داشتم عکسامو مرور میکردم یهویی چشمم به یه عکس افتادخدایا چقد من گریه کردم ک بچه دار نمیشدم چقد دلم برا شوهرم میسوخت تک پسر بود اما نمیشد پدر بشه من مشکل داشتم اینقد استرس داشتم گفتم تااریا رو بغل نگیرم باورم نمیشد که مادر میشم اخه یه تحربه بد داشتم من قبل اریا یه بارداری پوچ داشتم حالا این عکس مال ژمانیه که من هفته 26بودم فک کنم با علاعم پارگی کیسه اب رفتم بیمارستان منو فرستا دن زایشگاه از همین پنجره بچه هایی که دنیا میومدن و نشپن باباهاشون میدادن شوهرمم از پشت همین پنجره منو نگامیکرد و میخندید یعنی اون لحظه ب ا شوهرم آتیش گرفتم همه با ذوق بچه مام منتظر درسته باردار بودم اما باورمون نمیشد ایقد منتظر بچه بودیم ولی خدا خیلی بززگه خدا رو بحق ابرو امام حسین قسمش میدم هیچچجج زنی حسرت مادرشدن ب دلش نمپنه چون من سالها کشیذم این حسرتو و انشالله هرکسی کوچولپیی داره خدا حفظش کنه بااآریای من
این عکس ساعت 1شب شوهرم مسخره بازی درمیاورد میدونست من ناراحتم وای دلم اتیش بود براش

تصویر
۶ پاسخ

تحت نظر کی بودی کرمانشاه عزیزم؟ چند سال باردار نشدی؟؟

اللهم امین با اینکه خداروشکر تجربه نازایی نداشتم اما از ته دلم درک میکنم چقدر سخت میتونه باشه

زایشگاه شاباد منم زیاد میرفتم😂😂

ان شاءالله خدا تمام‌کوچولوها حفظ کنه و دامن همه سبز کنه

الهی. خدا تمام کوچلوهارو حفظ کنه

اخی عزیزم خدا گل پسرتوحفظ کنه ایشالا

سوال های مرتبط

مامان وروجکم🤱(آرتام) مامان وروجکم🤱(آرتام) ۷ ماهگی
مامان دلارا مامان دلارا ۴ ماهگی
یه حرف دلی برای مامانا
از بچگی عاشق بچه پسرها بودم معلم میخواستم بشم دوس داشتم مدرسه پسرونه برم مادرم باردار شد دوس داشتم داداش بیاره برام کلا ارتباطم با بچه پسرها خوب بود اما خب قسمت نشد خدا بهم دختر داد با اینکه موقعیت تعیین جنسیت هم داشتم اما سپردم به خدا و اون دختر برامن در نظر گرفت حالا صاحب یه دختر ناز تو دل برو شدم که شب ها برعکس همه نی نی هایی که دورم بوده نه عاشق تاب دادن نه گهواره و نه هیچی دیگه فقط بخوابم سرشو بزاره رو بازوم و چند مین بعدش خوابه خوابه ...حالا فک میکنم شاید اگه پسر بود ایقدر نمیتوست نزدیک به خودم بشه حالا دیگه نه تنها دخترم بلکه یه رفیق صمیمی یه خواهر دارم که میتونم همه جا باهاش برم شاید اگه پسر بود الان با وجود مشکلاتم احساس تنهایی میکردم اما الان میبینم واقعا خدا خیلی دوسم داشته که تو این شرایط به من دختر داد ...میخوام بگم همیشه خدا بهترین هارو براتون در نظر میگیره حالا دیگه اگه ۱۰۰دلارا تو زندگیم داشته باشم بازمه کمه
مامان آرون مامان آرون ۲ ماهگی
همه فکر میکنن مادرایی که شیر خشک به بچه میدن همش قضاوت میشن
اما من یه مادرم که شیر خودمو میدم به بچم
هفته های اول نوک سینم زخم شدش با درد به بچه هرجوری بود شیر دادم
الانم پسرم هر دو‌ساعت از خواب بیدار میشه شیرش میدم چون شیر مادر سریعتر حضم میشه و‌بچه گشنش میشه
وسط شیر دادن یهو احساس تشنگی شدید می‌کنم بعضی وقتا هم ضعف می‌کنم ولی با همه اینا بازم دوست دارم شیر خودمو به بچه بدم وزن پسرمم خوبه ‌‌دکتر و بهداشت هروقت رفتم گفتن خوبه و نیاز به کمکی نداره
ولی با همه اینا گاهی اطرافیانم یه حرفایی میزنن که دلم میشکنه واقعا
بچم دهنش باز میشه میگن گشنشه در حالی که من بچم رو میشناسم اگه خیلی زود به زود بهش شیر بدم بالا میاره
یا مثلا مادر شوهرم به شوهرم میگف شیرش بچه رو سیر نمیکنه واسه همین بچه گریه میکنه 🥲واقعا دلم شکست که من دارم با این همه سختی به بچم شیر میدم ولی اینا همیشه تا بچه گریه میکنه سریع میگن گشنشه در حالی که بچه کولیک داره شبا از یه ساعتی به بعد گریه هاش شروع میشه ربطی به گشنگی نداره اما فقط میخوان به من مادر حس ناکافی بودن بدن