شوهرم خسته که میشه کاسبیش یه روز به راه نباشه مباد خستگی هاش خونه خالی میکنه گیر میده
بیشتر هم واسه رابطه کچلممممم کرده ولش کتی دم به دقیقه باید بهش بدی 😑😑😑😑😑😑😑
مثلا دخترم پیس ما میخابه میگم تا بچه نخوابیده هی سیخ نکن چی در میاد از این سیخ کردنات دست زدن هات بچه متوجه میشه زشته
نزارم ناراحت میشه میگه چیه از من سیر شدی و فلان میگم بابا زشته بچه ۳سال و نیم متوجه میشه جاشم دخترم به هیچ وجه هرکار کردم جدا نمیشه ازم
میرم اون طرقی میخابم هی غر غر و اگه من فردا چی گرفتم واسه خونه چی گرفتم و ......
یا دخترم من آرایش کنم اونم میگه منم شوهرمم هی میگه چرا آرایش نمیکنی میگم بایا اینم آرایش میکنه عادت میکنه
بخدا روانی شدم لز دست شوهرم رابطه هم میخاد سریع میره اصل مطلب بیا ببخشید معذرت میخام ببخشید ب خ و ر که من متنفرمممممم
حالا یکم گرم کنه آدمو حرفی نازکشیدنی دستی فلانی نه یک کاره کاری که میدونه بدم میاد بدون ناز خریدن من میگه بیا منم میگم نه ناراحت میشه بخدا اگه تا دخترم ببخابه فقط بغل کنه مشکلی ندارم
یعنی گلوم هم پاره کنم گوش نمیده هی انگول میکنه دست میکشه منم تگوت میخورم بالخره بچه متوجه میشه اونم دخترم خیلی زرنگه زود یه چیز یاد میگیره
خانما دارم گریه میکنم بخدا چکار کنم
الانم پشتش کرد بهش دخترم بغل کرد خوابید گفت میرم سرکار واسه کی پس
البته بگم سر شب اومد خونه خستگی شو انداخت برای ما منظورم سر یه چیز کوچیک که گفتم فلان چیز آوردی گفت نه گفتم من که بهت گفتم بیار دعوا راه انداخت جرا بهم دستور میدی میگی مگه من بهت نگفتم فلان چیز بیار
اون بد متوجه شد و قشرق راه انداخت دلم شکست

۱۲ پاسخ

الان بنظرت کسی می‌تونه راهنمایی کنه؟والا یه سوالایی می‌پرسین آدم روش نمیشه از خواهر و مادرشم بپرسه🤔

اصلا نذار کنار دخترت کاری انجام بده
بچه ها میبینند و متوجه میشن
دور از جون حیوون ک نیست نتونه هوسشو کنترل کنه
خواب دخترتو تنظیم کن زود بخوابونش‌
بعد بریم اتاق دیگ یا هال کارتونو کنید.
بعد خوابیدنش میتونی برا همسرت اگ دوس داره آرایش کنی.
از‌نیارها و خواسته هاتم برا همسرت حرف بزن
برده جنسیش ک نیستی باید ارضات کنه.

جانا سخن از زبان ما میگویی
دقیقا درگیری های منه
البته من جرات نداره بگه بیا بخور🤣
ولی به من گیر میده برعکسش کع بخوره
اصن همجوره روانیم

خدایی چ دغدغه هایی دارید تنها چالشی ک من ندارم همبنه😂😂

شوهرمنو گفتی😅
البته مال ما خیلی کم پیش میاد
کنار دخترم حرکتی هم بزنه
زیر پتو بغل میکنه ور میره اروم
بعد ک خوابید میریم تو اتاق

ولی بیشتر وقتا تموم سعی مو میکنم بچه رو زود بخوابونم قبل اومدنش
بعد میریم تو اتاق

امان از دست این اقایون

نگران نباش خواهر مردا اکثرا همینن ولی خب باهاشون صحبت کن وقتی که مثلاً داری براش کاری که دوست داره انجام میدی بگو بگو باید خودتو کنترل کنی بچه ها حس میکنن

بچه رو زودتر بخوابون تو اتاق دیگه کارتونو انجام بدین

خب بچه خوابید برید تو یه اتاق دیگه توی هالی جایی

درکت میکنم

خب دخترت ارایش کنه چی میشه مگه ، دخترت بچس تو جلوش ارایش نکنی یکم سنش رفت بالا چهارتا رو ببینه بیشتر کنجکاو میشه برای لوازم ارایشی ، بعدشم تا تنور داغه بچسب بهش که فردا پس فردا خدایی نکرده نره پیش یکی دیگه نیازشو برطرف کنه ، دخترت که خوابید برو تو اتاق چیزی ، الان یسریا میان میگن بابا ولش کن ،

براش توضیح بده ک پیش دخترت عشق بازی کنه چ آسیبی ب ذهن بچه وارد میکنید الان همه بچه ها خیلی کنکجاون دوس دارن ازهمه چی تقلید کنن ذهنشوداغون نکنید زودترچراغو خاموش کن وقتی خوابش عمیق شد ی اتاق دیگ کارتو انجام بده

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۴ سالگی
وای مامانا خیلی عصبیم ینی اوف
پسر خواهر شوهرم ۶ سالشه ما خونهامون یک کوچه فرقشه
گاهی پسر خواهر شوهرم تنها میاد اینجا ۶/۷ ساعت میمونه بازی میکنن با دخترم
منم هر دوهفته یکبار میفرستم خونه ی عمش نهایت دوساعت بعد میرم میارمش
پسر عمش که میاد خونه ی ما انقد بدو بدو میکنن که همسایه طبقه پایینیمون همیشه میاد دعوا می‌کنه باهامون دخترم خدایی آرومه ولی اون نه ،یا لحافت ها رو میریزن تو اتاق انقد اسباب بازی و بهم میریزن خونه رو که حد نداره دخترم دوسال کوچیکتر اگه اسباب بازیاشو نده بهش قهر می‌کنه میگه میرم خونمون یا باهات بازی نمیکنم این بچمم مجبور میشه بهش بده یا همش تهدید می‌کنه میرم دخترم خیلی گریه می‌کنه چندبارم دعواش کردم ولی حالی نمیشه
حالا دختر من چند ساعت که خونه ی اوناس خواهر شوهرم یه گوشی میده دست پسرش از صب که بیدار میشه تا بوق شب دخترم منم پیشش گوشی عمشو میبینه من روزی دوتا نیم ساعت گوشی میدم دست دخترم دوست ندارم گوشی ببینه اونجا میفرستم بازی کنه همش بخواد گوشی ببینه خب همین خونه گوشی میدم دستش
نه خونشونو بهم میریزن نه اسباب بازیاشو میاره وسط منم وقتی پسرش میاد مثل خر بعدش باید کار کنم و اعصابم خورد بشه
اوف چیکار کنم دیوونه شدم انقد حرص خوردم
مامان سوین مامان سوین ۳ سالگی
یه ماگ‌خریدم ۴۸۰ اومدم خونه دخترم رفت روی چارپایه آب از شیر آشپزخونه بخوره از دستش ول شد افتاد شکست امیرعلی هم تو آشپزخونه بود منم انقد عصبانی شدم زدم زیر گریه رفتم تو اتاق امیرعلی خورده سرامیکارو جم کرد اومد تو اتاق گفت خدایی واسه یه لیوان اینجوری زار میزنی اگه آره پاشو بریم یدونه دیگه بخر منم اعصابم خیلی خورد بود گریه میکردم اونم عصبانی شد داد زد فدای سر بچم تو معلوم نیست دردت چیه داری اینجوری اشک تمساح میریزی مث آدم بگو چه کوفتته درد چیه منم گفتم خودت یه دردته داد میزنی سر من و ...
همینجور دعوا بالا گرفت بعد منم بهش گفتم اگه میخای خانوادتو ببینی برو من هیچ وقت منعت نکردم عقده هاتو سرم من خالی نکن مگه مقصر من بودم ؟گفتم نمیخای بیا جدا شیم من راضی تو هم راضی گور بابای ناراضی ! گفت تو واقعا راضی برا طلاق گفتم خیلی وقته! یهو زد زیر گریه رفت کنج اتاق زانوهاش بغل کرده بود گریه میکرد منم دیدم گریه میکنه هیچی نگفتم رفتم تو حال . به خدا من اعصابم از دست دخترم خورد بود نه چیز دیگه
ولی میدونم خانوادشو نمبینه عقده کرده تقصیر منه! خب بره به خدا من حرفی ندارم .عذاب وجدان داره خفم میکنه



فرزند کودک همسر دارو دکتر رفلاکس پوشک مولفیکس تب شدید
مامان لنا مامان لنا ۴ سالگی
سلام مامانا خوبید؟بچه های شما آیا میرید جایی اذیت میکنن؟دختر من که دیگه اصلن به حرفم گوش نمیده انگار کر میشه مثلا گیر میده به یکی ازاعضای فامیل بریم بازی کنیم یا برام کتاب بخون هرچقدرم طرف میگه الان کار دارم میخام چای بریزم بعدش میام بازی میکنم نمیفهمه هی اصرار میکنه دستشو میکشه،مثلاامشل رفتیم جایی بچه کوچیک دوساله داشتن دخترمن هی بادستش گردنشو قلقلک میداد بچه هم میخندید هم خودشو میکشید کنار من گفتم دخترم نکن بچه خوشش نمیاد پدرشوهرو مادرشوهرمم گفتن نکن اینجوری نکن بابای بچه هم دوبار گفت نکن دخترم بعدش بالحن بلندتر گفت نکککننن اینجوری عه من خیلی ناراحت شدم،بعدشم رفتن بازی کنن دوتایی هی بچه رو هل میداد خیلی محکم نه ولی خب هل بود دیگه جوری که بازم یکی دونفر تذکر دادن منم چنبار براش توضیح دادم هل دادن خطرناکه اینکارو نکن دخترم،اما توگوشش نرفت که نرفت،خونه که برگشتیم دیگه کارد میزدی خونم درنمیومد اونقدر براش توضیح دادم دعواش کردم گفتم چرا حرف منو گوش نمیدی وقتی میریم جایی کاری نکن که کسی به خودش اجازه بده باهات دعواکنه دختر خوبی باش کارای بد نکن وقتی من بهت گفتم دخترم اینکار نکن یده توام گوش کن وانجام نده،بیشتر ازکار دخترم میدونی چی اذیتم میکرد اینکه دیگران همش به بچم میگن نکن نکن
شما وقتی میرید مهمونی به حرفتون گوش میدن؟؟یابه بچه های دیگه حسودی میکنن؟