۱۸ پاسخ

من هیچوقت برای خواب نمیذارم هیجا بمونه حتی خونه مادرم

عزیزم الهی
اشکال نداره خب اگه خودتم بمونی پیشش بهتره بچه منم به خواهرزادم خیلی وابستس چون باهاش همبازیه اگه اون خونه مامانم باشه به هیچ وجه راضی نمیشه بیاد منو خواهرمم میمونیم خونه مامانم صبح باهم میریم خونه هامون

آره بچه های منم این طوری ان 🤦

من میترسم تا حالا جای نذاشتمش میترسم چیزیش بشه مثل مادر حواسشون نیست

نه گلم هنوز برام پیش نیومده سه تا بچه بزرگ کردم هنوز یک شب جدا ازم نبودن حتی در حد نیم ساعتم خونه ی مادرشوهر نذاشتم چون اصلا نمیتونم بچه رو بهش بسپرم خودش قند داره اعصاب نداره وشوهرمم خیلی بدش میاد که من حتی نیم ساعتم بچمو به کسی بسپرم پسر بزرگم همیشه تو بغلم بود تا بزرگ شد ۱۱ سالش شد دومی رو آوردم برا هر کاری دومی رو گذاشتم پیش اولی بعد اون باز پسر دومیم ده سالش شد سومی رو آوردم ایندفعه یا پیش اولی که خیلیکم چون دانشگاه میره یا پیش دومی میذارم که همیشه برا چندین ساعت نگه داشته حتی پیش خواهرامم نذاشتم خلاصه یه جوری اینارو با سختی بزرگ کردم مادر خودمم برا اولی گاه گداری میومد تو خونه ی خودم نگه میداشت ولی برای بعدیا که خودش سر کار میره ومن کارهای خونه ومسئول خریدای خونه ی مادرمم هستم خدا قدرت وتوان به همه ی مادرا بده انشالله

من برا خونه مادرشوهرم اینا اینجوری می‌کنه ولی بزور میارم شبا کنار خودمون بخوابه نمیتونم قبول کنم اونجا بخوابه واقعا

دختر من شدیدا ب مادرم‌وابستس با گریه میارمش یبار موند تا صب نخوابیدم دیگه‌نمیزارم هلاک میشه انقدر گریه میکنه

ظهرا آکیرا پیش مادرمه خودم سرکارم اما با خودم همیشه میارمش خونه اونم خیلی کم پیش مقاومت کنه

من دوس دارم تنها بمونه ولی نه الان بزرگتر شه غذا اینا حالیش شه جیش حالیش شه بعدا

همه ی عادت ها بار اولش مهمه ک چطور برخورد کنید
من همیشه بهش گفتم بچه ها باید پیش پدرمادرشون باشن شب و همیشه تو اینجور مواقع فقط کافیه همین جمله رو تکرار کنم انگار قانون شده براش
میره میمونه هم خونه مادرم هم مادرشوهرم ولی برای خوابیدن میدونه ک باید بیاد خونه مقاومت نمیکنه

همه ی عادت ها بار اولش مهمه ک چطور برخورد کنید
من همیشه بهش گفتم بچه ها باید پیش پدرمادرشون باشن شب و همیشه تو اینجور مواقع فقط کافیه همین جمله رو تکرار کنم انگار قانون شده براش
میره میمونه هم خونه مادرم هم مادرشوهرم ولی برای خوابیدن میدونه ک باید بیاد خونه مقاومت نمیکنه

من اصلا نمی‌ذارم پسرم بدون من جایی بخوابه
خونه بابامم میره بعد میرم دنبالش

من تا سزکوچه ام برم بچمو با خودم میبرم والا پیش مادرشوهرمینا چندبار موند هرسریع ی بلا سرش اومد

به عنوان لپ لپ يا يع چيزي بيارش پيش خودت

آخی اگه خوب ازش مراقبت میکنن خیلی خوبه
خوش بحالتون 😬

دختر من دوساله ک خونه مادرم می مونه

من مادر که ندارم ببرم پسرمو ولی واسه خونه خواهرم ومادرشوهرم اینجوریه .باگریه ودعوا میارمش.امشب گداشتم اومدم بعد نیم ساعت زنگ زدم امادش کردن شوهرم رفت اورد.بعضی وقتها دختر خواهرم راضیش میکنه یا اونها باهامون تا توماشین میان موقع حرکت سریع پیاده میشن .

خودتم پیشش بمون

سوال های مرتبط

مامان رادمهر مامان رادمهر ۲ سالگی
خانوما پسرم خییییلی ب مامانم وابسته شده فقط مامانمو میخواد خونمون اصلا نمی مونه
الان ۳ روز بود مسافرت بودیم اصلا نذاشت مامانم ببینه چیکارمیکنه موقع غذا موقع خواب هررررموقع فقط چسبیده بود ب مامانم خیلی اذیتش کردمنم سر اون همش دعواش کردم بیچاره مامانم ساعت ۵ شب میخوابیدفقط چسبیده بود ب اون خیلی اذیتش میکنه ازخونه اونامیایم انقدررررگریه میکنه
خیلی لجباز شده همشم دعواش میکنم به قرآن اعصابم نمی‌کشه دیگه میزنمش ازحرصم
خونه خودمونم میایم اصلا بااسباب بازی بازی نمیکنه فقط میگه مامان مامان یاهم ک گریه میکنه بریم خونه مامان جون روانی شدم دیگه شوهرمم تا۱۲ شب سرکاره
خونمون مرکزشهره ی سره میبرمش بیرون شهربازی هرچی هم بخوادبراش میخرم
مامانمو دیدنی ازمن متنفرمیشه گریه میکنه میگه مامان نیادبره خونشون
بخدااصلا آدمی نبودم حتی سر بچه داد بزنم الان هم دادمیزنم هم میزنمش خیلی عصبی شدم
این بچه یک دقیقه باخودش بازی نمیکنه اصلا

دعواش میکنم مامانمم ناراحت میشه
موندم چ غلطی کنم
#فرزند پروری# پوشک# شیرخشک# آنومالی