سوال های مرتبط

مامان میثاق وزینب مامان میثاق وزینب ۱ ماهگی
تجربه زایمان
پارت یک
سلام من امروز امدم تجربه زایمانم براتون بگم من از ۲دی دردم گرفت وقتی شوهرم من برای پیاده رفتم بیرون برگشتم دردام شروع شد ولی منظم نبود وقتی راه میرم درد دارم ووقتی میخوابم همه درد میره تاصبح بیدار بشم خوبم بعد دوباره شروع میظه ولی منظم نیست بعد به شوهرم گفتم برم معاینه کنم ببینم بعد رفتم بیمارستان گفت دوسانت هنوزی برو خونه بعد تو بیمارستان پیاده روی کردم گفتم شاید دردام بیشتر بشه ولی خسته شدم به شوهرم گفتم بریم خونه خودش اعصابش خورده چون میام بیمارستان ودردم خوب میشه برمیگردیم بعد مادرم امد برام دود پونه با حنا تبخیر کردم بعد رفتم دوش گرم گرفتم امدم اتاق سرفه کردم مثل اب ازم امد رسید پایین پاهام بعد درد که میگیره خیلی شدیدتر شد ولی هم منظم نبود بعد یکم عصر خوابیدم تو خواب دردم میگیره ومیره وبه خانم بهداشت گفتم که اب ازم ریخت گفت برو دوباره معاینه کن شاید کیسه ابت پاره شد منم همه چی اماده کردم ورفتم ووقتی معاینم کرد
مامان delvin مامان delvin ۹ ماهگی
مامان پناه خانوم مامان پناه خانوم روزهای ابتدایی تولد
می‌خوام تجربه مو بگم از زایمان سزارین
پارت اول)
روز یکشنبه بود که کلیه من شروع کرد به درد کردن دردش خفیف بود فک میکردم به خاطر دسشویی رفتن زیاد باشع ولی نه روز دوشنبه دردش بیشتر شد و هی مدام دردش بیشتر میشد با کمپرس آب گرم میزاشتم ماساژ میدادم هیچ فرقی نمی‌کرد دردش انقدر زیاد بود که گریه میکردم از دردش منی که توی عمرم همچین دردی نکشیده بودم چون نمی‌دونستم چیع نصف شب ساعت ۳ اینا بود نمی‌تونستم بخوابم کلا یکم گشنم بود اومدم یه کیک کوچیک با شیر خوردم بعد هر کاری کردم شوهرم ماساژ داد کلیه سمت چپم رو ولی دردش همچنان بیشتر میشد دیگه طاقت نیاوردم ساعت ۵ صب اینا بود گفتم بریم دکتر اومدم از مامانایی گهواره پرسیدم که درمانگاه بهتره یا بیمارستان که گفتن بیمارستان خلاصه به شوهرم گفتم پاشو بریم بیمارستان بعد ۱۰ دقیقه شوهرم ماشین رو آورد منم با کلی درد لباسامو پوشیدم و رفتم سوار ماشین شدم رفتیم بیمارستان بهبود و من رفتم بخش اورژانس و آزمایشات و کارت ملی اینارو گرفت ازم بعد گفت برو اتاق بیایم برا معاینه و فلان بقیه ش تاپینگ بعد