۵ پاسخ

امن دگل ماله دایکم دیوار به دیوارین الان خانوکی تازیان ساز کردوه مانگکی دی درون ۴ مالکم له دور دبنوه وقته شیت بم لتاوانیان نازانم اوانی دورن چون دتوانن بخدای مالم له لای نقدی بو تاهاتمو کن دایکم وان نیوه عمرم بوم امن له ماله دایکم دور بموه دمرم

مالت لچویه ادی؟؟؟
امن ماکارونی م لی ناوه

من فعلا هیچی .ولی لوبیاپلو توذهنمه بزارم

طبیعیه امنیش اگه دچمه وه ماله بابم وام لدیت هر یک منطقشین خنخ

آخی دوری خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان پوریا🩵🐣 مامان پوریا🩵🐣 ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پوریا🍼👼🏻🩵
روز اول دوم و سوم موندم خونه مادرم روزا اصلا بهش شیر نمیدادم با پسته گردو کشمش کته تخم مرغ بستنی اینا مشغولش مبکردم
یه پارک هم هست اینجا هی میبردیمش بازی می‌کرد 🎢
بعد اومدم خونمون دوروزم اینجا بودیم همچنان روزا نمیدادم. خواب ظهرش هم بیدار می‌شد گریه می‌کرد باز من نمیدادم خیلی سخت رو پام میخابید چون عادت داشت به باشیر خابیدن 😮‍💨🥱
ولی خب نشدنی نبود 😬
تسلیم شد
سعی میکردم خیلی باهاش بازی کنم خیلی خسته شه
بعدشم سه چهار روز رفتیم مسافرت اونجا کلا یادش رفت دیگ بیاد سمتم
چون من رژ قرمزی زده بودم سعی میکردم اصلا نشونش ندم چون عصبی می‌شد هر وقت میومد سمتم یه جوری مشغولش میکردم تا دو هفته من اصلا جلو پوریا دراز نکشیدم لباس در نیوردم
شبانه خابش خیلی خوب شده بود شاید یه بار بیدار شه شیر بخاد بهش آب میدم میندازیش رو پام
هفته اول شبا میدادم بهش ولی الان نه
خیلی سخت بود خیلی سخت ولی خب تموم شد خیلی از نظر روحی روانی داغون شدم پوریا خودش عصبی و لجباز شده بود
صبحا با انرژی بیدار نمیشد چون عادت داشت شیر بخوره بعد بیدار شه عصبیش میکرد این
رفته رفته سینه هام شل شدن و افتاده تر ابن خیلی رو مخمه باید یه فکری بکنم براش🫤🫠🫠🫠
خلاصه این ماه خیلی پر چالش بود 😑
ولی تموم شد
اینم بگم دیگ حرص نمیخورم سر غذا خوردنش
خیلی خوب غذا مبخوره
از وقتی هم بدنیا اومده بود یوبس بود
هر دارویی دادم ولی خوب نمیشد
از شیر که گرفتمش بهتر شده 🥲👼🏻🤎
پارت دوم پست بعدی