۳ پاسخ

دختر منم ۲۳ ام تولدشه.. منم اینروزا فقط یاد خاطرات پارسال میوفتم.. ک خدا خدا میکردم بدنیا بیاد دیگ.. هم بخاطر اینک زودتر ببینمش همم اینک از اینهمه سنگینی راحت بشم

😄😄😄خدا حفظش کنه

برای تولد فسقلیتون اگه مینیمال پسندید و اکسسوری خواستید در خدمتم دوست عزیز 🌼🩷

سوال های مرتبط

مامان خانوم کوچولو ❤️ مامان خانوم کوچولو ❤️ ۱۵ ماهگی
پارسال این موقع تو بیمارستان بودم تو اتاق عمل
با کلی شوق و استرس داشتم زیر لب ایت الکرسی میخوندم و منتطر شنیدن گريه کوچولوت بودم وقتی صدای گریتو شنیدم یه احساسی از ته قلبم جوشید ک تا حالا تجربش نکرده بودم
وقتی یادش میوفتم اصلا باورم نمیشه انقد زود گذشت
زایمان خیلی یهویی و اورژانسی داشتم من اصلا واسه زایمان نرفته بودم بیمارستان یه هفته ای بود درگیر فشار بالا بودم و همش دست و پاهام مثل بادکنک پف می‌کرد همش ازین دکتر به اون دکتر ازین آزمایشگاه به اون آزمایشگاه گفتن میری بستری میشی فشارت میاد پایین مرخصت میکنن
من رفتم بیمارستان 4 ساعت بعدش زایمان کردم 😂
نمیدونم چرا با وجود همه اینا اصلا نمی‌ترسیدم همچی تو بیمارستان برام جالب بود وقتی داشتن سوزنو میزدن تو کمرم شاید عجیب باشه من خیلی خوشحال بودم همش دوس داشتم زودتر این پروسه ها بگذره تا بتونم نینی کوچولومو ببینم
خداروشکر که بخیر گذشت
خداروشکر ک دارمت دخترم
خداروشکر که خدای مهربون منو لایق مادرشدن دونست
خدايا شکرت که یکساله کنارمی ضُحی جانم ❤️
🥰🦋