۱۰ پاسخ

وای چقد ما زنا بدبختیم😭اونوقت شوهرم حسرت منو میخوره میگه میخوری و میخوابی
ولی این فکرررااااا ادمو پیرررر میکنه

قبول دارم مادر بودن فاجعه است فقط فکر بچه در هر شرایطی نمیتونی بهشون فکر نکنی چه موجودی هستیم که خدا خلقمون کرده

دورت بگردم درخواست میدی داشته باشمت من درخواستام پر نمیتونم ببخشید عزیزم 🙏

بچتون تقریبا همسن دختر منه
میشه بگید قد و وزنش چنده؟

برو رمان بنویس یاد رمان‌هایی ک میخوندم افتادم

من هم لاهیجان هستم.پیش کدوم دکتر بردین. من پیش دکتر بهزاد و علیزاده بردم ولی فاید نداشت.

یه لحظه ترسیدم... اینجوری نگو الحمدلله بچت عین ماهه

درخواست دوستی بدید منم درخاست بدم بهتون

میشه درخواست بدی عزیزم

چیزی شدع

سوال های مرتبط

مامان لیام جان مامان لیام جان ۲ سالگی
عطر وانیل کل خونه رو پرکرده فکر میکنم لذیذترین شیربرنج زندگیم رو درست کردم
اجاق گاز رو خاموش میکنم و اتاق رو آماده میکنم واسه چرت نیم روزی
صدای جیغ و گریه ت بلند میشه
چالش جدید
به شدت در مقابل خوابیدن مقاومت می‌کنی
شب و روز هم نداره
کلافه ام و سعی میکنم آروم باشم
از رو تخت بلند میشم و بغلت میکنم میریم تو سالن برات ژل دندون میزنم
اما باز گریه می‌کنی
یکم آب می‌ریزم تو شیشه شیرت
میخوری و آرومی
اما باز که میارمت اتاق خواب گریه می‌کنی
بابا حمید بلند میشه و بغلت می‌کنه
میخندی و با صورتی که از اشک خیس شده بهم نگاه می‌کنی
بهت لبخند میزنم اما ناراحتم
همراه بابا حمید میری تو سالن و منم رو تخت منتظرتون میشم
یک ربع طول می‌کشه که بابا حمید آروم میارتت رو تخت
تو سالن تو بغل باباحمید خوابت برده بود
سه تایی کنار هم دراز کشیدیم و جسم و روح خسته مون رو دعوت میکنیم به یه استراحت نیم روزی
آخ که عجییییب میچسبه این خواب دوساعته با عطر وانیل و خنکای کولر
مامان دنیز مامان دنیز ۱ سالگی
مامان لیام جان مامان لیام جان ۲ سالگی
با حرص غذامو میخورم و تندتند شروع میکنم به جمع کردن
جیغت حتی ثانیه ای قطع نمیشه
من و بابا حمید سکوت کردیم
فقط خودمون دوتا میدونیم که الان ضربان قلبمون رو چنده
میخایم صبور باشیم و تو داری همه ی تلاشت رو می‌کنی که کاسه صبرمون لبریز بشه
موفق نمیشی
چون من و بابا حمید به خودمون قول دادیم که صدامون رو بلند نکنیم
لباست رو که خیس شده عوض میکنم
و به بابا حمید میگم از صبح با اون سه تا دونه تخم بلدرچینی که خورده سرپاس
ناهار هم که لب نزده
براش ۱۲۰تا شیر درست کن
همینطور که داری شیر میخوری دست میکشم تو موهات و تلاش میکنم بغضم نشکنه
با خودم میگم یعنی چند تا ناهار و شام دیگه رو قرار اینجوری سرپایی،با استرس،بابغض قورت بدم
طبق عادت هرروز با بابا حمید میری یه دور نیم ساعته میزنی تا من خونه رو مرتب کنم
از خونه که میرید بیرون بغضم می‌شکنه
مگه من چی میخام جز اینکه تو غذاتو کامل بخوری
با گریه کارامو میکنم و برات فرنی درست میکنم که بعد از خواب بخوری
چقدر خستم لیام
چقدر زیاد خسته ام
اینقدر فکرم مشغوله که اگه تقویم گوشی آلارم نمی‌داد یادم می‌رفت امروز بیست و ششمه و این یعنی تو ۱۶ماهه شدی مامان
مامان 𝑺𝒂𝒎𝒆𝒏🌱 مامان 𝑺𝒂𝒎𝒆𝒏🌱 ۱۷ ماهگی
اولین خمیردندون و مسواک گل پسری 😅🥰❄️
انشالله همه دندونات سالم بمونن مادر
من به شدت رو وسایلایی که برای پسرم تهیه میکنم حساسم و کلا مدلم اینجوری که هم خودم خیلی تحقیق میکنم راجبش و هم از چندتا دکتر سوال میکنم و بعد استفاده میکنم ازش
خمیردندونای زیادی تحت عنوان خمیردندان کودک تو بازار هستش که همشون رده سنی دارند با توجه به مواد تشکیل دهنده و مقدار فلورایدی که دارن داخلشون
که اینایی که من خریدم هردو ایمن هستند و مخصوص دندون های شیری هستند
دکتر پسرم تاکید داشتند که هر زمانی که دندون شیری دربیاد باید برای جلوگیری از پوسیدگی مسواک زدن شروع بشه اونم حتما با خمیردندان وگرنه مسواک زدن با اب هیچ تفاوتی با نزدنش نداره
فقط نکته اینجاست که مقدار خمیردندان باید اندازه دونه عدس باشه حتما که اگه خورده هم بشه مشکلی ایجاد نکنه ولی من بعد زدن مسواک برای پسرم انگشتم و خیس میکنم و میکشم رو دندوناش اینجوری اصلا خورده هم نمیشه و بعد بهش آب میدم
حتما که مادرها و دوستای عزیزم خیلی بیشتر از من آگاه هستند به این موضوعات ولی من تاپیکم مخصوص کسانی هستش که عین خود من دودل بودند تو انتخاب خمیردندان
انشالله که مفید بوده باشه براتون 🥰😍💚🌱
#پوسیدگی
#خمیردندان
#مسواک
#فرزندپروری