۱۲ پاسخ

اره خب طفلی میره توجاده خستس بجاش وقتایی ک شوهرت توجادس تواستراحت میکنی.بعدشم خودشوکه به اون راه نزده میادکمک کنه خودت دلت میسوزه براش دیگه اخم کردنت چیه

عزیزم منم همسرم راننده ماشین سنگین هست دلم نمیاد بیدار بمونه و کمک من کنه اخه شغلشون جوری هست که اگر نخوابن و پشت ماشین خدایی نکرده خوابشون ببره اتفاق بدی میوافته برای همین باید کنار اومد باهاشون و بهشون حق داد

شوهر منم هرروز میره سرکار شب خسته میاد خونه شبایی ک بچم گریه میکنه میرم ت اتاق درو میبندم ک مبادا شوهرم بدخواب بشه همین ک برامون زحمت میکشه خیلیه بنظرم یکم درکش کن گناه داره باهاش سرد نباش

شما بخاطر حساسیت های بعد از زایمان اینطور شدی .. طبیعیه
اما واقعا کار بدی می‌کنی چون اون بنده خدا خیلی خیلی خسته س و همین که ابراز می‌کنه میخواد کمک کنه .. همینم بنظرم از درک بالاش هست
بنظرم اصلا بهش سخت نگیر گناه داره..

اگه نخوابه صبح میتونه بره جاده؟ به نظرت خودت تقسیم کار عادلانه نکردی؟
صبح که بیدار میشی شیطون گولت نمیزنه الکی لج نمیکنی؟

مردا تعارف ندارن عزیزم
ولی به نظرم گناه داره خسته همین که به زبون میاره خیلی کار من که شوهرم تا ظهر خونه ظهر می‌ره تا ساعت ده شبم که میاد هیچ کار نمیکنه دریغ از ی لحظه بچه نگه داشتن فقط یکم باهاش بازی می‌کنه همین

خوبه نخوابه تو جاده خواب الود باشه؟ اگه کارش پشت میز نشین بود حالا حق داشتی در ثانی تو مادری مادرشدن که اسونی نداره عزیزم کم کم راه میفتی بقول بابام از میوه ها تازه یه توت بهت رسیده😂

اره کار بدی میکنی شوهرت نتونه بره جاده کی خرجتونو میده،درسته کاره ما خانوما سخته ولی اقایون بیچاره هم باید از صبح تا شب بدون برای اسایش زن و بچه
منم بچه بخاد گریه کنه زود ارومش میکنم شوهرم بتونه بخوابه صبح پاشه بره دنبال یه لقمه نون حلال

خب بیچاره حق داره بزار بخوابه تو که خونه ای هروقت پسرت خوابید بخواب

اره كار بدي ميكني
واقعا گناه داره بنده خدا داره زحمت ميكشه
بيكار نميچرخه كه

خب بیا شما برو جاده اون بچه بزرگ کنه. یه روزم به جاش نمیتونی بمونی. شوهر منم کارش سنگینه من اصلا چیزی نمیگم فقط درکش میکنم

نه عزیزم کار بدی نمیکنی ، طبیعیه چون خسته میشی ، منم مثل خودتم

سوال های مرتبط

مامان رضا مامان رضا ۲ ماهگی
خانوما توروخدا اگع میتونید کمکم کنید من خیلی نگرانم حالم بده
من قبل زایمان خیلی خیلیخواب سبکی داشتم اصلنم تو خواب حرف اینا نمیزدم خیلی هوشیار بودم اما الان خوابم خیلی سنگین شده میخوابم کلا بچه رو فراموش میکنم انگار یادم میره که بچه دارم یهو چشم باز میکنم بچه رو میبینم تازه یادم میفته بچه دارم با هولو ولا برش میدارم فکر میکنم خیلی وقته خوابیدمو بچه قندش افتاده تو خواب اما وقتی ساعتو نگاه میکنم میبینم فقط یکساعته که خوابیدم
تو اون یک ساعتم نه کوچکترین صدایی میشنوم نه چیزی
خیییلی نگرانم من اصلا اینجوری نبودم
نگرانم دستم بیفته رو بچه و متوجه نشم یا پتویی چیزی بندازم روش
یا اصلا نگرانم بیدار بشه گریه کنه و من متوجه نشم از خواب نپرم
وقتیم که از خواب میپرم انگار دیوونه میشم مثلا امروز هی مادرمو صدا میزدم و فکر میکردم خونه ی ماس
پنج دقیقه ای طول کشید تا به خودم بیام و یادم بیاد کجام و زمان و مکانو ...
ایا امکان داره اینا از عوارض زایمان باشه یا باید برم دکتر
واقعا حالم بده و نگرانم خواهش میکنم اکه کمکی از دستتون بر میاد دریغ نکنید