یکم درد دل کنم خفه نشم 😅
صب از بیمارستان زنگ زدن ک یکشنبه بیایین بیمارستان واسه جنین های فریز شده ای ک دارین صورت جلسه شده ک بندازیم دور اگ هزینه نگهداری ندید

تقریبا داره ۴ سال میشه ک فریز کردیم و اصلا سراغشون نرفتیم آخه هر ۶ ماه باید میرفتیم و هزینه میدادیم بابت نگهداری...
دخترم ک با وزن ۲ کیلو بدنیا اومد اونم رفلاکس و کولیک و دست تنها دیگه گفتیم همین خدا برامون حفظ کنه توانایی نداریم واسه بعدی ....

مشکلات اینقدر زیاد شد ک چیزی ک یادمون نبود جنین فریز شده ها بود

الان بهش میگم شوهرم نیست نمیتونم با بچه کوچیک تو این گرما پاشم بیام شهر دیگه
بگو هزینه چقدر میشه ک بزنم ب حساب بیمارستان
میگه مراحله دفتری زیادی داره باید حضوری بیای یکشنبه هم نیای میندازیم بره

نمیدونم چرا منی ک تا حالا بهشون فکرم نکرده بودم با این جمله ک میندازیم حس عجیبی دارم انگار قلبم داره کنده میشه (اونام بچه هامن خب )😥😥😥

شوهرمم تا دو هفته دیگه نمیاد خونه الان ۲ هفتس ک رفته ....سر کار تا عصر بعد کار شون گوشی نمیبرن حداقل یکم باهاش حرف بزنم یکم آرومم کنه با حرفاش ...
کلافم خیلی دوستای خوبم ...

۱۳ پاسخ

نمیشه با داداشت بری؟

وای نه حیفن زنگ بزن بگو نمیتونم الان بیام یه هفته دیگه نگه دارین میام یا یه آشنا پیدا کن بره کارشون کنه

من خواهر شوهرم یواشکی بدون اینکه کسی نفهمه یه مدت غیبش زد بعدن معلوم شد که بچشو کاشته.منم از زبون یه نفر شنیدم خودم خبر نداشتم خیلی بچه هارو مسخره میکرد که نگا چجورین .یعنی به همه ایراد می‌گرفت با این بچه داریاشون.منم بی خبر از همه جا بهش گفتم آبجی مبارک باشه بچه کاشتی .چشت روز بد نبینه یه روزگاری ازم سیاه کرد که چرا گفتی کاشتی.من مستاجرش بودم منو با بچه 6ماهه از خونش انداخت بیرون .شهر ما کاشت و آی وی افو عار میبینن قایمکی میرن تهران آی وی اف که کسی نفهمه🙁.الان شمارو دیدم که چه راحت در موردش حرف میزنید خوشم اومد 🙂

نمیشه عزیزم با کسی از اقوام بری

بابت نگه‌داری ش چقد میدادین؟

گلم یکی کمه بعدا پشیمون میشی من الان دوتا دارم اگه اوضاع جامعه این نبود بازم دوست داشتم بیارم

کدوم شهره

ببخشید میشه بپرسم چرا فریز کرده بودین؟

جنین فریزیعنی چی؟

تهدیدشون کن بگو اگ بندازید ازتون شکایت میکنم
من هزینش میدم هفته بعدمیام واسه کارای اداری

وای منم نرفتم سراغ جنین هام...والا خودشونم زنگ نزدن نکنه بدون اجازه بندازن بره ....

جنین فریزشده یعنی چی ؟
با تخمک های فریز شده فرق داره؟

بگو بزار واریز کنم شوهرم که امد میایم برای مراحل دفتری

سوال های مرتبط

مامان رادین و پارسا مامان رادین و پارسا ۳ سالگی
خدایا من ناشکری نمیکنم ولی واقعا خستم شروع نشده انرژیم ته کشیده ۵ سال آخر عمرم ب استرس رفت استرس درسای دانشگاه استرس پایان نامه استرس مرخصی زایمانی ک بخاطر یک هفته بهم ندادن استرس آزمون استخدامی مصاحبه استرس گزینش استرس ی پسر ۱۵ ماه ک بخاطرش ی سال مادرم آواره شهر ما شد و ی سوال منت مادرشوهرم کشیدم .تازه داشتم نفس میکشیدم ک باردار شدم استرس داشتن دو تا بچه سخته شدن مسوِلیت بر نیومدن از پس دوتا بچه دست تنها بودنم تو شهر غریب مامانم ک هعق ته حرفش این اگ پاییز بچت دنیا بیاد من چجوری بیام مادرشوهرم ک تشریف برده تو این شرایط مسافرت رله دور البته باش هم کاری ازش بر نمیاد جز استرس بیخود دادن ک چرا لباس بچه زیاده یا کم ک چرا صورتش مو زیاد داره ک اینجوری شیر بده اینجوری عوضش کن خونه مت ک نمیاد بخواد کمک کنه برم اونجام باید خودش بچه رو عوض کنه چون وسواس شدید داره استرس اینک ک میخواد دومی رو بعد تموم شدن مرخصی برام نگه داره چکار باید بکنم ک بتونم مرخصی بدون حقوق بگیرم ک زحمات من ب باد نداره از اون طرف میخواستم قبل زایمان دفاع پایان نامه ارشد انجام بدم ک جور نشد
من دست تنها با دوتا بچه باید چ کنم
مامان darya مامان darya ۳ سالگی
میخام روزمرگیم از‌صبح ک بلند شدم بگم
دیشب ک ساعت ۲ خوابیدم صبح ساعت‌۶ بلند شدم ب دخترم ک ۳ سالش بود ی لقمه‌دادم رفتم حیاط شستم خونه‌جمع و جور کردم ک سه تا بچه ها دیگه هم بلند شد ی خورده باهاشون کلنجار رفتم و ساعت ۸.۳۰ باید میرفتم کلاس رانندگی صبحونه برای بچه ها گذاشتم دخترمو بردم با خودم بچه هام کلاس اول میره دخترم پسرم ۵ سالشه یکی هم ۳ یکی هم ۱۰ ماهشه خلاصه مشق های دخترمو فیلم گرفتم ک از روش بخونه و بنویسه ک اومدم هیچی هم ننوشته بود ظهر دخترمو ک ۹ ماهش هست رو با کالسکه با دخترم بردمش مدرسه نگم از راه ک با اتوبوس برم و ی عالمه پیاده برم و بیام بعد میگم من چ قدرتی دارم ک کالسکه رو تنها بلند میکنم میزارم تو اتوبوس خلاصه ۴ یار تو ی روز میرم و میام ی مسافت طولانی رو اومدم خونه ب بچه ها ناهار دادم شوهرم گفت برام غذا بفرست باقالی پلو با ماهی درست کردم فرستادم کیک درست کردم برادر شوهرم تو فوتبال پاش آسیب دیده بود با آبمیوه شیر و کمپوت و اینجور چیزا بردم بهش دادم بعد رفتم دنبال دخترم ب غیر از تایم اتوبوس تقریبا ۳۰ دقیقه پیاده روی هم داره کلا رو هم خلاصه ک از صبح ساعت ۶ تا الان ۵ مین نبود ک نشسته باشم هبچ چیزی منو ناراحت نکرد الان دارم با گریه مینویسم این ک معلم دخترم پیام گذاشته املاش اصلا خوب نبود و نمیتونه بخونه😭😭😭انگار خستگی روزم اومد رو شونم