تجربه زایمان سزارین توی بیمارستان دولتی
پارت 2
بی حسی از کمرمو ک زد اصلا متوجه نشدم خیلی خوب بود.بعدش اروم دراز کشیدم و پرده رو گذاشتن و یهو تپش قلب گرفتم و نفسم بالا نمیومد چند تا امپول توی سرمم زدن که چند دقیقه بعد عوق میزدم و بالا اوردم و بعدش کم کم خوب شدم.انژیوکت پمپ دردمم گذاشتن و کلی با کادر اتاق عمل گفتیم خندیدیم و یهو دلانا خانومم گریه کرد🥹خوشگل ترین صدا رو داشت.از منو نینیم عکس گرفتن و بعدش بردنش ک کاراشو برسن.شکممو توی اتاق عمل کلی فشار دادن و بعدش منم یک ساعت توی ریکاوری بودم.ن لرز داشتم ن حالم بد شد
حدود دوساعتو نیم بعد بی حسیم رفت و دردام شروع شد ک با پمپ درد و شیاف قابل تحمل بود.ساعت ۱۲ونیم دلانا بدنیا اومد و ساعت ۲شب من راه رفتم .دردش زیاد نبود اروم رفتم خودمو شستم و شورت پوشیدم و لباس عوض کردم و مجدد برگشتم ب تخت و یک ساعت بعد باز راه رفتم.
درکل بینهایت راضی بودم از دکترم از بیمارستانم از کادر درمانشون همه چی عالی بود❤️
هزینه دکترم ۴۵تومن.هزینه اتاق خصوصی۳تومن هزینه پمپ درد ۲تومن

۱۴ پاسخ

خداروشكر عزيزم 😍😍ممنون ك تجربتو گفتي

راستی چیا لازمت شد تو بیمارستان ؟؟ لباس برا بچه و خودت

عزیزم بسلامتی، کاش درمورد چیزایی که خودمون تو بیمارستان نیاز داریم بگی، مثلا لباس بیمارستان برای خودت چی بردی لباس زیر چی پوشکت هرچی که نیازه

دکترت ب تنهایی هزینه کل بیمارستان خصوصی ک من دادمو ازت گرفته🫤

من ساعت ۷ و نیم عمل شدم ۹ و نیم اوردنم اتاقم تا ساعت ۸ صبح نزاشتن هیچی بخورم ساعت ۱۱ صبح راه رفتم ):

وقتی شکمتو فشار میدادن درد داشتی؟یا حس خفگی؟🥺

عزیزم چرا بالا اوردی ؟یعنی همه بالا میارن موقع زایمان؟

توی بیمارستان دولتی چطوری ۵۰ میلیون تموم شد واست

خداروشکر زایمانت خوب بود عزیزم خاطره خوبی برات بجا گذاشت😍😍دکترت کی بود؟طالقانی زایمان کردی؟

بیمارستان هزینه نگرفت؟

ای جانم مبارکه خوش قدم باشه عزیزم 😍۴۵ تومن زیر میزی دکتر ؟چهههههه خبره !

دکتر ۴۵ گرفت تا نامه داد؟؟؟چقددزیااااد

چ‌خوب‌ک‌تجربه و خاطره خوبی بود برات عزیزم🥰 دکترتون کی بود؟ بیمارستان طالقانی رفتین؟

دکتر ۴۵ ؟ مگه بیمارستان دولتی نبودی ؟

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین بیمارستان ۱۷ شهریور
صبح ساعت ۸ رفتم تا ۹ بستری شدم قبل اینکه ببرن اتاق عمل سوند وصل کردن که درد نداشت اصلا فقط یه لحظه احساس سوزش داره بعدش ۱۰ ونیم بردنم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد چندتا سوال پرسید که تا حالا عمل کردم یا نه و اینکه پمپ درد میخوام یا نه منم گفتم پمپ درد میخوام و خیلی خوب بود که پمپ گرفتم توصیه میکنم بگیرین اگه مثل من تحمل دردتون پایین
نشستم روی تخت پرستار شونه هامو گرفت دکتر آمپول بیحسی زد توی کمرم و دراز کشیدم و چند دقیقه بعدش کمر به پایین بی حس شدم دیگه دکتر خودم اومد و یک پرده کشیدن جلوم و دکتر شروع کرد به روند زایمان بعد شاید بگم ۵ دقیقه صدای پسرم شنیدم آوردنش کنار صورتم بعدم برن روی ترازو و لباسش کردن و دکتر شروع کرد بخیه زدن بعد بردن ریکاوری یکساعت بودم بعدش بردنم بخش ساعت ۵ عصر شروع کردم به راه رفتن فقط همون لحظه اولش سخته واقعا درد داره که هرچی بیشتر راه برین بهتره وگرنه درد بخیه اصلا نداشتم با پمپ قابل کنترل بود
یک درد کتف راستم آخرشب گرفت اون خیلی بد بود انگار نفسم میخواست بند بیاد که میگن طبیعیه و بخاطر همون بیحسی که درد میگیره روز بعدش هم مرخص شدم دکترم هم سوسن داورپناه و راضی بودم از روند زایمان
مامان آیسا💖✨ مامان آیسا💖✨ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان #2✨
دیگه دکتر رسید از اتاق عمل زنگ زدن سریع بیارینش ،، منو با ویلچر بردن اتاق عمل تو تریاژ برام سوند وصل کرده بودن که اونم درد داشت،، دیگه رفتم رو تخت نشستم بهم گفت خم شو برا آمپول ،، ببینید اصلاااا بخدا درد نداشت دردش مثل همون آمپول معمولیه شما هیچی نمیفهمین ،، آمپول ک زد من دراز کشیدم بعد چند ثانیه پاهام سر و سنگین شد که نمیشد تکونشون بدی،، دکتر با دستیار عمل شروع کردن بعد ۵ دقیقه صدا دخترم پیچید تو اتاق ساعت ۱ و نیم به دنیا امد،، هم دکتر هم پرسنل اتاق عمل میگفتن دخترت خیلی واسه تاریخ ۴.۴.۴ عجله داشته نتونست ازش بگذره 😂😂
دیگه چون خونریزی داشتم یکم پروسه بخیه اینا طول کشید ،، حالت تهوع ام داشتم ،، فشارمم یهو بالا پایین میشد هی حالم بد میشد بهم انواع سرم و آمپول میزدن ..تا اینکه تموم شد و رفتیم ریکاوری.. ماساژ رحمی تو اتاق عمل انجام شد .. تو ریکاوری ام دوبار فشار دادن ک من متوجه نشدم بعد یه ساعت تقریبا ساعت ۳ شب رفتیم بخش،، اینم بگم من پمپ دردم داشتم..بخایی حساب کنی تا ساعتا ۱ ظهر من هنوز بی حس بودم دردی متوجه نمیشدم
بعد اونم با پمپ درد و شیاف واقعا قابل تحمل بود ،، موقع راه رفتنم نمیگم خیلییی راحت بود
ولی خب اونقدر سخت نبود که نشه تحملش کرد..
مامان آرمانم مامان آرمانم ۳ ماهگی
داستان زایمان من
نکته : بدن هرکس با دیگری کاملا متفاوت و قابل تعمیم نیست صرفا برای تجربه و آگاه سازی ذهن هستش
صبح ساعت ۶ و نیم رسیدم بیمارستان
بردنم بلوک زایمان ، پرونده تشکیل دارن نوار قلب و آزمایش گرفتن
ساعت ۷ بردنم اتاق عمل ، خیلی استرس داشتم خیلی
امپول اپیدورال دردش خیلی معمولی بود
دو دقیقه بعد از تزریق از کف پا حس داغ شدن پیدا کردم بعد یه تنگی نفس عجیب گرفتم که مثل سلیطه ها داشتم داد میزدم من حالم خیلی بده
ماسک اکسیژن برام گذاشتن ،بعد ۳ دقیقه نرمال شد و تونستم آروم نفس بکشم
از تیغ یه حسی مثل کشیده شدن ناخن رو پوست حس میکردم
خیلی سریع صدای گریه جوجه اومد
بعد نوبت ساکشن بود که بنظرم واقعا درد داشت و من داشتم دوباره داد میزدم من درد دارم و میگفتن طبیعی تحمل کن تموم شده
سوند تو اتاق عمل بعد بی حسی گذاشتن که من دردی حس نکردم
نی نی من ۷ و ۲۰ دقیقه به دنیا اومد و رفتیم ریکاوری
بچه پیش خودم بود تو ریکاوری
اونجا لرز گرفتم و تا یک ساعت بعدش ادامه داشت که با سرم ها از بین رفت
دو ساعت بعد عمل کمر درد و جای بخیه داشت امونم رو می‌برید
که با پمپ درد و شیاف قابل تحمل می شد
و درد تا ساعت ۷ شب ادامه داشت و کم کم کمتر شد
وزن نی نی دو کیلو و هفتصد بود و قدش ۴۸ سانت تو ۳۸ هفته و ۴ روز
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی