۵ پاسخ

😂😂😂

هههه۹😂😂😂

😂😂😂😂😂😂😂

🤪🤪🤪

وااااای خدا نکشتت دختر کلی خندیدم نصف شبی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان وتودلی❤️Aydin❤️ مامان وتودلی❤️Aydin❤️ هفته دوازدهم بارداری
مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۵ سالگی
از مادران بگو... از رنجِ مادرانی که به عشق و نوازش نیاز دارند و زیر بار مسئولیت سنگین مادری، نادیده گرفته‌می‌شوند و کنار گذاشته می‌شوند. از رنجِ مادرانی که با تمام هیجان و شور و اشتیاق اعلام حضور کردند و با یک هیس! مادرها که شیطنت نمی‌کنند و مادرها مقدسند و مادرها نجیبند، به عقب رانده‌شدند. مادرانی که ذوقشان همیشه کور شد و از آن‌ حجم از شور و شوق، فقط کوهی از اندوه ماند و شبیه به کاکتوسی که ماه‌ها آب ندیده، روز به روز از درون خالی شدند و پژمردند.
از رنج مادران بگو، از ایثارهای بی‌چشم‌داشت و دور ماندن از دلخوشی‌ها و فراغت. از برای دیگری و به خاطر دیگری، از خود گذشتن و آرزوهای خویش را از یاد بردن. از عمیقا پناه خواستن و ناگزیرانه، پناه شدن، نیاز داشتن و ناگزیرانه به نیازهای دیگری توجه کردن...
از رنج مادران بگو، از استعدادهای عجیب و بالقوه‌ای که بالفعل نشد، از رویاهایی که بافتند و به تن نکردند، از موهایی که سفید شدند و شادابی‌هایی که رنگ باختند و از ذهنی که به جای آرامش، فقط نگران بود.
از رنج مادران بگو، از اندوه دخترانِ دیروزی که همه به چشمِ انسانی قوی و از خودگذشته نگاهشان کردند و از اولین ثانیه‌ی تولد فرزندشان به بعد هیچ‌کس دخترک معصوم و شاداب و محبت‌خواهِ درونشان را به رسمیت نشناخت و از او توقعِ غرق شدن در مسئولیتی را داشتند که از ازل در ذهن‌ها ناعادلانه تعریف شده بود و آنان را به ناچار در نقشی فرو بردند که فقط محبت می‌کرد و فقط توجه می‌کرد و فقط مراقب بود و فقط پناه می‌شد و فقط و فقط و فقط مادر بود....
از مادران بگو، از دخترکان معصوم و پر آرزو و مشتاقی که زیر پوسته‌ی باورهای زمخت جامعه فراموش شدند...
#نرگس_صرافیان_طوفان