۱۳ پاسخ

یا خدا ۶۵ فکر کنم زیاد باشه برای طبیعی ها حتی اگه دانشجو برش بزنه مگه فاصله واژن تا مقعد چقدره؟بخیه داخلی و بیرونی روهم ۶۵ تا نمیشه

کدوم بیمارستان رفتی

ای خدا 😣

۶۵ تا چه خبر بود؟

عزیزم چقد زایمان سختی داشتیییییی😰🥺

وای عاشق خوندن تجربه زایمانم من😅

ای خدا، چه ناراحت کننده🥲باز خداروشکر خودتو نینی الان سالمین❤

وای چقدر سخت

یا پیغمبر این چی بود من دیدم من همینطوری میترسم دکترمم گفته طبیعی سزارین اختیاری نداریم دیگه

یاخدا۶۵تا😐😐

درد طبیعی واقعا وحشتناک و غیر قابل تحمله، قدمش براتون مبارک باشه عزیزم

65تابخیه مگه چند کیلو بود🥺

😰😰😪 یا خدا

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی:

جمعه از ساعت ۷ شب تا ۱ شب هر ۱ ساعت درد متوسط و انقباض داشتم
شنبه صبح رفتم استخر بعد استخرم باز ساعتی یه بار درد داشتم، رفتم پیش ماما معاینه کرد گفت هنوز ۱ سانتم نشده و کلی وقت داری شاید یه خفته تا دو هفته دیگه، شنبه شب از ساعت ۹ هر ۱۰ دقیقه درد داشتم که هی شدیدتر شد از ساعت ۳ هم شد هر ۶ دقیقه و شدیییید که دیگه رفتم بیمارستان
بیمارستان،NST گرفتن و گفتن انقباضات شدید نیست ولی من خیلی درد شدید داشتم هر ۵ تا ۶ دقیقه، معاینه شدم گفت دو فینگر تایتی و الآن وقت بستری نیست، اما تا از تخت بلند شدم خونریزی کردم و بخاطر خونریزی ساعت ۷ صبح یکشنبه بستریم کردن، ساعت ۸ و نیم یکشنبه تو ۴ سانت کیسه آبم پاره شد و دردام شدت گرفت، از ۴ سانت تا ۶ سانت وان آب گرم خیلی کمک کننده بود. از ۶ سانت تا ۹ سانت رو فکر کنم تو نیم ساعت ۱ ساعت رفتم ولی امام از ۹ سانت تا ۱۰ سانت که بنظر من بدترین قسمت زایمان بود، احساس درد و زور زییییاد، بعد فول شدن زمان زور زدن انقد خسته و بیجون بودم که قدرتم کفایت نمیکرد واسه همین دو تا پرستار و ماما همزمان با زور زدن من از بالا به رحمم فشار می آوردن تا بلاخره ساعت ۲ ظهر یکشنبه ۱۸ مرداد که سورنا کوچولو بعد کلی درد و جیغای من با وزن ۳ کیلو و ۲۰ و قد ۴۹ سانت به دنیا اومد و درد و اذیتای منم تمام .... البته من بخاطر سفتی پرینه بخیه خوردم و الان تنها چیزی که یکم اذیتم میکنه همون بخیه هاست . جالب اینجاست که NST حتی تا لحظات آخر هم انقباضات من رو قوی نشون نمیداد!

# زایمان #زایمان #زایمان
مامان بردیا مامان بردیا ۸ ماهگی
پارت یک تجربه زایمان طبیعی
۴۰ هفته بودم دیدم درد ندارم متاسفانه رفتم دکتر گفتم که ۴۰ هفتم گذشته و درد ندارم برای زایمان حرکات پسرم خیلی کم شده بود بهشون گفتم بستریم کردن و فرستادن بلوک زایمان معاینه تحریکی شدم ۱ سانت باز بودم از هر ۱۰ دقیقه یک بار معاینه میکردن خیلی درد داشت بعدش اومدن و بهم سرم وصل کردن بعد از وصل کردن سرم هر نیم ساعت ۱ ثانیه درد داشتم بعدش درد ها زیاد تر شد معاینه هم میکردن بیشتر اذیت میشدم پسرم خودشو تو شکمم سفت میکرد دردم بیشتر بیشتر میشد بعدش اومدن بهم سوند بادکنکی گزاشتن ۷‌تا سرنگ مایع زدن داخل بادکنک که داخل واژنم بود یه درد وحشتناکی بهم حس میداد از ساعت ۸ شب تا ۱۲ شب درد داشتم که اومدن معاینه کردن گفتن ۴ ثانتی چون درد زیادی داشتم گفتن برو حموم آب گرم بگیر به کمرت ماساژ بده مامات من ماما نداشتم مادر خودم بود بعد اینکه آب گرم و مامانم گرفت به کمرم و شکمم ماساژ میداد خیلی ازوم میشدم ساعت ۲ از حموم در اومدم اومدن معاینه کردم شده بودم ۹ سانث بقیش پارت ۲ می‌زارم