۸ پاسخ

اره خیلی حس بدی ولی خب به بعدش فکر کنید که راحت میتونه بخوابه غذاشو کامل میخوره هم خودت راحت میشی .شما چه الان چه ۲سال دیگه باید این راه برید پس خودتون اذیت نکنید سعی کنید با چیزهای که دوست دارن سرگرم کنید

برای همین امروزوفردامیکنم‌هنوزازشیرنگرفتم

اگه هم خیلی بهونه میگیره و گریه باهیچی آروم نمیشه میتونید همین چند شب شربت خواب بدید در حدی که فقط اروم شه گیج خواب

خب اگ‌مجبور نیستی نگیر الان

منم دقیقا امروز و فردا میکنم😪😪

با تاپیکت بغضم گرفت
میفهمم چی میگی

خواهش گلم

منم از صب بهش شیر ندادم بچم اشک میریخت محکم بوسم میکرد تا شیر بدم اشکام داره میریزه امینجوری خیلی حس بدیه خیلی😭😭

سوال های مرتبط

مامان مهراد 🧒🍁🍂🐣 مامان مهراد 🧒🍁🍂🐣 ۱ سالگی
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺