سلام اینا همش چرت پرت نمیدونمچرا همهی زینا با وجود اینکه این روز هارو طی کردن ولی وقتی ی زن رو ک تازه زایمان کرده میبینن باز سرزنش میکنن من تو شهر غریب با دو تا بچه همین شرایط دارم بخدا وقت شونه کردن موهامم ندارم بعضی وقتا سر بچه اولم حالم بد میشد همش میگفتن بچت لاغره ولی الان سر دومی محکم کوبنده میگم یعنی شماها از من مادر دلسوز ترید؟شوهرمم اگه میخواد تو این روزای سخت منو تنها بزاره ک دارم بچه اونو بزرگ میکنم همون بهتر ک بره
عزیزم این حرفاتو هممون درک میکنم چون خودمونم ازش چشیدم حالا یکی بیشتر یکی کمتر
فقط قوی باش
عزیزم تو الان کاملا موقعیت زندگیت تغییر کرده پس کاملا حق داری که وقت نکنی خیلی به خودت اهمیت بدی
بابت هیچ چیز خودت سرزنش نکن
همه مامانا همینن 😑میگذره این روزا هم
سعی کن از آدمای اینجوری دور بمونی و از همسرت بخواه کمکت کنه اینجوری بهتر میشه وضعیت 🙂 منم بچه اولم همینجوری بودم بیرون نمیرفتم بچم تا ۳ سالگی حرف نزد گفتن چون بیرون نبردیش و نبردی خونه کسی مریضش کردی و دیوونه اش کردی و …. من موندم و هزار تا عذاب وجدان و سرزنش کردن دکترم به بچم تشخیص اتیسم داد و گفت هیچ ربطی به تو نداره یه نوع بیماریه همون موقع فهمیدم باردارم و دردام هزار برابر شد ولی الان ک همسرم کنارمه و کمکم میکنه خیلی بهتر شده پسرمم شروع کرده به حرف زدن 💖
نه دیگه زنا تا زخم هایی که خودشون خوردن رو به تو نزنن ول نمیکنن
منکه یه گوشم دره یکی دروازه
هرکی هرچی میگه میگم عه باشه
منکه خونم شهر شام هست بعد پنج ماه دیروز اصلاح رفتم تازه
ارایشم اصلا نمیکنم
البته فامیل ما درباره خود ادم نظر نمیدن ولی هعی میگن بچه رو فلان کن بهمان نکن
عزیزم درکت میکنم منم دست تنهاتاشب بقدری وابسته منه ک بغل کسی باشه فقط میخادبیادبغلمو دنبال من نگاه میکنه تا۵ماهگی درگیر کولیک بودم و کلی حرف شنیدم از۵ماهگی گزاشتم تورورک یکم ب کارام میرسیدم الانم هرکی میرسه چرازودگزاشتی تورورک و چرا چهاردست و پانمیره چرا ب خودت نمیرسی شبابادخترم میخوابه تادیروقت تمیزمیکنم لباس میشورم کارامواتجام میدم تابیام بخوابم باید دخترموشیربدم ازاون طرفم از ساع ۶صبح هروزبیداره و بی خوابی و دست تنهایی دیگ عادت کردم هیجام نمیرم هرکی هرچی میگه یکم جوش میزنم بعدم فراموش میکنم نه اذیتی ک من شدمو دیدن ربطیم بهشون نداره دیگ
عزیزم اصلاااا اهمیت نده بهشون تو برای دخترت بهترین مادری هستی که میتونه داشته باشه
اگر مادر بدی بودی میزاشای بچه ات گریه کنه خودت رو اماده کنی ولی نکردی همین یک نشونست که چقدررر مادر خوبی هستی
منم مثل تو 🥲🥲
عزیزم همینکه دلیارجان مادرقوی مثل شما دار خیلی ارزشمنده. منم مجبوری عید رفتم خونه فامیلای شوهر همشون چنان تیکه های میپروندند ک نگو نپرس شوهرم جمع مردونه بود وگرنع جوابشون میدادم خلاصع گفتن شکستع شدی پیرشدی بایه بچه ماهم زایدیم فلان بیسار من فقط گفتم زایمانم سخت بود بخیهام عفونت کردبعدمهمونا تو سالن بودند ارین اونهمه ادم دیدبودترسیدبودگریع بیقراری ررفتم اتاقخابشون ازاول تااخر باورت میشع گریم درامدبوداما گفتم محکم خودمو نشون بدم ابروی خودم نره شوهرم ک هیچ خیلی غصع خوردم منم اسلامشهرتنهام خانوادم تهرانن. منم روزا تنهام حالابازجای شکرش باقیه همسرم یکمی کمک میکنه مامان دلیار همدردیم تایه جاهایی غصه نخور قشنگم این روزای پرچالش و شیرین هم تموم میشع بچهامونم بزرگ میشع فقط زمان حلال مشکلاتع
بنظرم همچین جمع های سمی یا کسی درکت نمیکنه نرو من الان خیلی جاها واقعا نمیرم بخاطر آسنا میدونم اذیت میشم
بعدشم هممون اینجوری هستیم خود من حتی وقت نمیکنم برم حموم ولشون کن فهمشون همینقدره
عزیزم از این حرفا هست
برای هممون
بیخیالی سپری کن
مردم زیادی فضول و کنجکاو هستن
تو فقط تموم بکرت ب بچت و شوهرت باشه
برا همه ما این حرفا هست
از این حرفای مفت که مزه مزه نمیکنن و بیان میکنن
سلام گلم بهترین کارو می کنی
رژیم بگیر حالت بهتر میشه
چقدر منی
و
منی که درگیر کولیک شدید تا ۱۲۶ روزگی
و رفلاکس شدید از ۱۵ روزگی تا الانم
و منی که جز دکتر دخترم ۹ ماهه هیچ جاااااا نرفتم.
چقدر من انگار منو ميگفتي
چقدر منی
بدتر اینکه مامانم یه ریز میگه شوهرت جوونه حواست باشه به خودت برس
خواهرم میگه چقدر پیر شدی
منم فقط باید لبخند بزنم بگم چشم
خوب چیکار کنم فقط عصر که همسرم میاد میتونم دو ساعت بزارم کنارش شام و ناهار فردا رو درست کنم همین
اونم که اکثرا همسرم می خوابه باید خودم حواسم باشه
شب که میشه فقط می خوام بمیرم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.