۵ پاسخ

عزیزم‌قیمت این کار چند ؟؟

پسر من الان نزدیک دوساله آهنگامو حفظه 😁😁😁تازه آهنگاشم بادهن درمیاره

واسه خودم هیچی برا پسرم کارتون های انگلیسی گرفتم همش اونارو میبینه

من خودم قرآن میخونم یس عاشورا صوتی گوش میدم

بعضی اوقات رادیو قرآن و رادیو آوا .البته اگر بزارن و نخوان پویا نگاه کنن

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان نوهان🩵 نیل🩷 مامان نوهان🩵 نیل🩷 ۴ سالگی
سلام مادرا.....
یه موضوعی خیلی نگران و ناراحتم کرده
پسرم ۴ونیم سالش دخترم ۲ونیم.
ما با پدرشوهرم اینا همسایه هستیم یه پسر ۱۱ساله داره خیلی شکمو هست خیلی پرخوری میکنه هرروز میاد خونه ما با پسرم بازی میکنه پسرمم خیلی بهش وابسته اس . از بیشتر رفتاراش خوشم نمیاد و همیشه نگرانم که پسرم ازش رفتارای بدش رو تقلید کنه.
منو همسرم صبحها میریم سرکار من صبح برا بچه هام صبحونه میوه گاهی خوراکی میزارم که بیدار بشن بخورن .بعد پسر برادرشوهرم گاهی شیف ظهر هست مدرسه اش صبح که ما نیستیم میاد خوراکیشون میخوره به پسرم میگه به مامانت اینا نگو من ازشون خوردم مثلا امروز ۴تا پیراشکی برا بچه هام گذاشتم اومده دوتاشون خورده یکی به پسرم داده یکی به دخترم . امشب خودش از دهنش پرید گفت خاله اونا چی بود صبح درست کردی من ازشون خوردم دوتا. حالا من ظهر از سرکار برگشتم پسرم گفت مامان باز برام درست کن گفتم مگه دوتاش نخوردی گفت چرا خوردم گفتم تو آبجی باهم خوردین گفت آره.
حالا بنظرتون من چکار کنم
به پسرم میگه اگه به مامانت اینا بگی باهات بازی نمیکنم نمیام خونتون یا فلان اسباب بازی میخرم بهت نمیدم .
خیلی عصبیم کرد بهش گفتم حق نداری صبح ما نیستیم بیایی
مامان گل پسر👶
ایران مامان گل پسر👶 ایران ۵ سالگی
سلام امشب با داداشم رفتیم پارک شوهرم نبود بعد ی دوتا پسر که چند سال از پسر من بزرگتر بودن هیکلی جلو سر به پسرم گفتن برو پی کارت برو خونتون پسرم ناراحت اومد به من گفت منم گفتم برو بازی اگه بازم گفتم بگو خودتون برید منم میخواهم بازی کنم پسرم رفت من زیر نظر داشتمش که پسرم از سراسر رفت بالا اومد پایین باز جلوش گرفتن من فوری بلند شدم خودم به پسرم برسون تا رسید ن من بزرگ زد تو کمر پسرم محکم طوری که پسر افتاده با صورت تا منو دیدن دویدن واقعا مادر چیه و منی که هرگز همچین روی از خودم ندیدم یعنی تو شوکم که این من بودم این رفتار کردم خلاصه منم دویدم دنبالشون شاید اگر دستم بهشون می‌رسید تکیه پارشون میکردم رفتن پیش پدر مادرشون منم رفتم بالاش.ن اومده میگه چته خانم خجالت نمیکشی با این هیکلت افتادی دنبال بچه ها منم گفت که اینجوری البته با عصبانیت زن برگش گفت خوب مواظب بچت باش دیگه نفهمیدم هرچی فحش به دهنم اومد براشون کردم اومدم خونه هنوز اون منی که تا امشب ندیده بودم جلو چشم باور نمیکنم من بودم دیگه بماند داداشم رفت صحبت کرد اینا نمیدونم ی جوری حالم تو شوکم😥🥺
مامان حسین مامان حسین ۴ سالگی
خیلی دلم گرفته
انقدر میشینم با خودم فکر میکنم سردرد میگیرم
اصلا نمیدونم چیکار‌کنم واقعا تو دو راهی سختی گیر کردم
شاید مسخرم کنید بگید تو این شرایط به فکر چی هستی ولی واقعا دلم به حال حسین میسوزه
همش گریه میکنه میگه تنهام یکسره دعا میکنه بارون میاد از پنجره بیرون رو نگاه میکنه میگه خدایا بهم داداش بده یه جوری مظلوم از تنهاییاش میگه دلم به حالش کبابه گریه میکنه میگه من آدم تنهایی هستم همه داداش و آبجی دارن من ندارم 😔😔
از طرفی خودمم هیچ وقت نظرم روی تک فرزندی نبوده و آرزومه یکی دیگه هم بیارم ولی تو این شرایط واقعاااااا میترسم از لحاظ مالی میتونیم ساپورت کنیم ولی از لحاظ شرایط مملکت که رو هواس میگم
از طرفی سنم داره میره بالا ۳۴ سالمه و تنبلی تخمدان شدید دارم که احتمال داره اصلا ماه ها طول بکشه تا باردار بشم،
همسرم میگه بسپر به خدا اقدام کنیم بچه داره بزرگ میشه گناه داره ولی من‌ نمیدونم کدوم کار درسته😭😔
هر جا میریم حسین التماس بچه ها میکنه باهاش بازی کنن ولی اونا چون چند تا بچه هستن تو خونه خودشون بازی میکنن دیگه به حسین میرسن تحویلش نمیگیرن میگن باهات قهرم اینم میشینه یه گوشه گریه میکنه😔😔😔