۷ پاسخ

سلام گلم
بدون که تنها نیستی
من به علاوه چیزایی که گفتی تو غربت زندگی میکنم ینی کمک خانواده خودم رو هم ندارم

خانواده همسر هم که فقط لب و دهن

خودتو ناراحت نکن منم گاهی دچار فروپاشی روانی میشم وقتایی که خیلی خسته ام و فشار روم زیاده
عذر خواهی هم معنا نداره به نظرم باید ببینن و بفهمن (که متاسفانه میبینن و نمیفهمن)

عزيزم تو كاره اشتباهي نكردي ناراحت نباش♥️

عذرخواهی برای اینکه فشار روته و طرفت درکی نداره
منم شرایطم مثل خودته. و هیچ تغییر نکرده

شوهر من بخدا ظرف هم نمی‌شوره یعتی هیچکاری نمیکنه دیشب بیمارستان همراه مادرشوهرم بودم تا صبح بیدار بودم ظهر اومد خونه دید خوابم لباش آویزونه الان خاستم لباسام بپوشم ول کنم برم خونه بابام نزاشت خسته شدمه ساعت ۵اومده از سرکار رفته بیرون نیمد تا ۱۰ نیم ساعت موند و رفت نیمد تا ۱۲ الانم رفتهدقلیون میکشه مگه من بردش شدمه که بیاد حاضر وآماده بخوره جا تشکرش ازم طلبکار شع

والا خوب گفتی خودتو خالی کردی ولش کن یادش میره😀

گلم شوهر من ابم‌ نمیره بخوره من بلید بدم بش حالا باز مال تو ظرف میشوره

تو آرامش همه چیو توضیح بده و بهش بگو تنهایی نمتونی

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام مامانا
میخوام از تجریه ام بگم درمورد از پوشک گرفتن همتا
اولش بگم که خیلی امروزو فردا میکردم چون حس میکردم که امادگی خودمم خیلیی مهمه،و اینکه فرشامم نو کرده بودم هم بی تاثیر نبود 😅ولی از مدتها پیش براش شعرو اهنگ میذاشتم یا درموردش صحبت میکردم باهاش که باید مثل مامان و بابا و...بری دستشوی نباید پوشکت کثیف باشه و...
بعد ازون شروع کردم توی همون حالتی که پوشک داشت میبردمش دستشویی و میگفتم افرین ببین مای بی بیت تمیزه و....
اینم بگم دخترم شبا اصلا مای بی بیش خیس نبود(اولین علامت امادگی) تا هر وقت که بیدار میشد،یکی از خوشبختیای من همین بود😍صبح هر وقت بیدار میشد میبردمش دستشویی و اونجا کارشو میکرد و چند ساعت بازش میزاشتم بعد دوباره مای بی بی میکردم ولی میگفتم هر وقت دستشویی داشتی بگو ،مای بی بی شورتی فقط توی این دوره استفاده میکردم،بیرون و مهمونی هم همچنان میرفتم ،بعد فهمیدم که بیرون از خونه که باشیم مای بی بیش تمیزه
(اینم دومین علائم امادگی)بقیشو تاپیک بعدی میزارم
مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
یه حرفی امدم بگم دوستانی که دارن از پوشک میگیرن یا از شیر ...

من همیشه استرس این دو رو داشتم
خداروشکر پسرم ۲۰ روز مونده بود به تولد ۲سالگیش کلا شیر نخورد و یه جورایی خودش پس زد
و من هیچ کاری نکردم که از شیر بگیرمش
خیلی یهویی این کار کرد یه شب اتفاقی نخواست دیگه...

به همسرم گفتم فقط استرس پوشک گرفتن مونده که هرکی تو فامیل میدید می‌گفت عه هنوز پوشک میکنی
مثلاً پسرم ۲سال بود تازه
میگفتم بله تا وقتی که خودش پوشک درنیاره من اصراری نمیکنم که از پوشک بگیرم چون نمیخوام هم به خودم هم به پسرم استرس الکی وارد کنم و...

خلاصه من به همسرم گفتم یه روز بریم براش صندلی جیش بگیرم که تقریبا ۲۸ ماهش بود پسرم
گفتم میخوام کم‌کم یاد بگیره با توالت رفتن آشنا بشه
همسرم کلی مای بی بی جینی خریده بود و اصرار داشت که تا ۳سالگی باید مای بی بی کنی بعد...
چون اعتقاد داشت قبل ۳سالگی آسیب میبینه بچه اگه زودتر از پوشک بگیری...

ادامه تاپیک بعد
لطفاً صبور باشین تایپ کنم 😀