۷ پاسخ

غصه نخور تو مهد کودک مدیریت بچه ها راحت تر و بهتره
تو ژیمناستیک چون محیط ورزشی و این رشته رشته ی پر هیجانیه آسیب دیدگیش زیاده
بهش توضیح بده فضای مدرسه مهد کودک و اینا با ورزشی فرق میکنه

مربی باید مدیریت کنه بچه هارو ک حرکت اضافه نداشته باشن

سلام شما خونتون‌طرف بلوار دشتیه ؟

سلام عزیزم من مربی ژیمناستیکم
اول اینکه هر سوالی داری از خودم بپرس راحت جواب بدم
دوم اینکه قبل ورود مربی به سالن اجازه نده دخترت داخل سالن بشه و بعد اتمام سریع ببرش اکثر حادثه ورزشی قبل و بعد کلاس اتفاق می افته
سوم به دخترت بسپار فاصله رو با نفر جلویی و پشتیش رعایت کنه چون بچه ها فکر میکنن باید از هم جلو بزنن و به مربی هم تاکید کن که این نکته رو تو‌کلاس بگه

مربی اش خوب مدیریت نمیکنه من دخترم قبل اوضاع میفرستادم مثل شیر بالاسرشونه حرکت اضافه نزنن اگه هم یکم دور بشه یکی دیگه رو بالاسرشون میذاره

خب این کلاس ژیمناستیک فکر نمیکنی تو این سن یه خورده زوده براش با این همه بلا چطو بازم میفرستیش بره بجاش میبردیش مهد کودک

ب ورزش علاقه داره اما این بدی هم هست

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۴ سالگی
درد ودل
ی چند وقتی بود دخترم خوب شده بود باز چند روز سر همه چی گریه میکنه روزی دوبار شده اینا به کنار دیروز سر عینک دوتایی دعواشون شد کوچیک نداره گفتم بابا بیاد ببریم ی دونه بگیریم از این دم دستیا شوهرم از سرکار ساعت دوازده رفته بود کاراشو کرده بودو بعدم پیش دوستاش تازه ۸.۳۰ اومد خونه از ۵ گفته بود میام بریم ی دور بزنیم بعد ی ماه دختر بزرگم خوابش میومد ولی گفت بریم بریم اینو سه بار گفت بعدم بخاری روشن بود لباساشم تنش بود گرمش شد با حالت غر گفت گرمم گرمم شوهرم که انگار منتظر بود گفت اااه نمیدونم این کار مسخررو از کی یادگرفتی و چقدر اخلاقت بده و دخترم بغضی شد وایساد تا من برم کفش پاش کنم اونجام باباش غر زد که آره اینم همش چسبیده به مامان رفتیم تو ماشین گفت عینک میخوام و اینا ماهم پیدا نکردیم هر جا رفتیم ی لاک گرفتیم براش بچمم هیچی نگفت دیگه گفت پیدا کنم میگیریم برات ساعت نزدیگ ۱۱ خوابش میومد مثلا رفت شام بگیره جوجه گرفت بچه های من نمیخورن سفتم بود گفتم ی برنجم بگیر دوبار گفتم بماند که شوهرم سر بچه ها