تجربه سفر با نوزاد پارت 21#
بعداز استراحت تصمیم گرفتیم بریم هم ناهار بخوریم هم اینکه یکم بازار گردی کنیم شبم بریم لب ساحل شاید بدرد مامانای که قصد سفر دارن بخوره (من کیف اضافه واسه برسام برده بودم بین وسایلاش دو دست لباس و یه سوی شرت یدونه پا خشک کن چند تا پوشک دستمال مرطوب. و یدونه هم پتو و البته لوازم شیر خشکشو گذاشتم تو اون کیفی که اضافه برده بودم که سبک باشه چون دائم همراهمه اذیتم نکنه ) بازار گردی با برسام اصلا اذیتم نکرد هر سه ساعت یکبار پوشکشو عوض میکردم و سعی کنید اگر سفر رفتید به سمت شهرای جنوبی چون یکم ابشون شور هست پای بچه رو که خصوصا قراره پوشک بشه حتما با آب معدنی بشورید چون شوری آب ممکنه باعث حساسیت شدید بشه منم یه آب معنی همراهم بود که وقتایی که میخواستم پوشکشو تعویض کنم با اون آب بشورمش و اینکه یه اسپری ضد عفونی هم همراهم بود واسه وقتایی که میخواستم تی نی رو از کالسکه بغل بگیرم شیر بدم دستمامو قبلش ضد عفونی میکردم .. مریض شدن بچه ها توی سفر واقعا مشکل سازه نه تنها سفرو خراب می‌کنه بلکه استرس بیمارستان و دکتر شهری که رفتی رو هم داری منم هر طوری بود فقط حواسم به این بود برسام مریض نشه.. و خدارو شکر پسر خوبی بود زیاد مامانشو اذیت نکرد .. بعداز بازار گردی و یکم خرید شام خوردیم و شب بود که رفتیم لب دریا

۱ پاسخ

خیلی خوب بود انشالله ماهم بریم مسافرت از ترفندهات استفاده میکنم

سوال های مرتبط

مامان برسام مامان برسام ۱ سالگی
تجربه سفر با نوزاد پارت ۷#
از تجربه عروسی با نوزاد بگم خدارو شکر برسام اصلا تو مراسم اذیتم نکرد حتی وقتی دوماهش بود مراسم عقد خواهرم بود کلا همش خواب بود نمیدونم چرا تو اینجور مراسما همش می‌خوابه جوری که همه میگفتن هوشبخالت چه بچه ارومی داری اما خونه خودمون باید کلی التماسش کنم جور ترفند بزنم که یه ربع بخوابه اما تو شلوغی کلا خوابه و مظلوم نمایی می‌کنه فداش بشم .‌ لوازمی هم که تو عروسی بردم دو دست لباس کامل بردم واسش و کلاه و جوراب اضافه چند تا پوشک دستمال مرطوب کریرشو هم بردم که توش خواب بود و یه پارچه سفید که کشیدم رو کریرش که کسی دائم نیاد ببوستش و کلافش کنه و جاهای شلوغ یه محافظ هست واسه تنفس و ویروس دوتا از جغجغه و دندان گیر مورد علاقشم گذاشتم تو کیفش که اگر تا ارومی کرد سرگرمی کنم .. شیشه شیر و فلاسک آب سرد و گرم .. برسام چون دایم آب دهنش میاد. یه جفت دستمال گردن مجلسی هم گرفتم بستم واسش که لباسش خیس نشه اما خوب از لحظه ای نشستیم تو ماشین آقا پسری خوابید و تا نشستیم تو ماشین برگردیم بیدار نشد و در کیفشم حتی بازم نشد اما خوب لازم بود ببرم حتما شاید یکی از دلایلش این بود که من دو سه ساعت قبل از رفتن به مراسم کلی باهاش بازی کردم و بعدم حمام حسابی خسته میشه و می‌خوابه
مامان دیبا مامان دیبا ۷ ماهگی
تجربه ی سفر تهران مشهد با بچه ی ۵ ماه و یک هفته(پارت۱

صبح ساعت ۶ راه افتادیم تقریبا ۱۰ ساعت تو راه بودیم
در طول مسیر دخترم همش خواب بود مجموعا ۲-۳ ساعت بیدار بود برای شیر و تعویض پوشک این مدت ملی ماساژش میدادم و تو بغلم بود که روی صندلی ماشین بدنش درد نگیره ،صندلی ماشینو دوست داره اگه زیر سینه خوابش نمیبرد میذاشتمش رو صندلی خودش میخوابید

برای تعویض پوشک ،زیرانداز یکبار مصرف پهن میکردم اول با دستمال مرطوب حسابی تمیز مبکردم بعدم دستمال رو آب میزدم میکشیدم و در آخر هم کرم ،پوشک شورتی به نظرم برای سفر خیلی خوب بود چون هم کش زیاد داره فیکس وایمیسته هم راحته بستنش این مدت اصلا پس نداد یه دونه مولفیکس داشتم یه بار بستم اون پس داد

عصر که رسیدیم و هتل رو تحویل گرفتیم یه سر رفتیم حرم چون حرم چسبیده بود به هتل خیلی راحت بودیم با کالسکه پیاده رفتیم،یه بار اتاق مادر و کودک حرم شیر دادم بعدش اسنپ گرفتیم که بریم شام تو اسنپ یکم اذیت شد چون شیر میخواست و خوابش میومد ولی نمیشد یکم نق زد این شد که شب دوم با ماشین خودمون رفتیم برای شام و خداروشکر حالش خوب بود دیگه هرکی بچه ی خودشو بهتر میشناسه بچه ها الکی گریه نمیکنن حتما یه چیزی میخوان‌)
مامان نیکان🩵✨ مامان نیکان🩵✨ ۹ ماهگی
خب بالاخره سفر مشهد شش روزه ی ما با آقا نیکان تموم شد😅
بخوام از تجربه ی سفر بگم
اونقدر که فکر میکردم سخت نبود البته کلا نیکان نسبتا بچه ی شیطون ولی آرومیه
چون نمیتونستیم هوایی سفر کنیم هم من با ماشین یکم میترسیدم بخاطر جاده
انتخاب ما قطار بود🚈
امکاناتش نسبتا خوبه هم برای شیر دادن هم برای خوابیدن نیکان بیشتر راه رو خوابیده بود ولی موقع بیداری چون مدام میخواست غلت بزنه و بازی کنه
یکم اذیت کرد🤦🏻‍♀️
اگر بچتون شیرخشکی باشه بنظرم راحتترید البته
کالسکه خیلی بهم کمک کرد یعنی اگر نبود فلج میشدم قطعا
کلا تو کالسکه خواب بود یا سرگرم بود با خودش
اونقدرم بهش عادت کرده بود که حتی توی هتلم توی کالسکه میخوابید
کالسکه ی نیکان کیدیلو za مسافرتی بود خیلی خیلی راضی بودم دسته رو به مادر داشت و خیلی روون بود برای ساک و وسایلش هم جای زیادی داشت
لباس هم من خیلی واسش برداشتم چون وقت شستشو نداشتم اونجا
بستگی به فصل و هوای شهر مقصد لباس گرم یا خنک بردارید من هم خنک برداشتم هم گرم هر دو هم به کارم اومد روزای اول مشهد سرد بود روزای آخر گرم
زیر انداز تعویض حتما چندتا بردارید به کارتون میاد
آب مشهد منطقه ی هتل ما اصلا خوب نبود مجبور بودم آب معدنی بگیرم و بجوشونم و متاسفانه آب ماجان نتونستم اونجا پیدا کنم اگر مسافرت میرید حتما از شهر خودتون تهیه کنید👌🏻
اگر پستونک میخورن حتما دوتا بردارید آقا پسر ما یکیش رو گم کرد،که خداروشکر من دوتا برده بودم واسش چون اکثر داروخونه ها این مدل رو ندارن
اسباب بازی سرگرم کننده،جغجغه،دندونی،داروهایی که باید مصرف کنن،ملحفه،پوآربینی،تب سنج هم حتما واسشون بردارید🤍
امیدوارم واستون مفید باشه
سوالی داشتید بهم بگید❤️

کولیک رفلاکس پستونک
مامان نیکان🩵✨ مامان نیکان🩵✨ ۹ ماهگی
عمیقا دلم واسه وقتایی که پسرم اینقدری بود تنگ شده🥺❤️
یادمه اون موقع دوران اوج کولیک نیکان بود😓
شبا واسه آر‌وم شدنش توی ماشین میخوابیدیم😅
پسرمم با وزن ۲۳۰۰ دنیا اومد حرفای بقیه اذیتم میکرد🙃
۹ماه‌ ویار سخت داشتم هرروز میرفتم سِرُم تزریق میکردم به بچه آسیبی نرسه
از ی طرفم نمیتونسم از سرکارم استعفا بدم و تا ماه ششم بارداری شاغل بودم
و همش خودمو سرزنش میکردم واسه وزن پسرم🙃
افسردگی زایمان شدید داشتم و فقط میخواستم گریه کنم 😣
حتی وقتی شبا واسه آروم شدن نیکان میرفتیم توی خیابون شوهرم توی ماشین مواظبم بود من یکم قدم میزدم که حالم بهتر شه😓
اونقدر استرس وزنش رو داشتم
که هر سه شب یکبار با وزنه ی سوپری وزنش میکردم🫠
اونموقع اینقدر کوچولو بود که خیلی کم پیش میومد لباسی اندازش باشه
یادمه مامانم واسه اینکه حال من خوب شه
دوباره رفت کلی لباس سایز دو صفر گرفت که ذوقم کور نشه🥺
از بس خودم دل و دماغ نداشتم همسرم مرتب لباسای پسرم رو واسش میپوشوند میگفت ببین اندازش شد❤️
از یه طرفم شیردهی واسم سخت شده بود
هم وزنش کم بود،هم شیرم کم بود و هم پسرم سخت سینه میگرفت
و چون روزای اول زردی داشت بهش شیرخشک داده بودم و عادت کرده بود😅
اطرافیان هم مرتب نصیحت میکردن که شیر خودتو بده
و من نمیتونستم به بقیه بفهمونم که چقدر حال من بدتر میشه
وقتی میبینم پسرم سیر نمیشه و گرسنه میمونه 😓
هم حال روحیم هم جسمیم داغون شده بود
و وقتی پسرم ۴۰ روزش بود تصمیمم رو گرفتم
و با اینکه روزی سه چهار بار بیشتر شیر خودم رو بهش نمیدادم
کلا بهش شیرخشک دادم و همسرمم وقتی دید حالم اینجوری بهتره
مخالفت نکرد و همراهیم کرد
الان به حال اون روزام گریم میگیره 😢
ولی نمیدونم چرا دلم تنگ شده😬😂❣️
مامان دیبا مامان دیبا ۷ ماهگی
وسایل لازم برای سفر با بچه ی ۵ ماهه :
اینا تجربه ی منه هر مامان و بچه ای متفاوته من فقط تجربمو باهاتون به اشتراک میذارم

زیر انداز تعویض یکبار مصرف، پوشک شورتی،دستمال مرطوب،کرم محافظ پا و کرم تالک، کرم صورت،خشک کن،دستمال پارچه ای برای صورت ،گریپ میکسچر(و هر دارو و ویتامینی که مصرف میکنه)،کیسه آب گرم،تب سنج،ناخنگیر یا سوهان،کلی لباس که نیاز به شستن نباشه(برای تابستون هم حتما آستین بلند و جوراب و کلاه داشته باشین که نسوزه نینی )،ملحفه نازک،پتو،بالش و تشک(من تشک گارددارش رو بردم)،اسپری بینی،گوش پاک کن،حوله،شامپو بچه،اسباب بازی(کتاب پارچه ای ،جغجغه ،یه وسیله ی موزیکال و چراغدار برای شب که سرگرمشون کنه)،دندونی،کاور شیردهی،لگن تاشو هم گذاشتم گفتم شاید نیاز شه حمومش کنیم یا تو ماشین با آب بشوریمش ولی لازم نشد،اگه تابستونه پشه بند اگه هوا بارونیه چتر،کالسکه و صندلی ماشین بستگی به نیازتون داره ولی برای سفر زمینی کاربردی ترینه✅

(دختر من شیر خشکی نیست و به غذا هم نیفتاده،پستونک هم نمیخوره،اینارو هم در نظر بگیرید)