۱۶ پاسخ

اره پسر من هم گردنش داره هم پشت گوشش، وقتایی که سرما میخوره متورم تر میشه بعد که خوب میشه کوچیکتر میشه

دو یا سه سالی میشه داره،سایزش اصلا تغیر نکرده،همیشه هست

کاش همه جواب بدن واقعا دغدغمون شده این لنفاویا

دخترمن پشت گوشش داره .مریض بشه وتب کنه اون بزرگترمیشه

دخترمنم داره پشت گردن داخل موهاش وگردنش و پسر خاهرشوهر و دختر دخترخالمم چک کردم داشتن توموهاشون البته وپسر برادرشوهرمم کنار گردنش

پسر من داره
خواهر زادم داره
برادر شوهرم داره
ک این دوتا دیگه بزرگن

پسر منم دارا

بله مشخصه
امروز برنامه طبیب در مورد غدد لنفاوی و بزاقی داشت صحبت میکرد که
خدا لعنتشون کنه همینکه شروع کرد به غدد لنفاوی گفتن برق قطع شد

بله مشخص هست

پسر منم داره

عزیزم پسر من یه دونه اندازه فندق داره به دکتر نشون دادم گفت مهم نیس،منم دیگ برام مهم نیس،نگرانش نیستم اصلا

من خودم دارم تعدادزیادوبزرگ وکوچیک

بله دخترمنم داره

بله مشخصه

بله مشخص هست

نه برابچه من اصلا مشخص نیس

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
همیشه خط قرمزم زدن بچه بود، اما دخترم‌ به حدی شیطون و حرف گوش نکن و غیرقابل کنترله که اخیرا هردومون گاهی اینکارو می‌کنیم😔بعدشم به شدت عذاب وجدان می گیریم اما متاسفانه اینکار غیرارادی اتفاق می افته چون هیچ راهی برای متوقف کردنش باقی نمی مونه😔 هرچقدر بگی فلان کارو نکن باز همونو هی تکرار می کنه. همه خرابکاریاش عمدیه نه از روی اشتباه کردن کودکانه، مثلا عمدا دوغ رو می ریزه روی مبل، نه اینکه دستش بخوره بریزه، عمدا پنکه رو هل می ده می ندازه زمین که بشکنه، یه جارو برقی نمی تونیم بکشیم،۵۰ بار سیمو از برق می کشه بیرون یا میاد می شینه رو دکمه خاموش روشن. غذا رو تو تمام سطح خونه پخش می کنه😭 نه تشویق جواب می ده نه صحبت نه دعوا. دیگه درمونده شدیم هیچ امیدیم به بهبودش ندارم😔 ۲ شب با عذاب می خوابونمش، یکسره اذیت می کنه چنگ‌می زنه با پا می زنه تو چشم‌پدرش تو کمر و شکم من و..
حالا جالب اینجاست یکسری از اینایی که بچه به شدت دیکته پذیر( حرف گوش کن) دارن فکر می کنن بچه ای که شیطون و حرف گوش نکنه حتما پدرو مادرش یادش ندادن🙄 در صورتی که من خوب درک می کنم پدرو مادری که بچه شیطون بدقلق حرف گوش نکن دارن هزار برابر اونا وقت می زارن برا تربیت اون بچه. بعد اونا فکر می کنن خودشون خیلی خوب و کاربلدن که بچشون حرف گوش کنه😒. یه مادری اینجا بود همش می گفت خیلی مادر خوب و بی نقصیه و باعث می شد حس بد بودن بگیرم. بعد یه بار اخلاق بچشو تعریف کرد ببین تفاوتشو با بچه من: گفت یه بار منو زده من بهش گفتم نزن زدن کار خوبی نیست دیگه هیچ وقت نزده😐هفته قبل مادرم برای اولین بار دخترمو برد پارک، جوری مادرمو خل کرده بود اون سری می گفت من اشتباه کردم به تو گفتم اینکارو بکن اون کارو بکن، هیچ کاری روی این بچه جواب نمی ده😫