یک هفته سفر با بچه‌ی شش‌ماهه، برای من بیشتر از هرچیزی استرسِ مسیر داشت، نه مقصد. از هواپیما و خواب ابرا گرفته تا اینکه نکنه اذیت بشه.

پرواز شب بود. کریرش رو برده بودیم که بخوابه، کمی نق زد چون عادت داشت روی شکم بخوابه، ولی بالاخره خوابید. ابرا خوابش رو کرده بود و من و باباش از بی‌خوابی داشتیم می‌مردیم! صبحانه که آوردن بیدار شد و چالش شروع شد؛ حتی مجبور شدیم کمی از صبحانه‌مون بهش بدیم و آخرش دوباره خوابید. وقتی رسیدیم، مهم‌ترین سؤال‌مون این بود که «ابرا دوباره می‌خوابه؟» که خدا رو شکر خوابید و ما هم استراحت کردیم.
در طول سفر فهمیدم سفر با بچه سخت‌تر نیست، فقط شکلش عوض می‌شه. خبری از شبگردی نبود و معمولاً ساعت ۹- ۱۰شب خسته برمی‌گشتیم.
غذا دادنش هم یکی از چالش‌ها بود؛ چون امکان پخت‌وپز نداشتم، یک وعده سرلاک و یک وعده میوه با پستونک میوه‌خوری می‌خورد. با این حال به خاطر کم‌خوابی و کم‌خوری، کمی هم لاغر شد.

کالسکه خیلی بیشتر از آغوشی به کارمون اومد و ابرا هم توش راحت بود؛ گاهی می‌خوابید، گاهی بیرون رو تماشا می‌کرد. مردم هم فوق‌العاده همراه بودن؛ از دادن صندلی و کمک برای جابه‌جایی کالسکه گرفته تا بازی کردن با ابرا توی صف.فکر می‌کنم سازگاری خود ابرا هم خیلی کمکمون کرد. زیاد نق نمی‌زد و بچه‌ی بغلی نبود و من هم قبل از سفر به کالسکه عادتش داده بودم و قشنگ‌ترین قسمت، پایان سفر بود؛ با وجود شرایط جنگی و ۳۰ ساعت معطلی در فرودگاه، وقتی به تهران رسیدیم، مسافرها یکی‌یکی با ابرا خداحافظی می‌کردن و بابت این همه سازگاری ازش تشکر می‌کردن.
و من به این نتیجه رسیدم تمام استرس‌هایی که قبل سفر داشتم، بیشتر توی ذهن خودم بود تا واقعیت. 🤍

تصویر
۲ پاسخ

خدارا شکر که دخترتون همکاری کرده،من دوتاسفرباپسرم رفتیم یکی یه هفته بیرون شهر و یکی یه روزِ درون شهری،اونجا خوبه وقتی میایم خونه بهم میریزه انگاری و شبش ماجرا داریم

آره عزیزم بیشتر خوده مادره ک استرس داره بچه یه وقت اذیت نکنه خدانکردع مریض نشه و.... خداروشکر خوب بود ..حالا فضولی نباشه مقصد کجا بود مشهد اومدین 😍

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
میخوام از برگشتن به جامعه بعد از مادر شدن بگم براتون چیزی که خیلی مهمه و اکثرا پشت مسئولیت های بی شمار مادری خیلی به تعویق میوفته
رز تو تابستون به دنیا اومد و خوب هوا خوب بود ما اولین سفرمون رو تو یکماهگی رز به شمال رفتیم واقعا چیز خیلی ویژه ای نداشت جز اینکه همون مراقبت ها رو تو همه جا داشتم شیر پوشک خواب دومین سفر رو با همسرم تو ۴ ماهگی رز خارج از کشور رفتیم ترس از پرواز داشتم با نوزاد که انقدر خوب همکاری کرد و صد البته چون همسرم بود کمک بزرگی بود تو این سفر یاد گرفتم که باید حتمااا با بچه همراه بشیم ما شب بعد خوابیدن رز ساعت ۷ شب یه شام میخوردیم یکم تو بالکن هتل وقت میگذرونیم و ۹ شب میخوابیدیم و صبح رو با دختر سحر خیزمون راس ساعت ۷ شروع میکردیم هتل ۹ صبحانه میداد پس بیدار می‌شدیم شیر رز رو میدادم از کنار هتل دو تا قهوه میگرفتیم میرفتیم پیاده روی با رز برمی‌گشتیم هتل استراحت و بعد مجدد بیرون میرفتیم یعنی عملا سفر با بچه برنامه شب معنی نداره سفر سوم که به نظر من از همه اش پر چالش تر بود برام و خودم رو توش حسابی محک زدم
ادامه تو کامنت اول
مامان نی نی مامان نی نی ۱۱ ماهگی
و بالاخره بعد از یک هفته سلام بر اصفهان و سلام بر خونه😂😁

بخوام از تجربه ی مسافرت با دخترم بگم فقط میتونم بگم خیلی خوب بود🥹🤌
یعنی برخلاف تصورم به طور عجیبی آروم بود و نق نق نمیکرد و حسابی خوش گذشت😍

ما با قطار رفتیم و کوپه مون شخصی بود به خاطر همین خیلی برای شیر دادن و تعویض پوشک راحت بودم، هر موقع خوابش میومد میرفتیم بالا روی تخت مبخوابوندمش، هر موقع خسته میشد میخواست نق بزنه راحت میخوابوندمش روی تخت برا خودش بازی میکرد یا اگه اینطوری آروم نمیشد تابش میدادیم توی قطار و آروم میشد که به نظرم برا ماهایی که بچه داریم واقعا قطار خیلی خوبه

توی خود مشهد هم خیلی آروم و خوب بود من معمولا دخترم و میبرم توی اتاقش میخوابونم که میخوام کارهام رو بکنم بیدار نشه به خاطر همین زیاد به سر و صدا عادت نداره روز اول یکم برای خوابش توی حرم اذیت کرد ولی از فرداش دیگه عادت کرد و راحت شیر میخورد می‌خوابید😅
فقط من کالسکه نبرده بودم ولی حتما حتما شما با خودتون ببرید که خیلی لازم میشه یعنی من هرلحظه و هر ثانیه پشیمون میشدم از نبردن کالسکه🥴
مامان برسام مامان برسام ۱ سالگی
تجربه سفر با نوزاد پارت 21#
بعداز استراحت تصمیم گرفتیم بریم هم ناهار بخوریم هم اینکه یکم بازار گردی کنیم شبم بریم لب ساحل شاید بدرد مامانای که قصد سفر دارن بخوره (من کیف اضافه واسه برسام برده بودم بین وسایلاش دو دست لباس و یه سوی شرت یدونه پا خشک کن چند تا پوشک دستمال مرطوب. و یدونه هم پتو و البته لوازم شیر خشکشو گذاشتم تو اون کیفی که اضافه برده بودم که سبک باشه چون دائم همراهمه اذیتم نکنه ) بازار گردی با برسام اصلا اذیتم نکرد هر سه ساعت یکبار پوشکشو عوض میکردم و سعی کنید اگر سفر رفتید به سمت شهرای جنوبی چون یکم ابشون شور هست پای بچه رو که خصوصا قراره پوشک بشه حتما با آب معدنی بشورید چون شوری آب ممکنه باعث حساسیت شدید بشه منم یه آب معنی همراهم بود که وقتایی که میخواستم پوشکشو تعویض کنم با اون آب بشورمش و اینکه یه اسپری ضد عفونی هم همراهم بود واسه وقتایی که میخواستم تی نی رو از کالسکه بغل بگیرم شیر بدم دستمامو قبلش ضد عفونی میکردم .. مریض شدن بچه ها توی سفر واقعا مشکل سازه نه تنها سفرو خراب می‌کنه بلکه استرس بیمارستان و دکتر شهری که رفتی رو هم داری منم هر طوری بود فقط حواسم به این بود برسام مریض نشه.. و خدارو شکر پسر خوبی بود زیاد مامانشو اذیت نکرد .. بعداز بازار گردی و یکم خرید شام خوردیم و شب بود که رفتیم لب دریا
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
قطع شیر شب من از وقتی رز دوتا دندون پایینش دراومد (حدود یه ماه پیش)، کم‌کم و برنامه‌ریزی‌شده شروع کردم شیر شبش رو قطع کردن. به نظرم نه قطع یکهو جواب می‌ده، نه برای خود بچه خوبه.
اولین کاری که کردم این بود که همزمان با شروع غذای کمکی و دراومدن دندون‌ها، فاصله‌ی بین وعده‌های شیر رو بیشتر کردم. حجم هر وعده رو یه کوچولو بیشتر کردم ولی فاصله‌ها رو طولانی‌تر کردم تا به گرسنگی با فاصله عادت کنه.
بعد که به این فاصله‌ها عادت کرد، شیر شب رو محدود کردم به فقط یه بار، حدود ساعت سه یا چهار صبح.
کم‌کم که مقدار غذای روزش بیشتر شد، برنامه‌م این شد که حدود ساعت هفت تا هفت و نیم شب یه چیز مقوی و سیرکننده که دوست داره بهش بدم؛ مثلاً پوره موز و آووکادو که معمولاً خیلی میلش می‌کشه. بعد می‌خوابونمش.
ساعت ده یا ده و نیم شب، توی خواب بهش حدود ۱۵۰ سی‌سی شیر می‌دم و بعدش معمولاً تا شش یا هفت صبح می‌خوابه و دیگه شیر شب نمی‌خواد.
برای من این روندِ ریزریز و تدریجی خیلی جواب داد، هم بچه اذیت نشد، هم بدنش با شرایط جدید هماهنگ شد.
به نظرم هر مادری باید با توجه به شرایط بچه‌ی خودش جلو بره و قرار نیست همه دقیقاً یک مدل عمل کنن. مهم اینه که با آرامش و بدون عجله پیش بریم.
این مسواک چیکو هم عالیه برای مسواک شب دندونای کوچولوش🤍