۲ پاسخ

خوب چی اشکالی داشت شصتش می‌خورده طفلکی بهتر از داروست

من از قطره ملاتونین جواب خوب گرفتم

سوال های مرتبط

مامان نیکان💕 مامان نیکان💕 ۳ سالگی
سلام مامانا تجربه ی از پوشک گرفتنم رو بگم
اول که شروع کردم هر ۲۰ دقیقه میبردم چون از قبل میدونست جیش چیه اکثرا همکاری میکرد شکلات و مغز و اینا هم جایزه بود و اینکه برچسب میدادم بهش گاهی اوقات می انداخت توی توالت بای بای میکردیم گاهی اوقاتم میزد به دیوار بعد حدود ۷ روز می گفت تا اینکه عید فطر شد و من پوشکش کردم دیگه نگفت و لجبازی خیلی زیاد منم سر کار میرفتم اصلا همکاری نمیکرد پوشکش کردم گفتم بهش استرس وارد نشه . از اول خرداد که تعطیل شدم و خونه بودم دوباره شروع کردم انگاری یادش بود هر یک الی یک ساعت و نیم میبردم جیش میکرد ولی پی پی هنوز توی شلوار یا پوشک . ی روز حس کردم پی پی داره هی دنبال یه گوش بود قایم بشه پی پی کنه بردمش دسشویی جیش میکرد پی پی هم کرد بعد گفتم بای بای کنیم بریم خونشون دیگه عادت کرد البته هنوزم گاهی اوقات ی ذره جیشش ک میاد بهم میگه . کلا پروسه ی طولانی یی هست باید صبور باشین و اگر حس کردین بچه اصلا همکاری نمیکنه ول کنید بزارین چندماه بعد
مامان مهدیار و تودلی مامان مهدیار و تودلی هفته پانزدهم بارداری
فرزندپروری شیرخشک نوزاد پوشک #زایمان_طبیعی فرزندپروری شیرخشک نوزاد پوشک #زایمان_طبیعی فرزندپروری شیرخشک نوزاد پوشک #زایمان_طبیعی فرزندپروری شیرخشک نوزاد پوشک #زایمان_طبیعی
امروز پسرمو بردم بهداشت واسه کنترل دوسالگی ،پسرمن بخاطر اینکه دوبار بستری شده از دکتر خیلی میترسه و استرس میگیره اگه دکتر بیاد سمتش گریه می‌کنه و نیغگه بریم، دکتر بهداشت دید بچم گریه میکنه گوشی پزشکیشو داد به مهدیار بهش گفت بذار رو قلب من صداشو بشنوم پسرم خوشش اومد حرفشو گوش داد بعد دیگه اصلا گریه نکرد اومدنی هم براش بوس فرستاد و بای بای کرد اونقد خوشم اومد از اخلاق دکتر 😍
بعد من دختر فوت تخصص میبردم تا میدید بچه گریه میکنه اعصابم بهم میریخت و دوست داشت زودتر بیرونت کنه چقد خوشحالم که همون موقع تصمیم گرفتم دیگه نرم مطبش
قد مهدیار ۹۲ بود فک کنم خوبه همونیه که میخوام
وزن۱۲ونیم بود بهداشت گفت خوبه ولی خب دوس داشتم به ۱۳ برسه ولی این بچه با غذا قهره کلا😞
مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
بای بای شیشه شیر و شیر خشک 🤗👋🏻
دلسا وقتی که بدنیا اومد تا ۲ ماه ۱۷ روز شیر سینمو خورد و بعد از اون شیر خشک خورد👼🏻🍼🩷
همیشه دغدغه از شیر گرفتن رو داشتم که دخترم اذیت نشه تا اینکه دلو زدم به دریا و تصمیم گرفتم دلسا رو از شیر بگیرم.
قرار بر این شد تو روز شیر پاستوریزه بدم و شب قبل از خواب شیر خشک بدم.
روز اول : شیر پاستوریزه رو جوشندم و وقتی که ولرم شد داخل شیشه شیرش ریختم وقتی شیرش رو خورد طعمش رو دوست نداشت، به فاصله زمانی مجدد امتحان کردم دیدم لب نمیزنه و میگه عه عه🤭
و اینجا بود که دیگه قوطی شیر خشک و شیشه شیرهاش و فلاسک آبجوشش رو قایم کردم😉
من موندم و دلسا با یدونه شیشه شیر و شیر پاستوریزه 😬
شب که شد یکبار دیگه شیر جدید رو براش جوشندم و باز نخورد ، البته بگم ها تو طی روز غذا و میوه و خوراکی خورده بود. و تمرکزش به سمت غذا رفته بود.🥰
روز دوم : وقتی از خواب بیدار شد اصلا نگفت شیر میخوام با من قشنگ صبحانه خورد بعدش براش وقت گذاشتم باهم بازی کردیم دم دمای نهار غذاش رو خورد و بعد از یه ساعتی خوابش برد 😴
الان خداروشکر دو روزی هست که دختر قشنگم
شیر نخواسته💓