ذهنم آشفته هس دیگه نای زندگی ندارم خدا منو خیلی دوس داشت ولی من نفهمیدم چقد مانع جلوم گزاش ولی من رد شدم رفتم به سمت خطر اون روزی که میخاسم برم دکتر با شوهرم دعوام شد ساکمون برداشم بریم خونه مادرم مثه عزارائیل نزاش بد خیلی اتفاقای دیگم افتاد ولی ...بد گفتم حالا که نمیزاری بریم پاشو الای ببریم ی دکتر دیگه هم نشون بدیم اینجا منطقه محروم شهرمون دوتا دکتر داره بردیم امپول سفتریاکسون داده بود منم نمیدونسم عوارضش بچم تب داشت اون زدیم اومدیم تبش قط شد بدنش سرد بود نمیدونم تب درونی کرد یا امپول قندش افتاد صبحش بچم بیحال بود بردیم گفتن تشنج خفیف بوده ولی مغزش اسی ندیده دکترا گفتن اون امپول احتمال شوک داره من خودم نمیخشم همش اشک
میریزم یادم نمیره میگم منکه خدا جلوم گرف گف نرو چرا رفتم دکتر بیسواد بچم این روز انداخت لعنت به من دعا کنین زود بمیرم من ی مادر حساسی بودم حالا فکر ایندش رو مخمه میگم بچم نکنه روش تاثیر بزاره بد اون روز یکم عصبی شده نمیدونم .....😭😭😭😭😭😭😭😭🥺

۷ پاسخ

عزیزم خداروشکر که مغزش آسیب ندیده توهم نگران دخترت بودی
یه دکتره میگفت یه روزی یادت میره یادت نمیمونه که دخترت تشنج کرده باشه

عزیم برات صلوات میفرستم هم دلت ارام بگیره هم ان شاالله هیچی نشده نگران نباش

من پسر بزرگم تا زیر دوسال سه بار تشنج کرد
دفعه اول از مطب دکتر دراومدم‌بخاطر تب بالا رو دستام تشنج کرد و مرد ولی احیا کردن😭
دفعه دوم‌یه ماه بعد بخاطر اینکه دوز دارو کم دادم باز تو بغلم‌تشنج کرد و رسوندم درمانگاه
دفعه سوم مسموم‌شد و یهو بخاطر ضعف افتاد وسط خونه😭

همش جلو‌چشممه.بیمارستان بستری شد ‌‌نوار مغز گرفتن گفتن مغزش سالمه.دکتر گفت هروقت تب کرد دیازپام‌اطفال بده و‌شیاف دیکلوفناک ۵۰بزن
تا ۷سالگی ،منم همینکار کردم ولی دیازپام فقط ۶ماه موقع تب دادم و بعد قطع کردم

الان‌پسرم۹سالشه به حدی باهوشه که باورت نمیشه
منم‌اوایل مث تو افسرده شدم و خودم سرزنش میکردم.ولی کم کم خوب شدم.

پس نترس خیالت راحت،
ما مادریم‌بد بچه هامون نمیخابم ولی یکم بی تجربه ایم،

هنوز درگیر این فکری دختر بابا خداروشکر بچت سالمه و هیچ آسیبی به مغزش نرسیده خودتو ازاین فکر بیرون بیار از کجا‌میدونی اگه یوقت توخونه تب بالا داشت و تشنج میکرد چی هروقت فکرت بدی به ذهنت اومد فقط صلوات بفرست

عزیزم این امپول بر تبه ؟

از کجا معلوم نمیبردین دکتر تو خونه از تب بالا تشنج نمیکرد؟
هیچ نگران نباشین اگه تشنج خفیف یوده و آسیبی به مغز نرسیده هیچ جای نگرانی نیست. انشالا تا چند روز دیگه سلامتیشو به دست میاره

عزیزم اصلا بهش فک نکن تو که نمیدونستی اینجور میشه انشالله که طوری نمیشه دل ببند ب خدا انشالله که میگذره و جای هیچ نگرانی نمیمونه 🤲🙏

سوال های مرتبط

مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 ۲ سالگی
سلام خانوما میخام باهاتون درد دل مادرانه کنم من یه مادرم نگران و حساس به بچم از اول به دنیا اومدن بچم اینارو دارم با اشک مینویسم😭
الای وقتی دنیا اومد قندش پایین بود گفتن باید بستری شه وگرنه تشنج میکنه از اون روز ترس تشنج تو مغزم بود میگفتم خدایی نکرده بچم تشنج کنه فقط میترسیدم با زدن هر واکسن میمردم و زنده میشدم ولی به زور اون دوروز سر میکردم تموم میشد رسید به واکسن ۱۸ ماهگی گفتم خدایا شکرت دیگه واکسنش موند ۶ سالش بد یه ماه از واکسن یهو خونه مادرم تب کرد مادرم فهمید اومدم خونه تبش گرفتم ۳۸ و ۹ بود زود شیاف و شربت اینا دادم تا صب بالاسرش بودم سه شب بالا سرش نخابیدم بد س روز با شوهرم دعوام شد میخاسم برم خونه مادرم نزاش کاش میرفتم بد نزاش برم منم گفتم بچه رو بازم ببریم دکتر رفتیم یه امپول زد تبش قط شد منم خوشحالم که بچم خداروشکر دیگه تب نداره شب شد مدام دستم میزارم سرش خنگ خنک هس فردا صبحش بچه عوض شده بود دیگه الای قبلی نبود بردیم دکتر گف تشنج خفیف کرده ولی مغزش اسیب ندیده بچم بدنش سرد بود تب داخلی کرده بود تا حالا اونطور نشده بود امپول باعث شده بود تبش بزنه تو من الان از اون روز مردم دیگه میخام خودم بکشم امپول منو قول زد همش نگرانم همش گریه میکنم میگم منکه رو بچم اینقد حساس بودم چرا این اتفاق افتاد چرا بردم امپول زدن بهش...
مامان سبحان و نویان مامان سبحان و نویان ۱ سالگی
مامانا اگه بدونین دیروزعصر چیشد من تو اشپزخونه بودم یلحظه گریع نویان بلند شد اومدم تا بالش گذاشته زیر پاش یلخظه افتادع پیشونیش خورده‌تو قرنیس اندازه ی بند انگشت پیشونیش شکسته خون مث فواره میزد بیرون الهههیی هیچ‌مادری همچنین صحنه هایی از جیگر گوشش نبینه شوهرمم نبود زنگ‌مامانم میزدم حواب نمیداد بابامم قلبش عمل کرده دکتر قدقن کرده براش ناراحتی گفتم شوک بهش وارد میشه زنگ شوهرم زدم خارح شهر بود گفتم فقط خودتو برسون حالا نویان کل صورتش لباساش لباسای من زیر خون😭😭 سبحان از اون طرف ترسیده گریع میکرد خودمم که نگم براتون چ‌حالی بودم شوهرم اومد سریع بردیم دکتر گفت بخیه میخااد هم از داخل هم از بیرون حالا بچم به زوری گرفیتیم اون گریههه من گریهههه تا بخیه شده الهی بگردم براش قشنگ رفتم اون دنیا و برگشتم حالا روزی ی سوزن جنتامایسین فک کنم اسمش نوشته برا عفونتش امروز که بردیم زدیم خیلی درد داشت سفکسیم هم نوشته به ی زوری میخوره کسی تحربه داره حتما باید ای سوزنا بزنم خیلی اذیت شد بچم بمیرم براش