۱۲ پاسخ

اره اونم گردن میگیره حتما

خب من بگم اون که انجام نمیده مگه همه مثل شوهرت هستن دختر البته اینکه هردوتا شاغلین بی تاثیر نیست ما خونه داریم فقط بچه داری رو کلا سپردن به ما کمک اصلا نمیکنه

ما از همون هفته‌ی اول، رسیدگی شبانه رو شیفتی کردیم که بی‌خوابی اذیتمون نکنه. تا سه صبح من مسئول بچه بودم و سه تا هشت صبح، همسرم. از ۱۸ ماهگی هم مسئولیت حمام کردن کلا به عهده‌ی همسرمه. مسواک زدن هم همین‌طور. پوشک عوض کردن هر کدوم اون لحظه آزاد باشیم. صبحانه رو معمولا همسرم به‌ش می‌ده و شام رو من.

من دخترم خیلی کمک کرد خییییییییلی زیاد اینقدر وابسته شوهرمه هنوز پسرم تو شکمم بود اینقدر همه بهش گفتن اینیکم وابسته خودت نکنی! حالا یکبار میخواد پاشه یه لیوان آب بهش بده تنبلیش میاد

اگر گزدن میگرفتن ماهم خوشحال میشدیم بندازیم گردن خودشون

حالا شوهرمنم برعکسه میگه من ازصب تا شب سرکارم مسئولیت تربیت به عهده توعه

من همون موقع که باردار بودم
بارداری بدی داشتم به همسرم میگفتم ۹ ماه من نگهداشتم حداقل ۹ ماهم باید تو نگهداری
هرچند که اینجوری نشد و بچه ما دختر شد و هرگز همسرم پوشکش رو عوض نکرد ولی این ذهنیت بوجود اومد که اونم مسئوله
خیلی شبها که دخترم بیدار میشد خودش میگفت تو بخواب من نگه میدارم میذاشت رو پاش و بهش شیرخشک میداد توی تب کردنهاشم پا به پای من بیدار میشد و پاشویه میکرد
با این وجود بیشتر کارهاش با منه

دقیقا،و اینکه پدرشوهرم همش به همسرم میگفت بچه تو زیاد نگیر،پوشکش عوض نکن،طبق یه توفیق اجباری پدرشوهرم و پسرم تنهابودن مجبورشد خودش عوض کنه🤣🤣🤣🤣🤣🤣من نبودم ،شوهرمم میگه خداییش خسته میشی

اولی رو خیلی همکاری نمیکرد ولی دومی خیلی بهم کمک کرد

من که دوتا هستن یک بار پوشک عوض نکرده همه ی مسوولیت گردن خودم تنها بود،هر وقت هم چیزی گفتم میگه خودت بچه خواستی

من شوهرم هیچ وقت هیچ چیزو گردنم ننداخته. ...

میشه بیشتر توضیح بدی مثلا چیکار میکنی

سوال های مرتبط

مامان ساره مامان ساره ۲ سالگی
سلام مامانا امروز دخترم اینقد رو اعصابم راه رفت و بهونه گرفت چیپس میخوام چیپس میخوام و هیچ جوری نشد منصرفش کنم و حسابی خسته بودم و کلافه از دست بچه های مدرسه دیگه تو راه برگشت بلاجبار این چی پلت رو واسش خریدم اومدیم خونه حواسش رو پرت کردم که مثلا بسته رو باز کردم کمتر واسش بریزم تو ظرف تا بسته رو باز کردم و خالی کردم تو ظرف یک عنکبوت بزرگ با بچه هاش پریدن بیرون دخترم فقط جیغ میزد منم سریع تمام ظرف رو تو سطل آشغال خالی کردم و اسپری حشره کش رو تو سطل خالی کردم و دربش رو بستم🤢
یعنی اینقد خوشحالم که دخترم این صحنه رو دید! انشاءا... که درس عبرتی بشه واسش دیگه نگه آت و آشغال میخوام! هرچند وجود یک همچین چیزی هیچ جوره توجیه نمیشه
مثلا اگر یک بچه اینو خریده بود و تو راه مدرسه میخورد چی؟!
تاریخشم نگاه کردم واسه بیست مرداد بود از اون موقع تا حالا از محتویات بسته خوردن زاد و ولد هم کردن!
اینم دست گل عمه جونشه! من اصلا اینجور چیزا به بچه هام نمیدم ولی عمه ش هروقت اینو میبینه شکلات و چیپس و پفک و اینجور آت و آشغالا بهش میده آخه من یکبار بگم نده دوبار اخم کنم سه بار دعوا کنم دیگه چیکار کنم بعضیا چرا نمیفهمن تو تربیت و اصول تربیتی بقیه نباید دخالت کنن😐
پسرم اصلا علاقه ای به اینجور چیزا نداره چون از بچگی ندادمش ولی دخترم متأسفانه بهش دادن و به دهنش مزه کرده و میدونه من نمیدم تا عمه شو میبینه میگه پفک میخوام!
خدا کنه با چیری که امروز دید از سرش بیوفته و عمه شم به راه راست هدایت بشه
تو رو خدا ازین جور چیزا به بچه ها ندین 🫠
مامان مبین مامان مبین ۳ سالگی