۶ پاسخ

جایی که. یه. نوجوان. ۱۳. ساله. پسر. هست. هیچ. وقت بچت. و نزار از من به شما نصیحت

حتمابرادرشوهرت اتیش سوزونده اونم یادگرفتع هر چقدر دلسوز باش بازم مادر خود ادم چیر دیگست

بچتو تنها جایی نزار اونم وقتی میگی برادر شوهر 13 ساله داری الان به برادر خودت هم نمیشه اطمینان کرد بچه بزاری پیشش از بس دوره زمونه بد شده

کدمعرف میلیmilli-4rejm
کدمعرف اوام پی فینکسBOKCTIVFG
کدمعرف طلایینPZRRJV
کدمعرف زیما5774fa1e
کدمعرف میلی گلدMGS5u7JUXWG8
کدمعرف فیروزهKEQ2M
کدمعرف طلانو0b0jqx
کدمعرف اینویA1MFFC7Y
کدمعرف تاپینگ466400 این برنامه پنج سوت هدیه میده همون لحظه هم قابل برداشت هست تو گوگل بزنید طلای حسن زاده اینم کدمعرف
QHX4BU
کدمعرف بیتمکس
17W5N5کدمعرف صراف2E892
با نصب اینا وکدمعرف زدن بیشتر600گیرتون میاد حتما باید کدمعرف بزنید
ویترین کارت کدمعرفشcgjk3

بچه ها تایپیکمو‌ ببینید نگرانم

عزیزم کاملا طبیعیه چون ادم امن زندگیشی و اصلا انتظار اینکه تنها بذاریشو نداره باهاش صحبت کن ک رفته بودی خرید و دیگه تنهاش نمیذاری

سوال های مرتبط

مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
آنقدر کسل وبی حالم آنقدر تو تنهایی گریه کردم که نگوووو..چشمام سرخ شده من یه مدت مسافرت بودم با پسرم این شوهر احمق من گفت میام دنبالتون وگرنه خودم ماکسیم گرفتم برم دلم نمیخواست شوهرم بیاد ولی خوب گفت میام دنبالتون اومد قطار گرفتیم واسه برگشت تو راه اهن تهران پسرم خیلی خسته بود خوابش میومد باباش بردش کلی تو محوطه چرخوندش موقع سوار شدن یه بچه ماشین اسباب بازی داشت پسرم دید گریه جیغ فریاد خودشو زد زمین که اسباب بازی رو میخواد هی بوسیدمش نازش کردم حالا همه دارن سوار میشن پسر منم جیغ نمیومد شوهرمم عصبی سرش داد زد پسرم زار میزد از گریه آنقدر منم عصبی شدم سرش داد زدم واقعا شرایط وحشتناک بود همه دیگه سوار شده بودن فقط ما مونده بودیم شوهرمم سر من داد آره تو بچه رو لوش کردی فلان فوش سر صدا ..من اصلا از فوشای شوهرمو بددهنیاش اصلا اهمیت بهش ندادم ولی گریه کردنم واسه پسرم که سرش داد زدم بچم خیلی ترسید تا اومدیم تو قطار آنقدر بوسش کردم تا خوابش برد مرده شور شوهرمو ببرن حالم بهم میخوره ازش تو که اعصاب نداری غلط می‌کنی بیای دنبالمون کثافت
#بچه
#بچه
#پوشک
پوشک#مرد الاغ
مامان پسری جون☺️🌰🩵 مامان پسری جون☺️🌰🩵 ۲ سالگی
مامانا من اصلا عادت ندارم پسرم رو بزنم
شاید کلا دوبار اونم خیلی اروم پشت دستش زده باشم
اما امروز کلا انقد یه حالت عصبی دارم
که تا الان سه مرتبه زدمش
هربارم یه کاری کرده که دیگه درتوانم نبود
اولین بار اینکه جدیدا یاد کرفته میریم
بیرون دیگه دوست نداره خونه بیاد
میشینه گریه میکنه بریم بیرون
هزززززار بار با حالت های مختلف این موضوع رو بهش یاد دادم که از بیرون کارمون تموم شد باید بیایم خونه اما انگار نه انگار
دیگه انقد گریه کرد حرف زدم حالیش نشد مجبور شدم بزنمش

یه بارم اینکه داشتم براش کتاب داستان میخوندم
بهو دماغم رو محکم خیلی محکم گاز گرفت موهامو کشید اصلا نمیدونم چرا یهو اینکارو کرد

و مورد اخرم این بود که رفته بودم خونه مامانم کتونی نمیپوشید میگفت من پابرهنه میام
وای بازم بهش فکرمیکنم عصبی میشم
امروز شوهرمم نبود خیلی دست تنها بود

الان حس میکنم من بدترین مادر دنیام
حس میکنم گند زدم به هرچی تربیت و کارگاه
از طرفی پسرم جدیدا خیلیییی ترسو شده
هرصدایی میاد میکه مامان چیه
ترسیدم
دیگه بابت اینم میخواستم امروز بزنمش
اصلا حس میکنم قابم درد میکنه
هیچ وقت به این حجم جنون نرسیده بودم
😭😭😭😭😭😭😭