سلام خانوما یه سوال خصوصی میپرسم شرمنده ولی واقعا فکرمو درگیر کرده خاله من حدودا ۴۸ سالشه حدود پانزده سالی بزرگتره داشت راجب تعداد دفعات زناشویی می‌گفت که تا به حال یک هفته هم نشده رابطه نداشته باشن معمولا تو هفته ۵ بار رابطه دارن کلا دو تا بچه بزرگ داره من گفتم از وقتی ما بچه دار شدیم گاهی دو هفته سه هفته رابطه نداریم چون همش تایمی که ما بیداریم باهامون بیداره ندرت میشه بخوابه بتونیم باهم باشیم گفت وااااای مگه میشه شوهر تو جوونه چطوری ممکنه حتی یک هفته رابطه نداشته باشین در صورتیکه حتی برای ما یک ماه هم شده و شوهرم درکش بالاست همش بهش میگم بچمون بیداره کلا کم خوابم هست هیچی نمیگه گاهی بغلم میکنه دخترم هولش میده میگه مامان خودمه نمی‌ذاره سمتم بیاد حالا اینا به کنار خالم یه جوری گفت وا مگه میشه شوهرت جوون چطوری ممکنه یه هفته رابطه نداشته باشین که من ته دلم خالی شد می‌خوام بدونم آیا طبیعیه شماها هم همینطور هستید و همسرتون درک می‌کنه شرایطو یا بیشتر شبا باهم رابطه دارید؟

۱۳ پاسخ

عزیزم این اسمش درک کردن نیست
همسر شما میل جنسیش کمتر از شوهرخالتون هست شما هم نسبت به خالتون همینطوری
اگه هردو از سبک زندگی رضایت دارین که مشکلی نداره اگه ته دلتون راضی نیستین باید یه فکری برای رابطتون کنین چون خیلی مهمه

ببخشید ولی اصلا چرا در مورد مسائل خصوصی‌ تون حرف میزنید

من بعضی وقتا یادم میره آخرین رابطه کی بوده بعضی وقتام از رابطه نزدیک کلافه میشم بستگی ب شرایط روحی جسمی هر فرد داره اصولا دلیل برعدم علاقه و خیانت و سردی اینا نمیتونه باشه

سلام بله عزیزم طبیعیههههه ماهم همیتطوریم دوسه هفته گاهی هفته ای خودتا درگیر نکن الکی

بستگی به زندگی هر شخصی داره زیاد وارد جزءیات خصوصی همدیگه نشید بهتره اما اینم بگم یکی از دوست های من مثل خاله ی شما هروقت دور هم جمع میشدیم کلا از تعداد رابزه های زیادش حرف میزد ک هر شب رابطه دارن ما همگی تعجب میکردیم چون بدن ادم اصلا کشش هرشب رابطه رو نداره بعدا خودش گفت اره دیگه شوهر من به یک دقیقه نکشیده ارضا میشه و خانومش رو هم ارضا نمیکنه حالا فرض کن ما هفته ای یکبار رابطه داریم هردو ارضا میشیم و همه چی عالیه در مقایسه با اونی ک هرشب رابطه داره ولی بی کیفیت

بله عزیزم کاملا طبیعیه رفتارتون،ما هم همینجوری هستیم

طبیعیه عزیزم
نمیخاد زیاد حساس باشید، همه زن و شوهرا ک مثل هم نیستند

له نظرم اصلا با اقوام در مورد این چیزها حرف نزن. و کلا زندگی هر کسی به خودش ربط داره منم شده در هفته جندبار باشه و یا چندهفته اصلا نباسه شرایط و ... دیگه ادم مریض میشه بچه هست فرق داره

والا ما ی روز در میان دو روز در میان

پریودم یکم زیاد شه زمانش دعوامون میشه

خوب همه همین طور هستند با وجود دو تا بچه باید زمان مناسب پیش بیاد برای رابطه .ی

عزیزم ما هم همینیم شده چهار پنج روز یه بار یا به قول خودت هفته ای یه بار اما متاسفانه شوهرم اصلا درک نداره یعنی جوابشو ندی یه جوری اخلاق گندشو میده بیرون که آدم وحشت میکنه و حالتو بد میکنه واقعا قهر میکنه عصبانی میشه حتی شده چیزیم بشکنه یا منو بزنه در این حد هر چند من مقصر نیستم یه مدت کارایی میکرد که واقعا باعث شده یکم دلسرد بشم ازش بخاطر همونم هست که مثله قبل زیاد حوصله رابطه ندارم حتی اگه بچه مون خواب باشه و بتونیم رابطه داشته باشیم نگرانم نباش قرار نیست همه مثله هم باشن و ربطی ام به سن و سال نداره

آره بابا شده
ربات که نیستیم شرایط تغییر میکنه مود ما هم تغییر میکنه

اره عزیزم کاااملا طبیعیه ما هم شده دو سه هفته رابطه نداشتیم بوده تو یه ماه یه بار رابطه داشتیم

سوال های مرتبط

مامان ❤️قلبم❤️ مامان ❤️قلبم❤️ ۳ سالگی
شوهرم خسته که میشه کاسبیش یه روز به راه نباشه مباد خستگی هاش خونه خالی میکنه گیر میده
بیشتر هم واسه رابطه کچلممممم کرده ولش کتی دم به دقیقه باید بهش بدی 😑😑😑😑😑😑😑
مثلا دخترم پیس ما میخابه میگم تا بچه نخوابیده هی سیخ نکن چی در میاد از این سیخ کردنات دست زدن هات بچه متوجه میشه زشته
نزارم ناراحت میشه میگه چیه از من سیر شدی و فلان میگم بابا زشته بچه ۳سال و نیم متوجه میشه جاشم دخترم به هیچ وجه هرکار کردم جدا نمیشه ازم
میرم اون طرقی میخابم هی غر غر و اگه من فردا چی گرفتم واسه خونه چی گرفتم و ......
یا دخترم من آرایش کنم اونم میگه منم شوهرمم هی میگه چرا آرایش نمیکنی میگم بایا اینم آرایش میکنه عادت میکنه
بخدا روانی شدم لز دست شوهرم رابطه هم میخاد سریع میره اصل مطلب بیا ببخشید معذرت میخام ببخشید ب خ و ر که من متنفرمممممم
حالا یکم گرم کنه آدمو حرفی نازکشیدنی دستی فلانی نه یک کاره کاری که میدونه بدم میاد بدون ناز خریدن من میگه بیا منم میگم نه ناراحت میشه بخدا اگه تا دخترم ببخابه فقط بغل کنه مشکلی ندارم
یعنی گلوم هم پاره کنم گوش نمیده هی انگول میکنه دست میکشه منم تگوت میخورم بالخره بچه متوجه میشه اونم دخترم خیلی زرنگه زود یه چیز یاد میگیره
خانما دارم گریه میکنم بخدا چکار کنم
الانم پشتش کرد بهش دخترم بغل کرد خوابید گفت میرم سرکار واسه کی پس
البته بگم سر شب اومد خونه خستگی شو انداخت برای ما منظورم سر یه چیز کوچیک که گفتم فلان چیز آوردی گفت نه گفتم من که بهت گفتم بیار دعوا راه انداخت جرا بهم دستور میدی میگی مگه من بهت نگفتم فلان چیز بیار
اون بد متوجه شد و قشرق راه انداخت دلم شکست