمون ما زندگی میکنن بعد نوه شون همسن های دخترمه چون پدر و مادرش میرن سرکار بچشون خونه ی مادربزرگس
بعد هرروز میاد خونمون که با دخترم بازی کنه آخه هرروز که نمیشه حالا دختر منم می‌ره گاهی اوقات خونشون ولی من زیاد نمی‌ذارم
کلا وقتی میاد دیگه تا هر موقع که بخواد میمونه کسی نمیاد دنبالش
دختر خوبیه ولی یکم پروعه دخترمم اخلاقش شبیه اون شده حتی صحبت کردنش من دوست ندارم
الان چیکار کنم دیروز دیگه تصمیم گرفتم که هفته ای نهایت دوبار باهاش بازی کنه اونم یک یا دو سه ساعت
امروز از صبح تا الان 4 بار اومده هرسری به یه بهانه ای نذاشتم که بیاد یه بار گفتم میخواد بخوابه ببار گفتم حمامه دیگه خود دخترمم یاد گرفته وقتی در میانه می‌ره جلو در میگه می‌خوام استراحت کنم یا نمیام اون ولی به یه بهونه میخواد یا بیاد خونمون یا دخترم رو ببره خونشون
عذاب وجدان گرفتم با خودم میگم خب اونم گناه داره آنهاست آخه چیکار کنم به نظرتون