۸ پاسخ

اره حساسی بخدااا

الان چی غیر طبیعیه خواسته دم کرده منم تو شلوغی همچین کارایی میکنم اونطرف که میخاسته انجام بده خوشحال هم میشه

اشکال نداره این یه هفتس دیگه عزیزم تحمل کن، اگه حرف گوش کنه بهش کار بده مثلا بیا با هم ظرف بشورم من کف بزنم تو آب بکش، یا من جارو بکشم تو دستمال بکش، ولی زیادم خودتو اذیت نکن چشم رو هم بزنی گذشته

چه اشکالی داره

آره بنده خدا خواسته کمکی کرده باشه. از خداتم باشه🤣راحتت کرد

به من چه دم کنه ولی بهانه میشه براش کار دیگه ای نمیکنه... همه کارارو میریزه سر من

🫥🫥🫥🫥🫥

چرا تا این حد فکرتون رو درگیر چیزای بی اهمیت میکنین بیچاره خواسته کمک کنه .روز تاسوعا فکرت رو سوق بده سمت روضه ها و عزاداریها فیضت رو از این روز ببر برا خودت الکی داستان نتراش

سوال های مرتبط

مامان 🧿بستنی🧿 مامان 🧿بستنی🧿 ۶ سالگی
بچه ها راه حل بدین
بس که بچه های محل اومدن خونمون رفتن،صاحبخانم عاصی شده..گفت میخام برم دم در تک تکشون بچشونونفرستن دم درم..میگه بچه هامم عاصی ان ..میگه صب درو محکم بستن ..خیلی حساسه..من زنگ زده بودم بگم بچه ها زنگ زدن بین زنگ طبقه بالارونزنن درو بازنکنین.چون سری قبل فقط یکباردخترم زنگشونو زد بهم گفت زنگ ما رو زدن..الانم میگه اگه ناراحت نمیشی میخام بچه هارو دعواکنم که نیان اگه ماراحت نشی..چی بگم ..گفتم نه چراناراحت بشم..امروز واقعا خودمم خسته شدم..اگه خونه خودم بود میزاشتم صب تاشب بازی کنن ولی صاحبخانم حساسه ازطرفی درست موقع درس دخترم میان دخترمم باگریه وخاهش میره ..امروزعصررفت وبرگشت دوباره ساعت7ونیم الان دیدم همشونو اورده،گفتم شب شده بریدخونتون..خوشحال بودم دخترم همبازی پیدا کرده ولی اینطوری برای خودمم سخته بخان دم به دیقه برنو بیان ..ازساعت4تا8یه پام دم در بود.بچه های شمام بابچه های محل بازی میکنن ؟ازاین مسائل براتون پیش میاد؟
مامان کیاشا مامان کیاشا ۴ سالگی
فرزندپروری. تب. پستونک. شیرخشک. سرفه.
سلام امیدوارم برای همه سلامتی و آرامش باشه🦋
با اینکه شهر ما امن هست اما منم دلم مثل سیرو سرکه میجوشه برای وطنم برای هموطنان عزیزم ☘️
فارغ از تمام استرس ها و سرما خوردگی خودم و پسر کوچیکه خونه، امروز رو دور تند بودم به این دلیل که من خداروشکر بلدم تو هر شرایط زندگی رو واقعا زندگی کنم هیچوقت استرس اتفاقی که هنوز نیوفتاده رو نمیخورم 👌
از صبح خونه رو سابیدم ناهار و رسیدگی به پسر کوچولو ، عصر یکساعت و نیم باهمدیگه خوابیدیم 🫠
اول گاز مطبخ و حسابی سابیدم 🧽
بعد بیدارشدن فوری چای دم کردم ☕️
برای پسر کوچولو فرنی درست کردم 🥣
سیب زمینی گذاشتم آبپز شه کوکو درست کنم برای شام 🥔
نمازمم خوندم 📿
بعد نشستم با کلی فکر آزاد و حس خوب با کیاشا جانم کاربرگ کار کردم 📒

این حس خوب هزاران بار تقدیم شما باید 🥰
ما تو گیلان میزبان همه هموطنانمون هستیم، انشالله که اتفاقی نمیوفته اگر درصدی هم چیزی شد قدمتون سر چشم ما 💖