۳ پاسخ

دختر اولیم از ۱۰ شب تا ۵ صبح یکسره نعره میزد تا از خستگی با صدای اذون صبح خوابش می‌برد هیچ دارویی افاقه نمی‌کرد قشنگ شبا نگاهم به ساعت بود که الان ۱۰ میشه و شروع میکنه تا شش ماهگی فقط توی پتو تکونش می‌دادیم تا بخوابه تا نمیخوابید سینه نمی‌گرفت
اووف خیلی اذیت کرد اما بعد شیش ماهگی یه دختر خیلی آرومی شد که نگم اصلا اذیت نمی‌کرد می‌خوابید با خودش بازی می‌کرد.

منم دخترم اوایل همینجوری بود طوریکه منم باهاش گریه میکردم الان دیگه یاد گرفتم قنداقش میکنم آروم میشه می‌خوابه

شاید بخاطر کولیکه

سوال های مرتبط

مامان سپهر🤎👼 مامان سپهر🤎👼 ۱ ماهگی
روز اول کولیک:
امروز به نظرم روی واقعی کولیک رو برای اولین بار توی این یازده روز تجربه کردم ( دو شب قبلی هم بود اما خیلی سبک تر) از ساعت ۶ غروب شروع شد و تا ۱۱ ادامه داشت. به هر راهی متوسل شدم، تو ننو گذاشتم تابش دادم، راه بردمش، براش وایت نویز گذاشتم، شیرش دادم، شکم و کمرش رو ماساژ دادم، قطره کولیک دادمش، تو پتو گذاشتم تابش دادم. ولی هر کدوم فقط یه تایم کوتاهی جوابگو بود و باز خودش رو میکشت از گریه، بچم از یه جایی به بعد صداش میگرفت از گریه صداش مثل بچه گربه ای میشد که آروم داره ناله میکنه، جیگرم داشت براش کباب میشد، خیلی سخت بود دیدن اشکاش و اینکه هیچ کاری در نهایت ازم برنمیومد، دیگه بعد دو سه ساعت باباش اومد و بردیمش بیرون دورش دادیم حدود یه ساعت که کل اون تایم آروم آروم بود ولی باز برگشتیم خونه شروع کرد. تا اینکه بالاخره کم کم خودش آروم شد.
البته امیدوارم اگه قراره ساعت گریه ای داشته باشه همین ساعت باشه که حداقل آدم سرحال تره، چون نصفه شب خیلیییی سخت میشه خیلی