خدایا من ناشکری نمیکنم ولی واقعا خستم شروع نشده انرژیم ته کشیده ۵ سال آخر عمرم ب استرس رفت استرس درسای دانشگاه استرس پایان نامه استرس مرخصی زایمانی ک بخاطر یک هفته بهم ندادن استرس آزمون استخدامی مصاحبه استرس گزینش استرس ی پسر ۱۵ ماه ک بخاطرش ی سال مادرم آواره شهر ما شد و ی سوال منت مادرشوهرم کشیدم .تازه داشتم نفس میکشیدم ک باردار شدم استرس داشتن دو تا بچه سخته شدن مسوِلیت بر نیومدن از پس دوتا بچه دست تنها بودنم تو شهر غریب مامانم ک هعق ته حرفش این اگ پاییز بچت دنیا بیاد من چجوری بیام مادرشوهرم ک تشریف برده تو این شرایط مسافرت رله دور البته باش هم کاری ازش بر نمیاد جز استرس بیخود دادن ک چرا لباس بچه زیاده یا کم ک چرا صورتش مو زیاد داره ک اینجوری شیر بده اینجوری عوضش کن خونه مت ک نمیاد بخواد کمک کنه برم اونجام باید خودش بچه رو عوض کنه چون وسواس شدید داره استرس اینک ک میخواد دومی رو بعد تموم شدن مرخصی برام نگه داره چکار باید بکنم ک بتونم مرخصی بدون حقوق بگیرم ک زحمات من ب باد نداره از اون طرف میخواستم قبل زایمان دفاع پایان نامه ارشد انجام بدم ک جور نشد
من دست تنها با دوتا بچه باید چ کنم

تصویر
۱۷ پاسخ

مرخصی بگیر تو مادر و مسئول اون بچه هایی اول از همه
تازه کو حالا حضوری بشه مطمعن باش که غیر حضوریه

چرا پرستار نمیگیری

شرایطت سخته حق داری امیدوارم که مشکلاتت یکی بعد از اون یکی و به راحتی حل بشن

بازم خداروشکر کن مامانت به خاطر تو اومد پیشت و درسته سختی کشید ولی به خاطت اومد، مادرشوهرت درسته غر بیجا میزنه ولی بازم کمکت کرد و دست تنها نبودی تا الان
من بیچاره چی بگم مامانم حتی برای یع ساعت که برم دندونپزشکی حاضر نشد بچه ام رو نگه داره موقع زایمانام برای خواهرم دهروز میره وایمیسته برای من به زور یه هفته میاد همه اشم غر میزنه باید برم بابات تنهاست در صورتیکه بعضی وقتها یه هفته ده روز میره خونه مامانش با اینکه پرستارم داره همه اش به مهمونی و روضه اینور اونره ولی برای من وقت نداره استرس نداشته باش خدا هست و به هیچ کسی ام نیاز نداریم

برو ی مدرسه ای پیدا کن شاید سرایدارش بچتونگهداره یابرو آموزش پرورش صحبت کن بگوشرایطم اینه مدرسه ای میخوام اونجا کسی بچمو نگه داره شایدکمک کنن

همه اینا میگذره بابا ،لازم نیست همه چیز پرفکت و عالی بگذره ،استرس نابودت میکنه خودتو جمع کن توکل به خدا کن .عزیزم وقتی دوتا بچه اوردی الویتت بچه هاتن

سلام
خوبی
ببخشید من دوتاپسر۵ساله و ۳ساله دارم
اگر بتونی
لباس کفش اسباب بازی
یا لباسا خودت ک لازم نذاری
بفرستی
ممنونت میشم
شرمنده
من ابادانم
خودم هزینه پست میدم
شرمنده بازم

منم عاشق شغلمم ولی باید استعفا بدم بچم پیش هیچکس نمیمونه

اگه با یه بچه کار کردی ادامه دادی با دو تا هم میتونی ،خدا توان و در تو دیده که بهت بچه داده، لطف خدا بوده ، وقتی ایمان داشته باشی همه چی راحت میشه، از الان استرس روز هایی که نیومده رو نگیر بسپار دست خدا بزار خودش برات تصمیم بگیره ، برای پایان نامه چند ماه عقب بنداز تا بچه یه کم جون بگیره بعد شروع کن

عزیزم مرخصی میدن بهت تا۵سال حق قانونی ماست من یکی از همکارام سر دخترس دوسال سر پسرش سه سال مرخصی بدون حقوق گرفت
منم چندروز پیش بردم درخواستمو دادم اداره تاکید کردم ک نمیتونم تحت هیچ شرایطی سرکار بیام میتونید غیبت بزنید و اینا...
اصن نترس بالاخره حقمونه و باید مرخصی رو بدن مخصوصا واسه بچه

عزیزم من نمیدونم خدا کمکت کنه....ولی شما با علم براین همه مشکلات دومی رو باردار شدی هرچند ناخاسته باید از همون اول ب فکر ی روش محکم برا جلوگیری می بودی

تهران ساکن هستین؟

نگاه برا همه همینه....منم معلمم..همه اینایی ک گفتی دارم بعلاوه اینکه روز مصاحبه با بخیه رفتم کلی استرس و مادری ک 5روز پیشم بود و من مرخصی بم ندادن و شوهری ک شغل نداره و دغدغه خرج خونه اگه نرم سرکار. و بچم ک تو سه روزگی فهمیدم مشکل کلیه داره...خانواده شوهری ک اصلا من و بچاهمو دوست ندارن و همش اریتشون بهمون رسیده و کلی کار کشاورز و .....ولی همه میگذره فقط آسون بگیر آسون بگذره

هی خواهر به یه جا می‌رسی که باید بین دوتاش یکی رو انتخاب کنی گلم واقعا سخته مگه اینکه از همین الان بگردی دنبال پرستار معتمد.من خودم بعداز ۱۴ سال سابقه استعفا دادم تا در کنار بچه هام باشم

همینکه تونستی به این مرحله برسی باید به خودت افتخار کنی من دوباربچه بردم بیرون دارم ازخستگی له میشم درسم نمیخونم😐

ی سال مادرشوهرم نگه داشت پسرمو

شغلت چیه

سوال های مرتبط

مامان ❤Hana ❤ مامان ❤Hana ❤ ۴ سالگی
یکم درد دل کنم خفه نشم 😅
صب از بیمارستان زنگ زدن ک یکشنبه بیایین بیمارستان واسه جنین های فریز شده ای ک دارین صورت جلسه شده ک بندازیم دور اگ هزینه نگهداری ندید

تقریبا داره ۴ سال میشه ک فریز کردیم و اصلا سراغشون نرفتیم آخه هر ۶ ماه باید میرفتیم و هزینه میدادیم بابت نگهداری...
دخترم ک با وزن ۲ کیلو بدنیا اومد اونم رفلاکس و کولیک و دست تنها دیگه گفتیم همین خدا برامون حفظ کنه توانایی نداریم واسه بعدی ....

مشکلات اینقدر زیاد شد ک چیزی ک یادمون نبود جنین فریز شده ها بود

الان بهش میگم شوهرم نیست نمیتونم با بچه کوچیک تو این گرما پاشم بیام شهر دیگه
بگو هزینه چقدر میشه ک بزنم ب حساب بیمارستان
میگه مراحله دفتری زیادی داره باید حضوری بیای یکشنبه هم نیای میندازیم بره

نمیدونم چرا منی ک تا حالا بهشون فکرم نکرده بودم با این جمله ک میندازیم حس عجیبی دارم انگار قلبم داره کنده میشه (اونام بچه هامن خب )😥😥😥

شوهرمم تا دو هفته دیگه نمیاد خونه الان ۲ هفتس ک رفته ....سر کار تا عصر بعد کار شون گوشی نمیبرن حداقل یکم باهاش حرف بزنم یکم آرومم کنه با حرفاش ...
کلافم خیلی دوستای خوبم ...