۵ پاسخ

به نظرمن الان تو رژیم نگیر بزار هر وقت از شیر گرفتی چون اینجوری داغون میشی

من تو شیر دهی تو رژیم بودم خیلی خوب بود زود وزن میاد پایین

آره حالم خوبه چون شیر خشک میدم😂😂
مگه دیونم میمی بدم و رژیمم بگیرم ول کن بابا الان بخور ولی زیاده روی نکن بعد شیر دهیت رژیم بگیر
به قول دکتر من یه مدت تو آینه نگاه نکن یا دورادور نگاه کن😁

من که مشکلی ندارم .
رژیم فستینگ هم میگیرم.
روزی نیم ساعتم ورزش میکنم

رژیمه چی میگیری؟

سوال های مرتبط

مامان امید من🫀 مامان امید من🫀 ۱۴ ماهگی
غصه بدغذایی شوهرم کم بود، پسرم هم اضافه شد؛  واقعا دلم می خواد بشینم یه دل سیر گریه کنم، پسرم فقط شیر می خوره انواع غذا و انواع بافت رو در طول روز امتحان می کنم و نهایت یه قاشق چای خوری می خوره و لقمه بعدی رو مدت ها تو دهنش نگه میداره و در نهایت میریزه بیرون؛ فقط شیرخشک می خوره یکسال به بعد اولویت اصلی غذاست نمیدونم چیکار کنم😞
واقعا نگرانم از این بابت که نکنه غذا خوردن هم ژنتیکی باشه و پسرم مثل باباش باشه🥲

شوهرم حبوبات اصلا نمیخوره، یعنی آش و سوپ و قرمه و قیمه،عدس پلو و ماش پلو و عدسی و اینا رو اصلا نمی خوره
ماکارانی و پیتزا و همبر و فست فود اصلا نمیخوره
کباب گوشت و. جگر و کله پاچه و اینام هیچی
برنج فقط شوید و برنج ساده
ماهی
خوراک مرغ و. کباب مرغ
و خورشت گوشت اونم با رب فقط و در صورتی که گوشت خیلی له و. نرم باشه
شامی که نود درصدش سیب زمینی باشه
گاهی ته چین و گاهی فسنجون
همین.
تازه همشم گلایه می کنه که من غذای تکراری درست می کنم😀

وقتی بچه نداشتیم هم وقت داشتم هم حوصله در کنار غذای اون غذای مورد علاقه خودمو هم درست می کردم که من همه چیز می خورم
اما الان نمیرسم و واقعا خسته شدم از این شرایط
پسرمم که هیچی نمیخوره دیگه حالم خیلی بد میشه
می خوام فقط بشینم و یه دل سیر گریه کنمــــــــــ😞


پوشک شیرخشک و ابنا
مامان امیرمحمد مامان امیرمحمد ۲ سالگی
❤️تولد یک سالگی پسر قشنگم با۲۳ روز تاخیر ❤️ امیرمحمد جانم تو باید ۲تیر به دنیا می یومدی اما خیلی عجله داشتی و۲۰روز زودتر در ۳۶هفتکی در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۱۲ پابه دنیا گذاشتی دقیقا ۲ روز قبل از تولدم خواست خدا بود که می خواست تو رو به من هدیه بده وتو بشی بهترین هدیه تولد تموم عمرم امید وارم سالیان سال تولدمون رو با هم جشن بگیریم ❤️ساعت ۲شب حالم بد شد و فشارم رفت بالا ومجبور شدیم بریم بیمارستان و منو بستری کردن اورژانسی به اتاق عمل رفتن و تو ساعت ۷صبح روز شنبه به دنیا اومدی وقتی پرستار تورو آورد پیشم صورتت نرمت رو گذاشت روی صورتم ومن بوست کردم بوی بهشت می دادی و اون لحظه بهترین لحظه عمرم بود اما این خوشی دوامی نداشت چون زردی داشتی و باید بستری می شدی و همون جا بود که فهمیدن پلاکت خونت پایین هست و اورژانسی بردند ان ای سی یو هنوز صدای گریه هات پشت در ان ای سی یو تو گوشمه که پرستارا داشتن برات رگ می گرفتن بمیرم برات مادر که تو درد می کشیدی ومن هیچ کاری نمی تونستم بکنم فقط باید تحمل می کردم خدا کنه هیچ مادری تو این موقیعت قرار نگیره همون جا پشت در با دل شکسته تو رو نذر علی اصغر امام حسین کردم و گفتم اگر خوب بشی یه سال باهم پیاده روی اربعین بریم کربلا ان شالله امام حسین بطلبه با هم بریم ،من هر دو ساعت یه بار می تونستم ببینمت بوت کنم بهت شیر بدم هر وقت می یومدم پیشت تو رو بدون لباس زیر نور با چشم بسته که یه عالمه سیم بهت وصل بود قلبم آتیش می گرفت دوست داشتم بغلت کنم از بیمارستان فرار کنم اما نمی تونستم چون باید خوب می شدی ....ادامه در تایپ ها می نویسم
مامان سلدا💜آسیه مامان سلدا💜آسیه ۲ سالگی
دختر عزیزم لحظه هایی که صدای خنده های تو، تو خونه مون می پیچه انگار دارم از خوشحالی پرواز می کنم. می خوام همیشه شاد ببینمت عزیزم و برای شادی تو هر کاری می کنم

هر روز که از خونه بیرون می رم به این فکر می کنم که چه کاری می تونم انجام بدم که تو خوشبخت تر باشی، تمام تلاشی که می کنم برای اینه که تو بهترین ها رو داشته باشی

هیچ وقت حتی ذره ای از این حس عاشقانه ای که به تو دارم کم نمیشه عشق همیشگی من تو بزرگ ترین بهانه ی زندگی هستی

دختر مهربونم، لبخندت تمام خستگی های دنیا رو از بین می بره

وجود تو دخترم منو به زندگی دلگرم می کنه

عزیزترینم تمام احساسات خوب دنیا را زمانی تجربه کردم که تو به دنیا اومدی

شادی و خوشبختی من، قلب من برای تو می تپه، تو مفهوم زندگی منی

ممکنه سال ها بگذره، من پیر شده باشم و تو بزرگ، اما چیزی که هیچ وقت تغییر نمی کنه عشق من نسبت به توئه دختر قشنگم

بمونه به یادگار 1404/3/7
خدای خوبم بخاطر وجود دختر قشنگم سلدا پرنسس کوچولوم آسیه شکرت😘🌿