خلاصه گفت درمان میشی اول باید دیلو بدی از دوستانمون درست میکنن بگی برات درست کنن دیلو یه وسییله شبیهه الت اقایون که با نخ پنبه درست میکنن از سایز یک تا سایز بالا خلاصه سفارش دادم درست کردن فرستادن درمانم شروع شد هر روز از دیلو کوچیک شروع میکردم خودم ورزش کگل انجام میدادم دیگه از سایزپاینن کم کم تا رسیدم به سایز ۱۴هر روز تمیرین یه دو هفته تمرین داشتم تو گروه مرتب نتیجه کارامو میگفتم وهر سایزی که میرفتم بالاتر خوشحال که واای پس منم میتونم دخول داشته باشم تا دو هفته تمرین کردن رسیدن به سایز ۱۴ دیگه گفتم با همسرم شروع کنم ببینم چی میشه دیگه ژل روان کننده که زدم دیلو رو استفاده کردم بعد با همسرم ادامه دادمدیدم بدون درد شد منو شوهرو شوق زده من یادمه میگفتم رفت رفت تو الان داخله 🤣😂🤣😂شوهرمم باورش نمیشد خلاصه دیگه من راه درمانمو پیدا کردم الان انقدر موقع رابطه تنگ ومکافاته اول باید دیلو استفاده کنم تا بتونم رابطه داشته باشم ..ولی دلم گرفت خیلی خانما میگفتن ما شب عروسی نمیتونستیم شوهرامون چقدر عیب ایراد گذاشتن یا خیلیا طلاق گرفته بودن بخاطر نداشتن رابطه که نمیتونستن ولی کسی واقعا نمیدونست واژینیسموس چیه خیلی از خانما اقایون نمیدونن

تصویر
۹ پاسخ

دم شوهرت گرم واقعا ک انقدر فهمیده اس

منم نمیدونستم وایی نکنه منم همینی که شما میگی گرفتم😂 منم بعد از ابنکه فهمیدم باردارم از ترس یا هر چی نمیزاشتم شوهرم بیاد کنارم تا الانم که میاد اصلا تا تهه نمیره من خودمو سفت میکنم و درد دارم از بد زایمان خیلی اذیتم کردن کلا میترسم

منم دقیقا اینجوری بودم تا ۵ ماه دختر بودم واییی چقد رو مخم اصلا نمیشد همه میگفتن خوب شل کن ولی اصلا به شلی و سفتی من نبود نمیرفت چقد عذاب کشیدم منم رفتم دکتر ی پوزیشن بود ک ببخشید من باید مینشتم روش... دیگ با گریه دردشو تحمل کردم ولی مردم

عه نمیدونستم 🙁وای چ سخت بوده براتون واقعا دم شوهرت گرم🤌🏻
پس زایمانت چی بود سزارین یا طبیعی؟

منم مثل شما بودم با ماعده اوسکویی درمان شدم هیچی دلم و نشکست ب جز یبار بعد شیش ماه شوهرم خسته شد دیگ از تلاش بیهوده گفت حتما دوختی انقد سفت دوختن پاره نمیشه رفتم متخصص با مامانم معاینه کرد نامه داد باکره اس و هیچگونه آثار ترمیم یا پارگی دیده نمیشود من دیلو ساختم و تونستم منتها من شانسی ک آوردم دهانه رحمم عقبه علاوه بر این که با تمرین با دیلاتور خونریزی نکردم تازه بعد از دو بار رابطه با همسرم پردم پاره شد و ی خونریزی شدید کردم در حدی ک قش کردم شوهرم بردتم بیمارستان

خوبه که درمان شدی و همسر باشعوری داری 👏👏

نه خیلیا نمیدونن میدونی چرا چون تو مملکت ما همه چیو بد میدونن خب اینم یه مشکله اصلا یه بیماریه چی میشه خب همه چی درمان داره عیب و ایراد نیست که

آهان انشالاه همیشه موفق باشید
ولی اون شوقتون هم بد نبود

والا منم تاالان ک تو گفتی نمیدونستم

سوال های مرتبط

مامان جانان و ژوان مامان جانان و ژوان ۱۲ ماهگی
مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۱ سالگی
سلام مامانا خواستم تجربمو از باردار شدنم بگم که چه سختی کشیدم تا بعد از ۴سال من تو ۴سال هر ماه اقدام بودم هیچ به هیچ کلی دکتر برومیگفتن تنبلی تخمدان داری خانم قرص میدادن بازم تاثیری نداشت تا ۴سال گذشت یه روز تو اینستا داشتم میچرخیدم دیدم نوشته اولین درمانگر تنبلی تخمدان فلورا تاجیک کنجکاو شدم دیدم چقدر خانمایی که زیر نظر فلورا باردار شده بودن درمان رایگان هم تو پیجش میزاشت ولی خیلیا زیر نظرش بودن خلاصه هر مامایی از هر شهری رو اموزش داده بود که خانم هایی که باردار نمیشن با مامای شهر خودشون درمانشون رو شروع کنن منم دیدم یه مامایی از گرگان هست اموزش درمان رو کامل دیده چقدر خانما باهاش پرونده گرفتن باردار هم شدن دل زدم به دریا چون خودمم گرگان زندگی میکنم باهش پرونده تشکیل دادم تمام ازمایشاتمو فرستادم براش گفت ذخیره تخمدانت پایینه هیچ تخمک گذاری نداری گفتم هیچ دکتری بهم نگفته بود گفت فیبروم هم داری بزرگه خلاصه درمانمو باهاش شروع کردم مو به مو هر چی گفت انجام دادم کلاس یوگاه رفتم موسیقی کار کردم دیگه فکر بچه داری نبودم مرتب هر سوالی داشتم جواب میداد همیشه انلاین بود چک میکردکارای روزانمو تا اینکه پنج ماه از درمانم گذشت گفت ازمایش بده ببینم تو این پنج ماه چه کردی خلاصه ازمایش دادم تنبلی تخمدان نداشتم فیبرمم کوچیکتر شده بود فولیکول بزرگ داشتم سه تا ۲۴ فکرشو کن من همیشه فولیکول پنج شش بود ذخیره تخمدانم اومده بود بالا دیگه اقدام کردم
گفت قبل اقدام چی بخور چیکار کنم اقدام کردم دیدم پریود نشدم بی بی چک زدم منفی بودفرداش زدم بازم منفی دیگه به ماما پیام دادم گفتم منفی گفت برو ازمایش بده رفتم ازمایش دادم دیدم بله گل پسر مامان اندازه یه نخود فرنگی تو شکممه قلبم داشت میومد تو دهنم 😭
مامان پناه 🥺 مامان پناه 🥺 ۱۰ ماهگی
پارت+۶
داستان سزارین من 😥

دیگه خلاصه جاریم که اومد حس پاهام کم کم برگشت دکترا گفتن باید کم کم سعی کنی به پاشدن و راه رفتن منم سعی کردم بلند شم ولی هر کاری کردم خیلی سخت بود بلند بشم ولی بخیه زده بودن واقعا برای بار اول خیلی سخت بود دیگه منم بلاخره موفق شدم خودم.و به لبه‌ی تخت رسوندم بعدش قرار بود بلند. شم و واستم اینی که تا لبه ی تخت بیام یه بدی داشت اینی که کامل واستم دیگه بدتر پاشدن اصن خیلی بد بود کل دردام انگار فشارش روی بخیه ی شکممم بود ارو ارو شروع کردم به راه رفتن البته نمی‌تونستم کامل صاف باشم خمیده راه رفتم دکتر گف تا موقعی ببخشید مدفوع نکنی نمیتونی بری خونه من هم تا عصر بلاخره تونستم دستشویی برم و گفتن امشب میتونی بری خونه جاریم زنگ زد به همسرم که بیاد دنبالمون همسرم اومد ساعت های ۱۰ ۹ این جوریا بود منم راحت تو ماشین نشستم و رفتیم خونه یکم سخت بود ولی اونقدر نه خلاصه که بگم خیلی از زایمان سزارین خودم راضی بودم واقعا موقع بلند شد اولش سخت بود چون واقعا آسون نیست که هفت لایه ی شکم برش زدن و بخیه کردن ولی خیلی راحت بود اگه صد بازم برگردم عقب میگم سزارین تو خونه هم که رفتم فقط موقعی که میخواستم بلند شم برم دستشویی تا دو روز یکم تو اذیت بودم اونم نه شدید ولی در کل کلی راضی بودم ایشالله مامان هاییم که استرس زایمان دارن میترسن خدا کمکشون کنه و هر چه سریع تر فارق شون کنه 😍

پایان .....