۵ پاسخ

خیلی رو روح و روان بچه تاثیر داره من یه ماهه گرفتم ولی پسرم خیلی عصبی شده

معمولا کسایی که یهویی میگیرن هم خودشون اسیب روحی میبینن هم بچه
هم تب شیر میگیرن خودشون و سفتی سینه و اینا
پسر من که شیر خشکیه اما فکر کنم بدترین روش یهویی باشه
خواهر من بچه اولشو یهویی گرفت تجربه نداشت ، یعنی ما همه دلمون کباب میشد برای اون بچه اینقدر بهونه میگرفت
ولی دومی رو تدریجی گرفت نه خودش اذیت شد نه بچش تازه میدید پسر من شیر میخوره فقط میرفت میگفت ممه؟ ابجیم سریع بغلش میکرد میبرد سرگرمش میکرد یادش میرفت
تا چند شب تو خواب عمیق بهش شیر میداد که سینش سفت نشه
اصلا اذیت نشد میگفت اولی رو چه اشتباهی کردم
واقعا نمیدونم طبق چی یهویی میگیرن طفلکا رو ، مثل شکنجه میمونه

بچه منم به شیرخشک وابستس نمیدونم چجوری قطعش کنم هیچ نوع شیری نمیخوره فقط باید شیرخودش باشه😢

فک نکنم وابسته تراز بچه من باشه خیلی راحت گرفته شد از شیر زیاداذیت نشدیم

بستگی به بچه داره بچه من خیلی وابسته بود اصلا فکرش نمیکرد خیلی راحت گرفته شده اصلا اذیت نکرد اذیت هم نشد

سوال های مرتبط

مامان سبحان و بهار 🎒 مامان سبحان و بهار 🎒 ۴ ماهگی
من واقعا آمادگی روانی از شیر گرفتن سبحان رو نداشتم. نمیدونم این چه کاری بود کردم 🫠
از یه طرف از بعد مریضیش مدام آویزون سینه بود و غذا نمیخورد، از یه طرف هم هردفعه ناراحت بود میخواست با سینه خودشو آروم کنه.
الان ولی دو هفته تقریبا میگذره از وقتی از شیر گرفتمش، به شدت غرغروتر شده و از یه طرف عذاب وجدان دارم و دلم میسوزه براش میگم کاش از شیر نمی‌گرفتم. این عذاب وجدانه یقه منو ول نمیکنه.
بعضی وقتا با خودم میگم بدم دوباره بخوره تا آخر تابستون، ولی باز با خودم میگم خودت میدونی این کار اشتباهه و بچه بیشتر زجر میکشه از اینکه بخوای دوباره از اول از شیر بگیریش.
مایعات و میوه و غذا و اینا خوب میخوره و از اون بابت نگرانی ندارم ولی اصلا از لحاظ ذهنی نتونستم هنوز به پذیرش این برسم که دیگه شیر نمی‌خوره 🥲
امروز بعد دو هفته یهو وسط گریه گفت می می و گفتم می می تموم شده دیگه مامان. ولی یهو دادم دو تا میک بزنه که مطمئن بشه تموم شده 🫠 دارم دیوونه میشم فکر کنم 😶
مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی
سلام مامانا ممنون میشم اگر منو و راهنمایی کنید و یه مادر رو از دیوانه شدن نجات بدین😂
دختر من از ۹ ماهگی بعد یه مریض شدن ساده ذائقه اش عوض شد، تا اون موقع خیلی خوش غذا بود و اصلا یه جورایی برای غذا دست و پا می شکست ولی الان اصلا هیچی نمی خوره به جز نون خالی، سیب زمینی، برنج. میوه اصلا نمی خوره حتی حاضر نیست امتحان کنه، قبلا که خوش غذا بود به عشق ماست غذا می خورد الان به زور هم ماست می ذارم دهنش زبونش رو بیرون نگه میداره و کریه می کنه که زبونش رو پاک کنم. مثلا مرغ و گوشت رو ببینه نمی خوره ولی اگر بین برنج قایم کنم می خوره یعنی مشکل از مزه اش نیست. من خودم فکر می کنم ممکنه مشکل حسی پیدا کرده باشه با غذاها ولی آخه چرا از اول این طور نبود. البته برادر همسرم هم بچگی همین طور بوده و حاضر نبوده غذاهای جدید رو امتحان کنه هنوز هم تقریبا همین طوره ولی من دوست ندارم دخترم بد غذا بشه و از طرفی این هیچی نخوردن ضعیفش می کنه. راستی تزئین غذا هم حتی جواب نمیده.ممنون میشم اگر تجربه ای دارین راهنماییم کنین یا اگر مشاوره تغذیه آنلاین یا حضوری تو کرج می شناسین بهم معرفی کنین.